حال‌وروز شعر آیینی در گفت‌وگو با عبدالجبار کاکایی

فقر دانش گریبان‌گیر شاعران آیینی / مثل مجاهدی کم داریم

16 مهر 1393 ساعت 14:19

فرهنگ - احیا: نیمه شهریور سال ۱۳۴۳ در ایلام متولد شد، علاقهاش بیشترمعطوفبه قالب‌های غزل و مثنوی است. از او مقالات و نقدهای فراوانی پیرامون شعر معاصر منتشر شده است. اما عمده شهرت او به دلیل ترانه هایش است که در اغلب فیلم ها و سریال های تلویزیونی استفاده شده است. اولین اثر منتشرشده اش چهارپاره‌ای با موضوع جنگ و اولین اثر او كه به‌طور مستقل چاپ شده «آرزوهای واپسین» است . «سالهای تاكنون» و «بررسی شعر پایداری ایران و جهان» از جمله آثار اوست که تاكنون دو دوره برگزیده كتاب سال دفاع مقدس شده است. طی چند ماه گذشته در اغلب جلسات ادبی که سخن از شعر آمده نام او نیز به واسطه دبیری‌اش بر هشتمین جشنواره شعر فجر بر زبان بوده است. با عبدالجبار کاکایی گفت وگویی درباره شعر آیینی، وضعیت آن در دهه ۹۰ و تعریفی که امروز از شعر آیینی می توان ارائه کرد، داشته ایم. این گفت وگو به شرح ذیل است:


فرهنگ- احیا:شعر آیینی در دهه ۹۰ چه وضعیتی دارد؟آیا رخدادهای اخیر در حوزه شعر که مفاهیم را دچار تغییر کرده است، در شعر آیینی نیز دیده می شود؟

رشد شعر آیینی در شرایطی نیست که ما برای دهه ها شاهد تحول و تغییر باشیم و یا در یک پروسه ده ساله شاهد تغییر متفاوت و فاحشی باشیم، اما نکته ای در باره شعر آیینی وجود دارد که اغلب کارشناسان و منتقدان برآن متفق‎القول هستند و آن این است که کثرت شاعران آیینی قابل انکار نیست.

در سال های اخیر تعداد زیادی از شاعران به واسطه های مختلف که بخشی از آن رویکرد به دین و مذهب در جامعه ما باز می گشته ودر طول ۳ دهه پس از انقلاب با بعد سیاسی شکل جدیدی به خود پیدا کرده است، و بخشی هم به دلیل حمایت هایی است که از طرف نهادهای مبلغ مذهبی، حکومتی و دولتی در خصوص گسترش آثار آیینی انجام می شود، هم چنین تعلیمات فرهنگ دینی و مذهبی که از رسانه های عمومی پخش میشود و جشنواره هایی که بخش های ویژه ای به آثار این چنینی اختصاص می دهند، نیز در این زمینه بی تأثیر نبوده اند.

به طور کلی شاعرانی که در حوزه شعر آیینی کار می کنند بیشتر مورد توجه اند، یعنی در ساخت سرودها و ترانه ها ، جشنواره ها و شب های شعر و مناسبتهای مذهبی و... این شاعران آیینی هستند که از توجه بیشتر برخوردار می شوند.

همه این ها نشان می دهد که از جهت کثرت شاهد اتفاق بودیم و این غیر قابل انکار است.

احیا: آیا این گسترش کمی اثری هم در کیفیت آثار داشته است؟

خوب نمی شود گفت نداشته است، چون ورود ذائقه های متفاوت عرصه خلاقیت های جدید است و شاهد گونه های جدیدی از شعر آیینی در شعر جوانان هستیم، برای نمونه شاعرانی چون قاسم صرفان، علیرضا بدیع، حمیدرضا برقعی و حتی پیش از آن ها شاعرانی چون زنده یاد محمدرضا آغاسی،محمدعلی مجاهدی از پایه گذارهای توجه به فرم جدید غرل در شهر آیینی بودند و خیل مداحان و مدیحه سرایانی که ذوق شعر دارند، این نمونه ها را باید اتفاق کیفی در شعر آیینی به حساب آورد، اما این اتفاق کیفی مقبول است یا نه؟ جای بحث دارد.

من شخصا نظرم این است که اتفاق مهمی در شعر آیینی که قابل اعتنا باشد، رخ نداده است، البته در قیاس با دوره های تاریخی سده ها مثل عهد صفویه و قاجاریه که شاهد تحول ویژه بودیم، رخ نداده است که بتوانیم بگوییم این سده شکوهش در این قله ها و افراد قابل تعریف است.

