
پژوهشگر حوزوی:
دیدگاه تمثیلی اندیشمندان نوگرای مصر به داستانهای قرآنی، کاملا اشتباه است/ تبیین دیدگاه علامه طباطبایی و جوادی آملی
26 شهريور 1393 ساعت 9:39
گروه اندیشه: فلسفه وجودی ابلیس در جهان هستی، نظریه تمثیلی بودن داستانهای قرآنی توسط اندیشمندان نوگرا را کاملا اشتباه میداند.
حجتالاسلام والمسلمین رضا سعادت نیا، نویسنده و محقق قرآنی حوزه علمیه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) گفت: یکی از مهمترین مباحث قرآنی که در چند سوره قرآن نیز به آن اشاره شده است، بحث تقابل انسان با شیطان است.
وی با بیان اینکه جریان خلقت آفرینش و سجده نکردن ابلیس و هبوط و رجم در سوره بقره و «اعراف» و «حجر» و «ص» بیان شده است تصریح کرد: خداوند همه انسانها را از خطر ابلیس که دشمنی آشکار و سرسخت است و از هر طرف به انسان میتازد و دارای جنود است و از راست و چپ و پیش و رو به انسان میتازد، آگاه ساخته است.
وی گفت: یکی از سوالات و شبهاتی که در خصوص شیطان بیان میشود، بحث پیرامون جن و یا فرشته بودن شیطان است؛ تفاوت این دو در آیه ۳۴ سوره بقره بیان شده است؛ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.
سعادت نیا، خاطرنشان کرد: پیش از اینکه بحث جن و ملک بودن ابلیس را بررسی کنیم باید در ماهیت خاص بیانی داستان حضرت آدم دقت داشته باشیم که اگر به آن پاسخ رسیدیم به پاسخ این مسئله نیز خواهیم رسید.
وی گفت: اول باید نگاه کنیم که این قضیه و داستان حضرت آدم داستانی است که ریشه در اتفاقات عینی و خارجی و بیرونی داشته و یا نه از نوع تمثیل است؟ در این قضیه یک عده دیدگاه تمثیل دارند که این دیدگاه در تفاسیر قدیمی و جدید نیز وجود دارد که نگاه آنها بیشتر تمثیلی و سمبلیک است.
سعادت نیا خاطرنشان کرد: از میان تفاسیر قدیمی که موید مسئله تمثیلی بودند داستان آدم و ابلیس هستند میتوان به تفسیر طبری اشاره کرد که آن را تمثیلی از حال یهود میداند؛ در تفاسیر نزدیک به زمان ما نیزمیتوان به تفسیر رشیدرضا اشاره کرد.
وی گفت: چیزی که مهم است این است که دو نگاه تمثیلی به داستانهای قرآنی داریم؛ یک تمثیلی که در غرب مطرح است و بعدها نواندیشان مصری مثل احمد محمد خلف الله که الفن القصصیه را نوشته است و ادعا کرده خیلی از داستانهای قرانی نگاه تمثیلی و سبملیک دارد و او همفکرانش قائل به واقعیت حتمی آن ندارند.
این پژوهشگر قرآنی خاطرنشان کرد: نگاه تمثیلی معروف شیعه در این زمینه، نگاه علامه طباطبایی است که ایشان این داستان را تمثیلی میداند ولی تمثیلی که علامه مطرح میکند با آن تمثیلی که آنها میگویند زمین تا آسمان متفاوت است.
وی گفت: روشنفکران مصری و افرادی که قایل به نگاه اول هستند بیشتر نگاهی ادبی به این عرصه دارند؛ یعنی میگویند که قرآن با روش تمثیل مباحث خود را به بشر عرضه کرده است و به همین خاطر از صنعت تمثیل استفاده کرده است؛ ولی اشکال بزرگ در اینجا آن است که وقتی چنین حرفی را بپذیریم باید قبول کنیم که تمثیل و داستان، اولین ماهیتش، خیال است و ناآگاهانه پذیرفتهایم که این مباحث اصلا وجود خارجی ندارند.
دیدگاه علامه درباره تمثیل داستانهای قرآن
وی افزود: علامه بیان میکردند که تمثیلی از یک حقیقت و واقعیت یعنی یک حقیقت معقول و عرشی سرچشمه میگیرد که که تا نازل نشود و در این قالب نیاید مثل شیطان و... برای ما قابل فهم نیست؛ در اینجا تمثیلی به کار رفته است که همه عناصرش واقعی هستند.
