گفت و گو با دکتر موسی نجفی

شعارزدگی تمدن نوین اسلامی اشکالی ندارد

3 دی 1393 ساعت 12:02

تاریخ و اندیشه:حرکت به طرف تمدن اسلامی، که یکی از شاخصه هایش احیای تمدن اسلامی گذشته است، تمدن غرب هم یکی از شاخصه هایش تمدن یونان بوده، یعنی به آن نظر داشته، اکثر متفکرین دوره رنسانس و بعد از آن اومانیستها هستند، به حقوق رم توجه کردند، به فلسفه ارسطو و افلاطون نظر داشتند و بعد هم عبور کردند.


تاریخ و اندیشه: وقتی از تمدن اسلامی سخن به میان می آید، می توان از تمدن شکومند اسلامی در قرون اولیه اسلامی نام برد، تمدنی که در اوج شکوفایی خود در قرن چهارم و پنجم هجری با نام ایرانیان و تلاش های علمی و هنری آن ها قرین شده است. اما به برکت انقلاب اسلامی ایران و ابعاد تمدنی بیداری اسلامی نهفته در این انقلاب بزرگ، افق تمدن جدید اسلامی رخ می نماید و سیر تکامل نظام اسلامی به روشنی به چشم می آید. با این وصف تمدن آینده اسلامی و تمدن گذشته اسلامی همچون دو حلقه در افق انقلاب اسلامی به هم متصل می گردد و این پیوستگی تاریخی، فکری و فلسفی می تواند هم گذشته و هم آینده را برای ما در یک چشم انداز قرار دهد. طرح نظریه تمدن نوین اسلامی از سوی مقام معظم رهبری انجام و توسط متولیان امر و کارشناسان مورد بحث و بررسی قرار گرفت؛ دکتر موسی نجفی دارای دکترای فلسفه سیاسی و صاحب نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان در کرسی های نظریه پردازی است. وی صاحب تألیفات متعدد در زمینه رجال سیاسی، تاریخ سیاسی، اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی می باشد. آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی مهران با دکتر موسی نجفی است.

آیا صحبت از تمدن نوین اسلامی دچار شعارزدگی نشده، درست مثل بقیه مباحث پایه ای که قرار بوده اجرایی شود و اکنون فقط در میان سطرهای بعضی از کتاب ها می توان به دنبال آن ها گشت؟

نه، تمدن اسلامی دچار شعار زدگی نشده، یک وقت است، می گویید تمدن غرب نمود دارد تمدن اسلامی را شما چطور می خواهید نشان دهید؟ اصل قضیه این است که اگر تمدن نوین اسلامی دچار شعارزدگی هم بشود از دید ما اشکالی ندارد همین که ما جرأت می کنیم بیرون از دایره تمدن غرب از این حرف ها بزنیم بسیار ارزشمند است؛ بلاتشبیه مثل این است که در قضیه مهدویت بگوییم پس حضرت کجا هستند؟ اینها همه شعار است! نه خود ایده انتظار مهدویت یعنی آینده از آن ماست. همین اعتقاد و نام کافی است که در آینده یک رجل آسمانی می آید در همین یک تیتر کافی است که اثر خودش را بگذارد. ضمن اینکه همه تمدن ها و نظام ها شعار دارند مگه نظام لیبرال دموکراسی با شعار آزادی نخواسته است دنیا را فتح کند، مگر کمونیست با شعار عدالت شروع به فعالیت نکردند؟ هر کسی یک تیتری دارد، تمدن غرب سر شعارش ایستاده در صورتی که به هیچ عنوان آزادی را نتوانسته است اجرایی کند ولی با این تیتر پیش می رود، شعار نیاز به اثبات ندارد. ما با شعار تمدن نوین اسلامی پیش خواهیم رفت. همین طرح بحث بسیار مهم و ارزشمند است. البته مطمئنا ما نمی توانیم، در مقابل تمدن غرب که بسیار گردن کلفت است و چندین قرن است که سیطره دارد بگوییم ما تمدن غرب را زدیم کنار ما یک طرف آنها یک طرف، با توجه به این که اقتصاد، هنر و سیاست جهان دست آنهاست، سازمان های بین المللی، زمین و فضا در اختیارشان است؛ اما همین که توانسته ایم در یک گوشه از کره زمین یک نظامی غیر از نظام های آنها به دلیلی ایجاد کنیم ارزشمند است؛ بعضی وقت ها یک چیزهایی طرحش مهم است حتی اگر در حد شعار باشد، مثلا شما می خواهید یک سینمای دینی ایجاد کنید در جایی که سینمای فعلی سینمای غربی است حتی اگر قادر به اجرایی شدن طرح هم نباشید، همین جسارت بسیار مهم است.

چقدر می توان تضمین کرد که طرح این قضیه به نتیجه برسد؟

ما اصلا مأمور به نتیجه نیستیم در علوم انسانی نتیجه نداریم.