احیا: پس وضعیت چگونه بوده است؟

احساسات فراوانی وارد حوزه شعر آیینی شده است، این احساسات به کلام تبدیل شده است، فقر بی دانشی نسبت به موضوعات مذهبی به شدت گریبانگیر آثار شاعران شده است، به گونه ای که از معصومین(ع) از مفاهیم مذهبی تنها تعلق خاطرعاطفی دارند، گاهی هم اطلاعات جسته و گریخته و سطحی که از طریق منابر و وعاظ و رسانه ها کسب می کنند، را تکرارمکررات می کنند، بدون اینکه به پیدا کردن جلوهها ی جدید، به تفسیر وقایع تاریخی و... بپردازند.

ندرتا پیدا می شود شاعری که مفسر وقایع تاریخی در شعر باشد و بر فرض مثال یک شاخه اش را مصداقاً بررسی کنیم، برای نمونه در حوزه شعر فاطمی، معمولاً یا به آتش گرفتن در اشاره می شود، یا بحث ساده زیستیمطرح می شود، یا چند نکته معروف زندگی مانند بیت الحزان یا پنهان ماندن قبر حضرت مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین عملا چند نکته و پارامتر موضوعی وجود دارد، که مرتب واگویه می شود.

متاسفانه شاعران به سمت افکار، اندیشه ها، خطابه ها، نقش و موقعیت حضرت زهرا در آن دوران، جایگاه ایشان در حفظ ولایت و ...نرفته اند.

احیا: علت چیست؟

علت اینکه نرفتند، شاید این باشد که مبلغ قدرتمند مذهبی ، محقق برجسته و... نبوده که این وقایع را آن طور که تاثیر گذار است، برای شاعران بازگو کند، هم چنین شاید شاعران سراغ آثار مکتوب تاریخی نرفتند که از آن ها اثر بگیرند و بر مبنایش شعر بگویند. به هر حال این نقطه جوش به وجود نیامده است که بخشی از کم کاری مورخان بوده است. بخشی نیز کم مطالعه بودن اهالی ادبیات و شعر.

باید توجه داشت که شعر آیینی شعر معمولی نیست که عاطفه و عشق و احساس را بیان کند و فرد قلم دست بگیرد و بنویسد، بلکه شاعر باید اطلاعات داشته باشد و از روی اطلاعات خود مفسر نیز باشد، احساسات، افکار و عواطف را در این آگاهی ها قرار دهد و تعبیه کند و بعد هم بیان ویژه آیینی خاص داشته باشد. ما از این شاعران کم داریم، مرحوم سید حسن حسینی و علی معلم دامغانی را شاید ندرتاً بتوان شاعران برجسته دینی ما تصور کرد. در سطح دیگر نیز می توان به محمدعلی مجاهدی و چند شاعر دیگر که کارهای درخشانی داشتند، اشاره کرد. اما در میان این کثرت این افراد قلیل نشانه این است که این شعررشد کیفی قابل قبولی نداشته است.

احیا: طی ۳ سال نخست دهه ۹۰ در شعر آیینی اتفاقاتی رخ داده که ناشی از خلاء تئوریک این حوزه است، برای نمونه اظهار نظرها و واژه هایی وارد این گونه ادبی شده که نوعا محل مناقشه شاعران و مداحان نیز قرار گرفته است، نظر شما رد این زمینه چیست؟

بدویاتی وجود دارند که میراثش در زبان برخی مداحان و مجریان تلویزیونی هنوز مرسوم است، میراث دوره ارباب رعیتی است، زیباشناسی خاصی بر این ادبیات حاکم است که انسان تنها ارزش را در شاه دانستن طرف مقابل و برده دانستن خود می بیند، این ادبیات ارباب رعیتی و شاه و غلامی میراث دوره های استبدادگذشته استکه به نوعی سعی می کردند، در تقابل با آن استبداد به سمت شاهان معنوی بروند، معصومین و ائمه معصومین را شاه قرار دهند، خود را وابستگان، متعلقان و غلامان آن ها، به این شکل با استبداد مقابله کنند، به نظر می رسد، دوره این ادبیات گذشته است،اما یک عده به شدت از مرزهای این ادبیات حراست کرده و تصور می کنند اگر نگویند، غلام ائمه هستند، در ارادتشان خللی ایجاد می شودو دیگران را که آگاهانه آن ها را به فهم کامل از موضوع معصومین می رسانند، متهم می کنند به سستی ایمانی یا روشنفکر بازی و امثال این ها.

