طرح روش پژوهش در اندیشه متفکرین مسلمان

واحد پژوهشهای بنیادین مرکزتحقیقات؛ , 3 دی 1393 ساعت 12:05

تاریخ و اندیشه: رجوع به نصوص دینی و استباط مطالب مورد نیاز آن‌ها، برای تولید علم دینی امری ضروری است؛ به جای رجوع مستقیم به نصوص دینی، به فهم اجتهادی و دقیق اسلام‌شناسان برجسته که با مسائل اجتماعی نیز، آشنایی دارند، اعتماد کرد.


تاریخ و اندیشه: فعالیت‌های واحد پژوهش‌های بنیادی به دو دستۀ کلی تقسیم می‌شوند: «پژوهش‌های محتوایی». «پژوهش‌های روش‌شناختی». پژوهش‌های روش‌شناختی نیز خود بر سه حوزه تمرکز دارند: ۱- روش‌شناسی استنباط از متون دینی. ۲- روش‌شناسی علوم اجتماعی. ۳- روش‌شناسی فهم اندیشۀ متفکرین مسلمان.

در این نوشته، کلیاتی از «روش‌شناسی فهم متفکرین مسلمان» توضیح داده خواهد شد.

۱. ضرورت روش‌شناسی فهم اندیشۀ متفکرین مسلمان

یکی از شروط لازم و بسیار جدی برای تولید علوم انسانی- اسلامی، رجوع به متون دینی است. اما فهم متون دینی اصیل و دست اول، یعنی قرآن و احادیث، کاری است بسیار دشوار، اجتهادی و نیازمند آشنایی با روش‌شناسی‌ پیچیدۀ فهم متون دینی. چنین کاری در توان بسیاری از محققان جوان دانشگاهی که در حوزۀ علوم انسانی- اسلامی فعالیت می‌کنند، نیست. به همین دلیل باید در صدد چاره‌جویی برآمد.

به نظر می‌رسد رجوع به آثار متفکرین و اسلام‌شناسان برجسته‌ای که با مسائل اجتماعی نیز آشنایی داشته‌اند، یکی از راهکارهای موجود برای حل این مسئله باشد. علت این امر آن است که چنین متفکرانی، بسیاری از افکار و آراء خود را با روش‌شناسی اجتهادی، از متون دینی استنباط کرده‌اند. به این ترتیب، با رجوع به آثار این افراد، با واسطه به برخی مضامین نهفته در متون دینی دست می‌یابیم. به تعبیر دیگر، پژوهشگران جوان، به جای این‌که خودشان به استنباط از نصوص دینی بپردازند؛ از استنباط‌ اسلام‌شناسان برجسته استفاده می‌کنند. مثلا به آثار علامه طباطبائی، شهید محمدباقر صدر و یا شهید مطهری رجوع می‌کنند و پاسخ مسئلۀ خود را در کتب این اندیشمندان می‌جویند.

البته در این‌ امر، با دو محدویت عمده روبرو هستیم. محدودیت اول آن است که امکان دارد اندیشمندان دینی نیز، در استنباط خود از نصوص دینی، دچار اشتباه شده باشند و با رجوع به آثار آن‌ها، ما نیز اشتباهات آن‌ها را تکرا کنیم. محدودیت دوم آن است که اندیشمندان اسلامی، تنها به برخی موضوعات و مسائل مرتبط به حوزۀ مسائل اجتماعی پرداخته‌اند، در حالی که در علوم انسانی، با طیف گسترده‌ای از مسائل و مشکلات مواجه هستیم.

