
بزمی که دورش سینهزدنی است
5 بهمن 1393 ساعت 23:49
جامعه-احیا: سالهای سال است٬ قند در دل هیچ مسئولی آب نمیشود. چرا؟ صرفا به خاطر اینکه مسئولاند. کسوت و پست و مقام دارند و خود را در حاشیه امنیتی تصور میکنند که میشود هر کاری کرد. اما قوه قضائیه گویا کمر همت بسته تا این حاشیه امنیت را بدرد. خراشهایی هم انداخته است. ماجرای فساد مالی محمدرضا رحیمی٬ معاون اول دولت محمود احمدینژاد یک خراش است بر تصور باطل و غیر اخلاقی مسئولان. این خراش نه تنها آخر کار نیست بلکه آغازی است برای افتادن در مسیری بسیار سخت و نفسگیر.
محمدرضا رحیمی٬ معاون اول رئیس جمهور محمود احمدینژاد محکوم شد به پنج سال و نود و یک روز حبس و دو میلیارد و هشتصد و پنجاه میلیون رد مال و یک میلیارد جزای نقدی. اما از همه مهمتر حکمی است که او را از مسئولیتهای بلند پایه دولتی جدا میکند؛ انفصال از خدمات دولتی.
این خبر٬ بزمی برپا کرده است که هر روز در خبرگزاریهای و پایگاههای خبری اصولگرا و اصلاحطلب گستردهتر میشود و هر کسی دوست دارد خود را به عنوان عامل برپایی این بزم نشان دهد.
ماجرای رحیمی را همه وبگاهها و روزنامههای اصلاحطلب تیتر یک خود میکنند و اصولگرا ها مصاحبه میکنند که آنها باعث و بانی این بزم فرخنده شدهاند. بزمی که همه آنها مدعیاند در راستای عمل به پنج فرمان مقام معظم رهبری است درباره مبارزه با مفاسد.
تا اینجای داستان این بزم٬ از آنجایی که بزمی است بسیار دلربا٬ چرا که مبارزه با فساد است؛ بسیار لوایی خوب است که میشود زیرش سینهزد. و صد البته چه پرچمی بهتر از مبارزه با فساد برای سینه زنی. که از پیامبرمان گرفته تا امام حسن عسگری به عنوان اخرین امامی که به صورت آشکار جامعه اسلامی را مدیریت میکردند با مفاسد٬ خصوصا مفاسد اقتصادی مبارزه کردهاند. امام حسن عسگری در پی اختلاس یکی از وکلایش نام او طی نامهای به مردم میگویند و جرم او را پنهان نمیکنند و مجازات او را تعویق نمیاندازند تا درس عبرتی باشد برای دیگران!(رجال کشی:۵۴۳ و۵۷۹ - همان منبع: ۵۳۶-۵۳۷ و۵۷۳-۵۷۴ و غیبت شیخ: ۲۴۵))
اما آیا امام برای گفتن نام فرد خاطی افتخار هم کردند؟ یا اجازه دادند که بیش از جرمی که فرد کرده آبروی او را بریزند؟
مقام معظم رهبری نیز در پی اتفاقاتی که درباره اختلاس سه هزار میلیاردی رخ داده بود تاکید کردند که طوری نشود که مبارزه با مفاسد اقتصادی زندگی خانواده آنها را در وطنشان به مشکلات عدیدهای مبتلا سازد.
در ماجرای «کردان» اتفاقی که افتاد نه این بود که نمایندگان به پا خاستهاند تا با فسادی(غیر از فساد اقتصادی) مبارزه کنند٬ بلکه آنها طوری وا نمود کردند که گویا فردی را دستگیر کردهاند که همه آشفتهگیها یک کشور از آن فرد سرچشمه میگیرد و از این رو فریاد الله اکبر را به بلندای سقف مجلس کوبیدند.
حالا هم ماجرای محمدرضا رحیمی چنین وجههای به خود گرفته است. در این موضوع که او یک خاطی است و او یک کسی که است که دچار فساد شده هیچ شکی نیست. و اینکه قوه قضائیه با صلابتی که مدتی بود فروخفته بود٬ توانسته با این فرد خاطی بدون هیچ ملاحظهای برخورد کند ستودنی است.
اما سوال اساسی اینجاست؛ این بازیهای رسانهای کاری پسندیده است؟ کاری شرعی است؟ آیا گفتن نام او به عنوان یک خاطی کفایت نمیکند که برای بالا بردن فروش روزنامه و یا بالا رفتن آمار بازدید پایگاه خبری و یا خبرگزاری هر روز یک تحلیل جدید ارئه میشود؟!
بزم مبارزه با مفاسد اقتصادی بزمی است ستودنی اما آیا بزم «یه کلاغ چل کلاغ کردن» هم ستودنی است؟ افتخار است؟
رسانههایی که تا امروز هیچ بازخواستی از قوه قضائیه نمیکردند که چرا پیگر پروندههای اقتصادی نیست حالا به جای پرداختن به اصل ماجرای فساد اقتصادی در کشور٬ که بیداد میکند٬ به مصداق پرداختهاند. آیا نمیشود از این هیاهوی غیر منطقی دریافت که انتخابات پیشروی مجلس شورای اسلامی در داغ کردن بحث بر سر محمدرضا رحیمی تاثیر گذار است؟
چرا از خواب بیدار نمیشویم و از خودمان سوال نمیکنیم که آیا ما به خاطر مبارزه با مفاسد اقتصادی چنین هیاهو میکنیم یا پیروزیهای سیاسیمان؟
آیا بهتر نیست که رسانهها دیگر مفاسد را بازگو کرده و فضایی فراهم کنند که قوه قضائیه در آرامش خاطر بیشتری پیگر آنها شود؟
حالا که یکی از این خاطیان به اشتباه یا صحیح٬ راه فرار نگزیده چرا در بوق کرنا میکنیم به گزاف؟ این بازی رسانهای هر چه باشد به راه صواب نیست.
فضای رسانهای طوری شده٬ تا به جای اینکه مسئولین به عمق وظیفه خود پیببرند٬ با دست یازیدن به رسانهها دست به فرافکنی میزنند. جالب آن است که در این آشفته بازار لاپوشانی از مفاسد اقتصادی معلوم نیست حساب چندتا از این مسئولینی که فرافکنی میکنند پاک است!
ماجرای رحیمی باید بزمی باشد برای گسترده شدن آزادی و شفافیت نه فرافکنی و بزرگنمایی یک مصداق گناهکار.
کد مطلب: 2531
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcc.1qia2bqpsla82.html