احیا: راهکار شما برای ارتقای شعر آیینی در دهه ۹۰ چیست؟

اولا به نظر من ادبیات آیینی باید تحول پیدا کند، باید دوره تاریخی خود را درک کند، اگر درک نکند به دامن لودگی برخی آثار مداحی می افتد که جز لودگی هیچ نام دیگری نمی توان رویشان گذاشت، از صدای سگ درآوردن گرفته تا خود را سگ خطاب کردن. جالب اینجاست که در دین ما سگ حیوان نجسی است، اما در شعر این شاعران تبدیل به موجودی طاهر می شود و شاعر خود را در مقام سگ می بیند و این افکار که در واقع افکار صوفیانه است و سابقه داشته است، دردی از شعر آیینی دوا نمی کند.

به نظر من شعر آیینی در نوع نخبگی همانی بود که حسن حسینی در کتاب «گنجشک و جبرئیل» تجربه کرد ـ واگر خداوند به وی عمر می داد، شاید در این حوزه درهای جدیدتری باز می کرد ـهمانی بود که در وجه روشنفکری اش مرحوم صفار زاده تجربه کرد، در شعر کلاسیک نیز موسوی گرمارودی و علی معلم که معلمان کارآزموده شعر آیینی ما هستند ، تجربه کردند، اگر قرار باشد ملاک باشد ما شعر این ها را می خوانیم نه شعر مداحی بی تجربه را.

با وجود این همه اشعار فاخر، اما دیده می شود که همین شعرهای سخیف و کم محتوا در میان مخاطبان عموم و هیئت های مذهبی استقبال قابل توجهی پیدا می کند در حالیکه اشعار شاعران فاخر که در قالب کتاب منتشر می شود آن هم در شمارگان ۳ هزار نسخه چندان مورد استقبال واقع نمی شود.

بله، این به دلیل فقر فرهنگی جامعه است، جامعه باید متعالی شود،جامعه ای که فکر و فرهنگش افزون شود، قطعا به آثار فاخرتر توجه می کند. اینکه آثار فاخرتر مورد بی مهری مردم است، به دلیل این است که مدیریت فکر،اندیشه و آگاهی در جامعه ما ضعیف بوده است.طیف های وسیعی از مردم هنوز نمی توانند آثار برجسته را درک کنند. حتی دستگاه های رسانه ای ما در اختیار آثاری بوده که از جهت محتوایی سخیف بوده است. سخافت در فهم ادبی، هنری و ذوقی مسئله ای است که عارض می شود یعنی یک عارضه است و رفته رفته عادت خلایق می شود. همین راک خوانی ها و اثار نازل زیرزمینی و شعرهای متداول دیرزمانی نیست که توجه مردم را به خود جلب کرده است.اما رفته رفته عادت می شود.

باید مدیرتی شود، تا آثار عمیق تر کاربرد یابد، هر ملتی که به سمت آثار عمیق تر برود، قطعا شعور و فرهنگ خود را نشان می دهد، ما نمی توانیم تسلیم شرایط مردم شویم، شاعر باید پیش رو باشد، باید نگاه ها را به سمت بالا سوق دهد.

احیا: آقای کاکایی نمی توان پیوند مناسبتری بین مداحان و شاعران فاخر آیینی برقرار کرد؟

چرا می توان، شاعران باید هنر مداحی کردن را نیز یاد بگیرند، نوعی از شعر است که روی الحان قرار می گیرد اگر چه از نظر لفظی سست است، اما وقتی در لحن قرار می گیرد، به شدت موثر واقع می شود. بسیاری از شاعران در گفتن این نوع از کلام تبحر لازم را ندارند، مداحانی که ازلحن بهره ای بردند، نیزدر کلام متبحر نیستند.

به نظر من جا دارد که شاعران ذهنشان را به سمت آثار مداحی تربیت کنند. آثاری که وقتی ملحون می شود، قدرت و اثر فوق العاده ای پیدا کند.
جا دارد شاعران به آثار مداحی و آثاری که مورد استفاده مردم وهیئت های مذهبی است بیشتر توجه کنند، هم ملودی های فاخر و شاخص، هم کلام متناسب بیان شود تا اتفاقات بهتری در شعر آیینی رخ دهد.


کد مطلب: 558

آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcbuwbsprhbs.iur.html

اسناد هیئت
  https://heyatdoc.ir