
دینداری زنانه و حضور خاموش زنان در حوزۀ اجتماعی
سارا شریعتی
25 آذر 1393 ساعت 13:46
جامعه - احیا: یک سنت قدیمی در ایران وجود دارد و آن حضور زنان در حوزة اجتماعی است. در دو حوزة اجتماعی به طور سنتی، عامة زنان حضور خاموش و پراکندهای دارند: نخست حوزة آموزش دینی و سپس فعالیتهای خیریه. خاموش به این دلیل که اینگونه فعالیتها در حیطة نوگرایی و روشنفکری تعریف نمیشود، با وسائل ارتباطی مدرن رابطهای ندارند و فعالیتهایشان انعکاس بیرونی نمییابد، دیده نمیشوند و به چشم نمیآیند و پراکنده از آنرو که این فعالیتها بسیار گسترده و وسیعاند؛ اما بدون ارتباط با هم عمل میکنند. از طرفی در جامعة ما از دیرباز مجالس و جلسات زنان برقرار بوده است. جلساتی با خصلت مناسکی و آموزشی و اغلب بر محور قرآن و با حضور یک تیپِ اجتماعی که به عنوان «خانم جلسهای» شناخته میشوند. در این جلسات آموزشی زنانه، معمولاً خانمی که سواد قرآنی دارد و با تاریخ اسلام هم کم و بیش آشناست به قرائت و تفسیر قرآن میپردازد یا در مناسبتهای مذهبی روضهخوانی میکند و به سؤالات و مسائل زنان پاسخ میدهد. این جلسات از نظر تاریخی یکی از قدیمیترین اشکال اجتماعی شدن زنان و بهویژه زنان متعلق به اقشار سنتیتر جامعه بوده است که با محدودیتهای بیشتری روبهرو بودهاند و امکان مشارکت و حضور در دیگر فعالیتهای اجتماعی را نداشتهاند و هنوز هم در میان فعالیتهای اجتماعی متعدد، مجالس زنان از بالاترین حد مشارکت عامة زنان برخوردارند.
دومین حوزهای که زنان در آن به طور تاریخی فعال بودهاند فعالیتهای خیریهای و نیکوکاریست: کمک به خانوادههای بی یا بد سرپرست، کمک به خرج تحصیل، تهیة جهاز، امکان درمان و ... این فعالیتها در بسیاری از موارد به شکل غیر متشکل، محدود و پراکنده صورت میگیرد و در برخی از موارد نیز در قالب دورههای زنانه یا کانونهای کم و بیش متشکلتر و منظمتر عمل میکند؛ از شکل مجالس خانگی گرفته تا هئیتهای منسجمتر مذهبی. این محافل زنانه بسیارند و اگر پرسوجو کنیم، میبینیم که هر کس در محیط اطراف خود لااقل یک جلسه، دوره یا محفل خیریة اجتماعی از این دست را میشناسد محافلی که در جامعه حضور اجتماعی وسیعی دارند و در بسیاری از موارد، وظایف سنگینی که اغلب به عهدة یک دولت است را عهدهدار شدهاند. در این جمع خانم امام حضور دارند که یکی از چهرههای شاخص این نوع فعالیتها بودهاند.
بر خلاف جلسات مردان، جلسات زنان ویژگیهای خاص خود را دارند که گاه از آن با نام «دینداری زنانه» نام میبرند: اولاً جنبة عاطفی و دوستانه بر جنبة سخنرانمحور غلبه دارد و آنچه در جلسات مردان حاشیه است در این جلسات به متن تبدیل میشود و اغلب حاشیه از متن مهمتر است: احوالپرسیها، رد و بدل اخبار، قول و قرارها، آشناییهای که در جلسات رسمی قبل و بعد از جلسه انجام میشود در جلسات زنان نقش مهمتری از خودِ برنامه دارد. دوماً وجه رفتاری و اخلاقی بر وجه آموزهای و نظری غلبه دارد و سوماً عنصر جشن، مهمانی، سفره، غذا، نذری همیشه بر وجه رسمی غالب است.
