
گفتوگوی اختصاصی احیا با یحیی یثربی
آیینهای عزاداری مایهی سرگرمی شده است/ توجه بیشاز اندازه به آیینها نقض غرض است
3 آبان 1393 ساعت 10:57
تاریخ و اندیشه - احیا: سید یحیی یثربی معتقد است که آیینهای عزاداری بیشاز اندازه فراوانی پیدا کردهاند و در عین حال مایهی سرگرمی شدهاند تا مایهی معرفتزایی باشند.
تاریخ و اندیشه-احیا: سبک زندگی اسلامی را نمیشود بیتوجه به آیینهای مذهبی تصور کرد. حق هم البته همین است؛ هویت دینی و مذهبی ما را آیینها شکل میدهند، یا در یک نگاه حداقلی تاثیر بهسزایی در هویتیابیمان دارند.
آنچه بهنظر میرسد این است؛ آیینها بیشتر «فرم» هستند و میبایست انتقال دهندهی «محتوا» باشند. به عبارتی نمیتوان به خود آیینها اصالت بخشید. هر چند این ادعا از اهمیت «فرم» که رسانای «محتوا»ست نمیکاهد. یعنی با چشم پوشی از آیینها نمیتوان با کتاب، مقاله، یادداشت و ... محتوای مذهب هماتنطور که هست، به مخاطب منتقل کرد. آیین بهترین و همسنخترین بستر برای انتقال محتوای مذهب است.
استاد جعفری رحمهالله عیله هم به چنین مفهومی معتقد بودند، آن جا که از اهمیت «طریقت» در سیر و سلوک سخن میگویند. در کتاب ایدهآل زندگی، زندگی ایدهآل.
از این رو به نظر میآید لازمهی نگاه اندیشگی و عمیق به دین همین است؛ انسان هر چند با «فرم» به دین برسد، اما در آن ایستا نماند. البته این در حالیست که «فرم» در «محتوا» تحریفی ایجاد نکند یا اجزاء آن را جابهجا نفرماید. در صورتیکه که امروز آیینهای ما نه تنها اصالت پیدا کردهاند بلکه در محتوای دین هم بعضاً تحریف بهوجود میآورند و یا اجزاء دین را بههم میریزند.
خوشبینانهترین گزارشی که از تاثیر آیینهای مذهبی امروز جامعهمان میتوانیم ارائه دهیم این است که این آیینها نظم و نظام محتوای دین که در خدمت یک هدف واحد است را به هم میزنند و خودشان درصدد کسب اصالت هستند.
ایام محرم پیک برگزاری آیین های مذهبی است. روزهایی که اتفاقات بسیار عظیمی بر سر «دین» آمده. اتفاقاتی که هر کدام نقش تعیین کننده در سرنوشت مسلمانان و مسلمانی ما داشته. همین روزها و اهمیتشان و به تبع آن اهمیت آیینهای عزاداری بهترین بهانه بود تا سراغ سید یحیی یثربی برویم و از منظر یک فارغالتحصیل حوزه و دانشگاه، فیلسوف و در عین حال یک معتقد کامل به آیینهای عزاداری مسئله را بکاویم. که یثربی افتخار میکند روضهخوان اباعبدالله(ع) بوده و هست.
سید یحیی یثربی در گفتوگوی پیشرو اندیشه را در مسیل کارکردیاش بهره میبرد و صریح و گرم به سوالها پاسخ میدهد.
بخش اول گفتوگو با موضوع آیینهای مذهبی به شرح زیر است:
احیا: این روزها پیک برگزاری آیینهای عزاداری است. همان که ما از آنها هویت میگیریم و با آنها به شعار اسلامی عشق میورزیم. فکر میکنید چقدر آیینهای عزاداری امروز کارکرد واقعی خود را حفظ کردهاند؟! آیا خود این آیینها به جای اینکه در خدمت محتوای دین باشند در صدد اصالت نیستند؟
سید یحیی یثربی: فرض کنید ما وسط معرکهایم. میجنگیم. دشمن به قلب لشکر حمله میکند و فرمانده را میکشد. در این هنگام وظیفه چیست؟! ما باید یکی را جانشین او کنیم تا سپاه از هم نپاشد؟ یا تاسف بخوریم و از کارزار باز ایستیم؟! مسلمان هر عقل سلیمی انتخاب و جایگزین کردن فرمانده را پیشنهاد میکند. عقل فرمان میدهد حالا باید یک فرمانده انتخاب کنی تا معرکه را شکست نخوری. فرصت تاسف خوردن و پاسداشت فرمانده بعد از پیروزی نیز وجود دارد. آیینهای عزاداری امروز، ما را وسط جنگ قرار میدهند، فرمانده را هم میکشند، اما انتخاب فرمانده را تجویز نمیکنند. میگویند باید بایستیم و فقط و فقط اشک بریزیم. نمیدانم متوجه حمله لشکر دشمن هستند یا خیر؟! اما همه را دعوت میکنند که مبادا کاری بکنید... . مبادا فکری بکنید... . فرماندهی انتخاب کنید... . خیر. فقط در جای خود بمانید و تاسف بخورید.
این در حالیست که عاشورا اولین قدم مبارزهی اسلام با انحراف و ظلم و ستم بود. همان مبارزه میباید ادامه پیدا کند. عقل چنین کاری از ما میخواهد. تکلیف ما با برگزاری آیینها ساقط نمیشود، چرا که ما مکلفیم مبارزه کنیم. اما چینی وانمود میشود که با همین آیینها کار تمام شده است.