با وجود چنین محدودیت‌هایی به نظر می‌رسد مراجعه به آثار متفکرین و اندیشمندان مسلمان، در مقایسه با رجوعِ مستقیم و مبتنی بر اجتهاد شخصی به نصوص دینی، کاراتر و مفیدتر باشد. زیرا اولا ضریب خطای شخص، در رجوع به آراء علماء، کم‌تر از ضریب خطای او در استنباط و استفاده از نصوص دینی اصلی و دست اول با تکیه بر اجتهاد شخصی است؛ ثانیا هرچند مسائل مورد توجه اندیشمندان اسلامی، تمام مسائل مورد بحث و ابتلاء در علوم انسانی را پوشش نمی‌دهند، اما می‌توان لوازم و نتایج اندیشه‌های آن‌ها را در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی پی‌گیری کرد. نکتۀ جالب آن است که جهان غرب نیز، اندیشمندان کلاسیک بیشتر به طرح اصول و کلیات پرداخته‌اند؛ اما در دوره‌های بعد، افراد دیگر اندیشه‌های آن‌ها را در حوزه‌های مختلف و متنوع بسط داده‌اند. مثلا کسانی نظیر «مارکس»، «دورکیم»، «وبر» و «زیمل»، به عنوان متفکرین کلاسیک جامعه‌شناسی، در مورد مسائل مرتبط به حوزۀ رسانه به طور مستقیم نظریه‌پردازی نکرده‌اند؛ اما در دوره‌های بعد، پژوهش‌گران دیگری، بر اساس آراء دیدگاه‌های آن‌ها، در حوزۀ رسانه نیز نظریه‌پردازی کرده‌اند.

پس از بیان ضرورت پرداختن به اندیشۀ متفکرین مسلمان، پرسش بعدی این است که آیا چنین کاری نیازمند پیروی از یک روش‌شناسی منسجم و یا حداقل رعایت اصول کلی خاصی می‌باشد؟ ظاهرا پاسخ مثبت است و بخش بعد، این اصول کلی بیان می‌شوند.

۲. اصول پژوهش در اندیشۀ متفکرین مسلمان

پژوهش در آثار اندیشمندان مسلمان، نیازمند آشنایی با برخی مهارت‌ها و رعایت برخی اصول کلی است که به ترتیب ذکر می‌شوند:

الف)آشنایی با اصطلاح‌شناسی[۱] علوم اسلامی:از آن‌جا که متفکرین اسلامی، پژوهش‌هایشان را با تکیه بر اندوخته‌های خود در علوم اسلامی سامان می‌دهند، آشنایی با اصطلاحات مشهور و پایه در علوم اسلامی، برای پژوهشگران در حوزۀ اندیشۀ متفکرین مسلمان، ضروری است. اصطلاحاتی نظیر: «مطلق»، «مقید»، «عام»، «خاص»، «مستقلات عقلیه» و …(در اصول فقه)؛ «تصور»، «تصدیق»، «قضیه»، «برهان» و …(در منطق)، «وجود»، «ماهیت»، «عقل»، «امکان»، «وجوب» و …(در فلسفه) و سایر اصطلاحات مشهور و رایج در حوزۀ علومی نظیر منطق، فلسفه، فقه، اصول، کلام، عرفان، تفسیر و حدیث، لازمۀ فهم درست اندیشه‌های این متفکرین است.

البته باید توجه داشت که منظور از آشنایی با این اصطلاحات، آشنایی ابتدایی و مقدماتی است. مثلا به عنوان یک پیشنهاد، می‌توان کتاب «علوم اسلامی»، شهید مطهری را مطرح کرد.

ب)مطالعۀ زمینه و زمانۀ متفکر و نسبت او با شرایط اجتماعی زمان خودش: برای شناخت بهتر افکار یک اندیشمند، توجه به زمینه‌های فرهنگی- اجتماعی و زمانه‌ای که آن اندیشمند در آن زیست می‌کند، اهمیت دارد. همچنین مطالعۀ حالات روانی و ویژگی‌های شخصیتی اندیشمند نیز، می‌تواند به فهم بهتر اندیشه‌های او کمک کند. با این‌کار به نوعی وارد حوزۀ جامعه‌شناسی معرفت[۲] می‌شویم که معمولا در پژوهش‌های حاضر در تاریخ اندیشۀ متفکرین مسلمان، جای خالی آن احساس می‌شود.