اینگونه مجالس با ویژگیهایی که برشمردم همیشه از دیرباز در جامعة ما وجود داشته است و هر چه شرایط عمومی و اجتماعی سختتر شده است، فعالیت زنان در عرصة خانهها پویایی بیشتری پیدا میکرده است و این جلسات رونق بیشتری مییافتهاند؛ اما میتوان گفت که فعالیتهای آموزشی و اجتماعی زنان با دو شاخص ممتاز میشوند: بیارتباط بودن با هم و بیارتباط بودن با جریان روشنفکری. اغلب این فعالیتها با هم بیربطاند و در نتیجه جریانساز نیستند و به شکل مجزا عمل میکنند و هیچ کدام از این فعالیتها به نام روشنفکری یا نوگرایی انجام نمیشوند. محافل روشنفکری زنان با جلسات سنتی و فعالیتهای خیریة عامة زنان بیگانهاند. در واقع یک رابطة رد متقابل بین جلسات زنان روشنفکر دینی و مجالس سنتی زنان وجود دارد. موضوع بحث و فعالیتهای جلسات روشنفکری زنان یا حضور زنان در فضای سیاسی است یا حقوق زنان در جامعة مدنی یا مباحث نظری در مورد زنان، اما این مباحث در محدودة زنان روشنفکر باقی میماند یا از خلال مطبوعات به حوزة فکری انتقال مییابد؛ اما در متن حیات دینی زنان انعکاسی نمییابد و زنان روشنفکر ما، چه دینی و چه غیر دینی از گستردهترین شکل ارتباطات عامة زنان که در جامعة ما همین مجالس زنانه است، غافلاند، نسبت به ظرفیتهای آن بیتوجهاند و در این شبکة عظیم اجتماعی که از دیرباز در جامعه وجود داشته است و نقش مؤثری در اجتماعی شدن زنان ایفا کرده است، حضور ندارند.
این شرایط را با مصر مقایسه میکنم؛ وقتی از مصر صحبت میکنیم طبیعتاً اولین جریانی که در حوزة اسلامی به ذهن میرسد، اخوانالمسلمین است، به عنوان جریانی که بیش از ۸۰ سال سابقه دارد، بسیار فعال است و به یک جریان بینالمللی تبدیل شده است؛ اگر چگونگی شکلگیری اخوانالمسلمین را در مصر با چگونگی شکلگیری سازمانهای سیاسی در جامعة ایران مقایسه کنیم، میتوانیم تفاوتهای اساسی میان این دو بیابیم. در ایران شکلگیری سازمانهای سیاسی اغلب به این ترتیب بوده است، عدهای از نخبگان فکری و سیاسی با دغدغههای مشترک دور هم جمع میشوند و تصمیم به یک کار جمعی میگیرند، یک دوره فعالیت درونی انجام میدهند و پس از آن اعلام موجودیت بیرونی میکنند. غالباً شکل سازماندهی در ایران از بالا به پایین بوده است؛ یعنی اول اعلام موجودیت میکنند و بعد به سراغ جامعه میروند. به نظر میرسد در مصر با تکیه بر مورد اخوانالمسلمین، این روند معکوس بوده است؛ اگر شکلگیری اخوانالمسلمین و فعالیتهای حسنالبنا را مورد مطالعه قرار دهیم، میبینیم که وی کار جمعی را از پایین، از جامعه، از محافل صوفیانه، انجمنهای خیریه، قهوهخانهها و مساجد شروع میکند و سپس در بالا، جریانی به نام اخوانالمسلمین شکل میگیرد و اعلام موجودیت میکند. همین مکانیزم سازماندهی پایین به بالا را ما در برخی از جریانات زنان در مصر هم میبینیم. در اینجا میخواهم به جریانی اشاره کنم که با نام «جنبش مساجد» شناخته شده است و از نظر اجتماعی بسیار موفق عمل کرده است. این جریان که در سالهای شصت میلادی حول مساجد محلی شکل گرفت و متأثر از جریان اصلاح دینی بود، مستقل از اخوانالمسلمین است و نوع دینداریاش هم واجد شاخصهایی است از آنچه دینداری «زنانه» نامیدیم. شناخت من نسبت به این جریان از طریق کتابیست با نام «سیاست پارسایی»۲ از انسانشناس و نویسندة چپ پاکستانی به نام صبا محمود. این کتاب محصول یک تحقیق میدانی در قاهره بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ م. در