میبایست به این مهم توجه کنیم که دلسوزی برای امام حسین(ع) یک امر کاملا طبیعی است. کیست بر بلایی که بر سر امام حسین آمده گریه نکند و دلسوزی نکند؟! من خودم روضهخوانی کردهام و خودم را روضه خوان هم میدانم. اما این دلیل نمیشود که از تکلیف چشم پوشی کنم. این آیینها هم برای زنده نگه داشتن همان راه برقرار شده. ما اگر راه امام حسین(ع) را برویم و از مسیر خارج نشویم، در حقیقت عزاداری هم کردهایم. از طریق احساسات هم ارادت خودمان را به آن امام(ع) ثابت کردهایم.
کسی که در خانه چند میلیاری روضه برپا میکند، میلیاردها از بیتالمال به جیب میزند، خیال میکند که آیینها را زنده نگه داشته است، خیال میکند که عزاداری کردهاست. خیال میکند که کار خودش را هم در قیامت آسان کرده است. چنین افرادی حقهبازی بیش نیستند و با حقه بازی هم نمیشود از این آستان نفعی برد.
ناصرالدین شاه مینشست در میان مردم و با آن ها عزاداری میکرد. آیینها را محترم میشمرد. این خوب است که ناصر الدین شاه آیینها را احترام کند، اما وظیفه او چیز دیگریست. او باید جستوجو میکرد که آیا در جایی ستمی است از آن ستم جلوگیری میکرد. باید توجه میکرد که همان نشستن او در میان مردم و عزاداری کردن نکند مصداق ظلم و ستم باشد!
احیا: پس میبایست به آیینها نگاه کارکردی داشته باشیم؟
مسلما بله. نگاه کارکردی به این معنا که نباید از دو چیز غفلت کنیم؛ یکی نباید آیین چنان بزرگ شود که هدف از بین برود. یا فقط و فقط لقلقهی زبان شود. اصلیترین هدف امام حسین(ع) برانگیختن احساسات مردم نبود، ایشان میخواستند با ظلم مبارزه کنند. ستم را ریشه کن کنند. آیین ها هم میباید در پی ترویج این باشند. نه اینکه یا به این هدف توجه نکنند یا این که صرفا شعار خودشان قرار دهند. گویی مجسمهی زیبایی از ظلم ستیزی ساخته باشند و جلو دیدگان بگذارند. بیآنکه تاثیری گذارد و کسی را بر علیه ظلم بشوراند.
امام حسین(ع) بر عیله تبغیض و دزدی مبارزه میکردند، اما در جامعه امروز ما تبغیض به قبرستانها هم کشیده شده است. کودکستان، مهد کودک، مدرسه، دانشگاه، اداراتهای ما همه پر شده است از تبعیض. چرا یکی از این کسانی که دائم در این عزاداری ها شرکت میکنند و آیینها را برپا نگه میدارند اعترای نمیکنند. چرادر محل کارشان، کاری را به نحو احسن انجام نمیدهند؟! چرا همکارشان را اصلاح نمیکنند؟! مگر غیر این است که آن آیینها درصدد آموزش آرا و نظرات امام حسین به مخاطبانش است؟!
احیا: به نظرتان خود آیینها ذاتا در ما اثر نمیگذارند که به اهداف امام(ع) توجه کنیم؟!
اگر چنین تاثیری داشتند که وضع امروز ما اینطور نمیشد. گریه بی مبارزه ظلم بر امام حسین(ع) است. معرفی خنثی از امام حسین(ع) ظلم است. امام حسین(ع) هدف داشته و به خاطر ان به جنگ رفته است.
نکته دوم اما، این است که نباید ما عقلانیت را فدای آیین کنیم. آیین برای معرفتزایی است. یعنی محرم میبایست طوری پاسداشت میشد که هر سال بعد از ده روز عزاداری یک درجه بر شعور مردم افزوده میشد.
امروز وقت مردم با آیینها گرفته میشود.
احیا: اما امروز هم برگزار کنندهها معتقدند که میخواهند معرفتافزایی کنند... فکر میکنید مشکل کار کجاست؟
به نظر من آیینها برای برانگیختن احساسات هستند. آدم را مشغول میکنند ولی معرفتی اضافه نمیکنند. توجه بیش از اندازه به آیینها خوب نیست. چون به هدف و کلیت دین هم سازگار نیست. بهایی که دین به عقلانیت داده به هیچچیز دیگر نداده است.
یکی از مشکلها خود آیین است. عزاداریهای ما امروز سرتاسر شده است نماد و آیین. زنجیر و علم و طبل و هزاران شیوه مداحی و... همهی عزاداری نماد آیین شده است. این مایه سرگرمی مردم میشود و مانع معرفتافزایی است. این مسئله نقض غرض است؛ دین و امام حسین میگویند که ما باید به راه عقلانیت برویم ولی ما با آیینها راه را کج میکنیم. از عقلانیت دور میکنیم.
احیا: به هر حال آیینها مانع انحراف از اصل هم نمیشود. یعنی اگر چیزی به اندوختههای مخاطب اضافه نکند چیزی کم نمیکند... اینطور نیست؟
این درست است که اگر آیینها چیزی بر معرفت اضافه نکنند چیزی هم کم نمیکنند اما شیوه امام حسین(ع) اینطور نبوده. هرچند خود آیینها هم منحرف شدهاند. توجه کنید که امروز آیا آیینها عقلانی و شعور را به جوانان گوشزد میکنند. یعنی این آیینها طوری سامان داده شدهاند و برگزار میشود که در هر لحظهاش جوان با عقلانیت و شعور مواجه باشد. چیزی که اتفاقا سیره امام حسین(ع) همان است. ایشان در هر لحظه یاران خود را با عقلانیت و شعور مواجهه میکردند. اما جوان ما امروز ده روز میرود عزاداری نهتنها یک درجه به شعورش اضافه نمیشود، بلکه درجه ای هم کم میشود.
کد مطلب: 737
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcak0n0149ne.5k4.html