ج)شناخت دغدغه و پرسش محوری اندیشنمند:معمولا متفکران اصیل، دغدغه و پرسشی اصلی و محوری دارند. این پرسش و دغدغۀ اصلی، نظام اندیشه‌ای آن‌ها را شکل می‌دهد.[۳] برای مثال، به نظر می‌رسد دغدغۀ اصلی علامۀ طباطبائی مسئلۀ «توحید و بسط آن در حوزه‌های مختلف است»؛ دغدغۀ اصلی شهید مطهری، «سازگاری دین و زمانه است»؛ مسئلۀ اصلی علامۀ جعفری، «انسان و وجدان انسانی است». مطالعۀ آثار این اندیشمندان، در پرتو دغدغه‌های و پرسش‌های اصلی‌ آن‌ها، باعث فهم بهتر اندیشه‌های آن‌ها می‌شود.

البته باید توجه داشت که وقتی گفته می‌شود دغدغۀ اصلی علامۀ طباطبائی مسئلۀ توحید است، به هیچ وجه به این معنا نیست که شهید مطهری یا متفکر دیگری به این مسئله اعتقاد ندارد، بلکه به این معناست که در عین این که ممکن است ملتزم به چنین دیدگاهی باشد، ولی پرسش محوری او چنین چیزی نیست.

د)آشنایی با نظام فکری متفکر: فهم آراء مختلف یک اندیشمند در مورد مسائل مختلف، در متن کل نظام فکری او، بهتر قابل درک است؛ مثلا اندیشمندی مانند شهید مطهری، در باب مسائل مختلفی نظیر: نقد مارکسیسم، حجاب، مسائل جنسی، حقوق زن، خاتمیت و … مباحثی را مطرح کرده است؛ اما فهم بهتر هر یک از این دیدگاه‌هاه در کلیت نظام فکری ایشان، بسیار بهتر قابل درک است. آشنایی با نظام فکری یک اندیشمند، نیازمند آن است که یک فرد متخصص و متبحر، عهده‌دار استخراج چنین نظامی شود. برای مثال، شاید کاری که دکتر سوزنچی، با عنوان «نظام فکری شهید مطهری» انجام داده است و در دست چاپ است؛ برای فهم کل نظام اندیشه‌ای شهید مطهری مفید باشد.

ه)آشنایی با واژگان اختصاصی اندیشمند:برخی اندیشمندان، دارای اصطلاحات و واژگان مخصوص به خود هستند که معمولا در معنایی خاص به کار می‌روند. مثلا در اندیشۀ شهید صدر، واژگانی نظیر: «منطقه الفراغ»، «مکتب و علم»، «قرن اکید»، «خلافه الانسان»، «شهاده الانبیاء» و … واژگانی خاص هستند. آشنایی و توجه به چنین اصطلاحاتی به فهم بهتر اندیشۀ یک متفکر، کمک می‌کند.

۳. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

در مقام جمع‌بندی و نتیجه‌گیری می‌توان مباحث فوق را چنین خلاصه کرد: رجوع به نصوص دینی و استباط مطالب مورد نیاز آن‌ها، برای تولید علم دینی امری ضروری است؛ اما چنین کاری برای محققین جوان دانشگاهی میسر نیست. به همین دلیل، می‌توان به جای رجوع مستقیم به نصوص دینی، به فهم اجتهادی و دقیق اسلام‌شناسان برجسته که با مسائل اجتماعی نیز، آشنایی دارند، اعتماد کرد. برای فهم اندیشه‌های متفکرین اسلامی نیز، نیازمد رعایت اصول خاصی هستیم. این اصول عبارت‌اند از: ۱- آشنایی با اصطلاح‌شناسی علوم اسلامی. ۲- آشنایی شرایط اجتماعی- فرهنگی اندیشمند.۳- آشنایی با دغدغۀ اصلی و محوری اندشمند.۴- شناخت نظام فکری اندیشمند. ۵- آشنایی با واژگان اختصاصی اندیشمند.

نکتۀ درخور ذکر دیگر این‌که، می‌توان چنین فرایندی را در قالب یک دوره برگزار کرد. مثلا «دورۀ تخصصی پژوهش در اندیشه‌های شهید مطهری». این الگو را می‌توان به خصوص برای دانشگاه‌های دیگر فعال در حوزۀ علوم انسانی توصیه کرد. زیرا معمولا میزان آشنایی آن‌ها با علوم اسلامی و اندیشه‌های اسلامی کم‌تر است.


کد مطلب: 1959

آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcf.tdyiw6d11giaw.html

اسناد هیئت
  https://heyatdoc.ir