مورد زنانیست که در جنبش مساجد فعالیت داشتند و ورودشان به اجتماع از خلال تعلق دینیشان ممکن شد. بر اساس یافتههای این کتاب، زنان جنبش مساجد، کار خود را با نقد دینداری موجود شروع کردند: یکی نقد دینداری شیوخالازهر که سنتی بودند و دینداریای بسته و محافظهکارانه را نمایندگی میکردند و دیگری به قول خود این زنان، نقد دینداری لیبرال. آنها منتقد اسلامی بودند که به مجموعهای از عقاید انتزاعی تقلیل یافته بود و در زندگی روزمره هیچ نقشی نداشت. از نظر آنها هدف، تبدیل اعتقادات به اخلاقیات و رفتارها بود. تبدیل ایدهها به ابیتوس یا عادتوارهها. به آنچه وبر اتیک یا اتوس میخواند یا ابن خلدون، «ملکه وجود». به عنوان مثال توضیحی که آنها از «روزه» میدهند از توجیهاتی که دینداری محافظهکار یا دینداری مدرن شده به زعم آنان ارائه میداد، متفاوت بود. از نظر آنان قرائت سیاسی از اسلام، روزه را از موضع هویت جمعی و تأثیر سیاسیاش توضیح میدهد، زنان مدرن، روزه را به عنوان یک «فولکلور اسلامی» و دینداری سنتی آن را یک «واجب شرعی» قلمداد میکنند؛ اما زنان جنبش مساجد معتقدند که روزه برای ما درس فردگرایی دینی است و ما را با آموزههایی چون «صبر»، «زهد» و «توکل» آشنا میکند. این زنان که گرایشات مختلف طبقاتی در میان آنان حضور داشتند، فعالیت خود را با تشکیل جلسات دینی در خانهها آغاز کردند و سپس این جلسات به مساجد منتقل شد و در مساجد در سه وجه مشغول به فعالیت شدند: نخست آموزش دینی. سپس خدمات اجتماعی به فقرا و در نهایت درمان. اینها به عنوان داعی شناخته شدند و توانستند در متن مردم نفوذ کنند. در ۱۹۹۶ م. دولت مصر ۳۰ هزار مسجد را ملی کرد و زنان داعی را مجبور کرد ۲ سال در وزارت مربوط به امور دینی درس بخوانند. در زمانی که مردم علمای دینی را دولتی میدانستند و کمتر به سراغشان میرفتند، این زنان به عنوان نمایندگان اسلام شناخته شدند و فعالیتهایشان با استقبال بسیاری روبهرو شد.
فارغ از ارزیابی این جریان از نظر سیاسی و اعتقادی، اشارة من صرفاً به عنوان یک نمونة موفق جریان زنان است که هم از نظر اعتقادی و هم از نظر اجتماعی حضور فعال و مؤثری داشتهاند. در زمینة فکری، بحث قضاوت، امامت، اجتهاد زنان را مطرح کردهاند و از نظر اجتماعی با استفاده از ظرفیتهای موجود، جریانی گسترده و اجتماعی در ربط مستقیم با حیات اجتماعی زنان در مصر به وجود آوردهاند و مطالبات خود را در همة عرصهها پیش بردند.
جمعبندی میکنم: زنان نوگرای دینی که در حوزة زنان فعالیت میکنند در دو حوزه نیازمند حضور جدیتر هستند: نخست حوزة دین و به تعبیر شریعتی «استخراج و پالایش منابع فرهنگی» و سپس جامعه. بدون پیوستن با زیست اجتماعی عامة زنان و حضور در اشکال سنتی تجمعات آنان، جریان روشنفکری خود را از مهمترین منبع تغذیه و حیاتش که عامة مردم باشند محروم خواهد کرد و آسیبپذیر میماند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشتها:
۱. گزیدهای از سخنرانی (۱۳۹۲ ش.) تحریرشده در آرشیو اینترنتی دکتر سارا شریعتی با نام «زنان و نوگرایی دینی»
۲. Saba Mahmood, Politique de la piété. Le féminisme à l'épreuve du renouveau islamique, La Découverte, coll. «textes à l'appui», ۲۰۰۹, ۳۱۱ p.
نام اثر به زبان انگلیسی
Politics of Piety: The Islamic Revival and the Feminist Subject
کد مطلب: 1859
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdce.n8zbjh8vo9bij.html