این مدرس حوزه خاطرنشان کرد: در اینجا واقعیت آن است که در نظام عالم تکوین، آدم و شیطان وجود دارند ولی ما زمانی میتوانیم این را بفهمیم که در عالم تمثیل آن را درک کنیم؛ انسان هم مثل قرآن نازل شده است و این نزول در هر عالم به یک شکل وجود دارد.
وی گفت: اولین عالم یعنی عالمی که ما آن را درک میکنیم و در آن هستیم، عالم ناسوت است بعد ملکوت، بعد جبروت و بعد لاهوت است که اصل قرآن در عالم جبروت وجود دارد که به شکل و کلمه و جلد و اینها نیست ولی وقتی در عالم ناسوت عرضه میشود به این شکل است؛ یعنی حقیقت قرآن چیزی است و آنچه در این عالم در معرض دید ماست ماهیت نازل شده قرآن برای فهم بشر است.
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: به این ترتیب باید گفت که شیطان در عوالم بالا یک معنا دارد و در عالم ناسوت معنای دیگر؛ انسان خلاصهای از عالم کبیر است؛ هرچه در عالم کبیر وجود دارد در وجود ما هم هست چون انسان وهمه پدیدهها و مخلوقات خدا مظهری از اسمای الهی هستند؛ شیطان هم مظهر المضل است که همه اسمای صفات در آن هست الا کسانی که در عالم وجود داشتهاند.
دیدگاه آیت الله جوادی املی درباره تمثیل
وی افزود: آیتالله جوادی آملی بحث تمثیل را در سجده ابلیس به آدم پذیرفته و بیان میکنند که ما در جریان سجده و فرمان الهی باید یا از دید تکوینی آن را بیان کنیم یا تشریعی که در هر دو نیز محذوراتی دارد.
وی بیان کرد: ایشان میفرماید که اگر بگوییم تکوینی بود باید این مطلب را نیز بگوییم که این حوزه، تخلف بردار نیست یعنی کسی نمیتواند در مقابل اراده تکوینی خدا مخالفتی داشته باشد و اگر بخواهیم بگوییم تشریعی بوده است تشریع نیز در رابطه با ملائک راه ندارد؛ پس از این جا باید قوت نظریه تمثیل بیشتر است.
سعادت نیا، یادآورشد: تضاد عامل حرکت است؛ تضاد تازیانه حرکت است؛ اگر تاریکی نباشد نور معنی ندارد و اگر زشتی نباشد، زیبایی هویدا نمیشود؛ فلاسفه به این مطلب میگویند اندام وارگی که مثل پازلی است یکدیگر را تکمیل میکند؛ در اینجا سخن علامه نیز در همین راستا بیان شده است.
وی گفت: علامه بیان میکنند که هستی چون زنجیرهای است که حلقات آن به هم پیوسته است که حلقه اول به آخری بسته شده است؛ فرض نبود یک جز یعنی نبود کل؛ یعنی اگر بخواهیم از عالم و هستی شیطان را حذف کنیم باید خیلی از پدیدههای هستی را نیز حذف کنیم؛ یعنی وجود بهشت و جهنم و ظلمت و دین و غیر دین و استکبار و ایمان و... مفهوم عملی ندارد.
وی افزود: یکی از بحثهای تفسیری در این حوزه آن است که شیطان چگونه مسیر بدی در پیش گرفت و با چه جسارتی در برابر خدا نافرمانی کرد؛ این مفسران بیان میکنند که اگر او سجده میکرد مهندسی عالم به هم میریخت؛ اگر هبوطی در کار نبود تشریع و ارسال رسل و مدنیتی نیز در کار نبود.
این مدرس حوزوی خاطرنشان کرد: شیطان در عالم ما یک جوهر ظلمانی است و بزرگانی چون ملاصدرا آن را به قوه واهمه تعبیر کرده است؛ برخی شیطان را استعداد شرم میدانند و برخی آن را امر عدمی دانستهاند.
وی گفت: در عالم وجود و هستی چیزی به نام شیطان و ابلیس داریم ولی تصویر آن مشکل است ولی چیزی که مهم است آن است که ابلیس در عالم وجود ما همان نفس اماره است و بدانیم که یک شیطان درونی داریم که به حکم آیات قرآن که دشمنترین دشمنان است و باید آن را کنترل کرد.
نظر شما
کد مطلب: 175
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcgrn9q4ak9u.pra.html