به هر حال شما دارید می فرمایید تمدن نوین اسلامی، وقتی یک تمدنی بخواهد پایه گذاری شود یک سری سرمایه گذاری نیاز دارد اگر بخواهیم عملی بشود مجبوریم به هدف و نتیجه مان فکر کنیم؟

ما هم فکر می کنیم، ما یکی از شعارهایمان در زندگی عزت است عزت کی به نتیجه می رسد؟ نقطه مرکزی ما عزت است از کدام نقطه شروع کرده ایم تا رسیده ایم به این عزت؟ نقطه دارد؟

به هر حال از یک جایی شروع شده تا به جایی ختم شود؟

بله درست است، منتها حرکت به این سمت مهم است، نتیجه مهم نیست، حرکت به سمت تمدن مهم است، فکر می کنید از کجا به بعد را می گویند تمدن؟

هر تمدن یک شاخصه هایی دارد که وقتی تحقق یابند ما می گوییم رسیده ایم به تمدن اسلامی؟

نظام سیاسی یک شاخصه هایی دارد و نظام اسلامی یک چیزی اضافه بر آن شاخصه ها می خواهد نظام اسلامی جهتش مهم است، تمدن نیز همین طور است یک شاخصه هایی دارد مثل قانونمند بودن، اخلاقی بودن، رعایت حقوق شهروندی، نیازهای ثانویه را می گویند تمدن، اسلامی اش کجا می شود؟ تمدن اسلامی در یک همین محور است و فرقش در یک چیز است آن هم جهت تمدن است. جهتش باید دینی باشد.

تعریفی که از تمدن نوین اسلامی دارید چیست؟

همین است، حرکت به طرف تمدن اسلامی، که یکی از شاخصه هایش احیای تمدن اسلامی گذشته است، تمدن غرب هم یکی از شاخصه هایش تمدن یونان بوده، یعنی به آن نظر داشته، اکثر متفکرین دوره رنسانس و بعد از آن اومانیستها هستند، به حقوق رم توجه کردند، به فلسفه ارسطو و افلاطون نظر داشتند و بعد هم عبور کردند. حالا ما شیعیان در ایران غیر از گذشته اسلامی مان دوران صفویه را نیز به عنوان شاخص در درست داریم، دوران صفویه نیز یک تمدن است.

شما در ابتدای کتاب تمدن برتر اشاره به این کرده اید که مسلمانان وقتی با دنیای غرب و یونانیان برخورد نمودند دانش آنها را گرفته و گسترش دادند، آیا به این معنا نیست که مسلمانان چیزی از خود نداشته اند در صورتی که شما معتقدید که بایستی گذشته تمدن اسلامی احیا گردد؟

نه، به هیچ عنوان، همین الان نگاه کنید، در بحث هسته ای به دلیل وجود رآکتورهای هسته ای در ایران بسیاری از دشمنان و کشورهای خارجی از ما می ترسند ولو اینکه حتی تولید هم نکنیم، همین که جرأت کرده ایم و در مقابل دنیای غرب از این ترفند استفاده می کنیم ارزشمند است، اما به فرض مثال همین موضوع برای کشوری مثل یمن منتفی است، چرا؟ چون نه دانشمندش را دارند، نه علمش را و نه امکاناتش را؛ در بحث تمدن گذشته اسلامی نیز به همین صورت است، مسلمانان هنر ترجمه، گرفتن آثار ارزشمند را داشته اند و توانسته اند آن را اسلامی سازی نموده و گسترش دهند، چون ظرفیتش را داشتند، چرا هندوها، بودایی ها و یا ایران باستان انجام ندادند؟ ایرانی های باستان برای پیشرفت خیلی تلاش کردند اصلا فضای موبدان زرتشتی به اینها اجازه پیشرفت نمی داد چون یک مذهبی خرافی بود و با عقلانیت هم قابل جمع نبود با اینکه سلوکی ها صد سال در ایران حکومت کردند ولی به هیچ صورت آثار یونانی به ایران باستان ورود پیدا نکرد. در صورتی که تا اسلام وارد شد صدها کتاب و دانشمندانی مثل فارابی و ابوعلی سینا پنجره ای به آن طرف باز نموده در عین اینکه اسلام را نیز داشتند. اینها ظرفیت قضیه است که می توانند تفکرات ملل دیگر را بگیرند و بعد رشد دهند و هر چقدرش را نخواستند بریزند دور، این کار خیلی هنر است. همین کار را دنیای غرب در حال حاضر دارد انجام می دهد، وارد گذشته تمدن اسلامی شده، ولی راه خودشان را رفته اند.

در تمدن نوین اسلامی قرار است چه اتفاقی بیفتد و چه مسیری را طی کند؟

ببینید هیچ قراری هیچ کسی نگذاشته است، این یک طرحی است که مقام معظم رهبری مطرح کرده اند و امثال ما نیز چون علاقمند بوده ایم این بحث را دنبال کرده ایم، چون در این کار یک عزتی هست.

ضرورت طرح این بحث توسط مقام معظم رهبری چه بوده است؟

اگر ایشان این بحث را مطرح نمی کردند ولو اینکه ما نظام سیاسی داشتیم، سیطره تمدن غربی نمی گذاشت ما ادامه دهیم، نگاه کنید شاید بسیاری از کشورها اسلامی باشند، اما دانشمندان و متفکرینشان تحت سیطره تفکر غرب قرار دارند، شاخص های سبک زندگیشان از ما اسلامی‌تر است گاهی، اما برای شاخص های تمدنشان جرأت نمی کنند که غیر از تمدن غرب چیز دیگری را مطرح کنند.


کد مطلب: 1957

آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcd.k0f2yt0n5a26y.html

اسناد هیئت
  https://heyatdoc.ir