
چرا تحریفات، دست از سر عاشورا برنمیدارند؟
رضا بابایی
26 مهر 1393 ساعت 11:28
تاریخ و اندیشه: تحریفستیزی در مسئلۀ عاشورا، تاریخچهای به درازای تاریخ تحریف دارد؛ یعنی همزمان با اولین تحریف، نخستین تحریفزادیی نیز آغاز شد. شاید نخستین تحریف و تحریفزدایی را بتوان در پرسش شیطنتآمیز ابن زیاد و پاسخ حکیمانۀ زین العابدین علیهالسلام در دارالامارۀ کوفه دانست: ابن زیاد پرسید نام تو چیست؟ امام علیهالسلام فرمود: علی بن الحسین. پسر زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را در کربلا نکشت؟ امام علیهالسلام فرمود: «من برادری داشتم به همین نام (علی بن الحسین) که در کربلا، جان به جانآفرین تسلیم کرد.»۱ يعني اگر منظور تو این است که خدا جان او را گرفت (اَللهُ یتَوفی الاَنْفُسَ حینَ مَوْتِها) حق با تو است؛ اما اگر قصدت اين است که بگویی مردم او را به فرمان خدا كشتند، چنين نيست. در واقع ابن زياد ميخواست قاتلان شهدای كربلا را سپاه خدا قلمداد كند؛ چنانكه ابن سعد در كربلا، فرمان جنگ را اينگونه آغاز كرد: «اي لشكر خدا، بر اسبهاي خود سوار شويد و به سوي بهشت بشتابيد.»۲
بنابراين پاسخ امام سجاد علیهالسلام به ابن زياد، نخستين رويارويي ميان تحريف و تحريفستيزي بود؛ اما تحریف تاریخی و تفسیری عاشورا، همچنان ادامه یافت و پابهپای آن، تحریفشناسی و تحریفزدایی نیز پیش آمد. اما واقعیت تلخ، آن است که تحریفزدایی تا این زمان، نتوانسته است جلو تحریفات را بگیرد؛ بلکه پیوسته در حال عقبنشینی بوده است؛ بهگونهای که اکنون، تحریف عاشورا بر حقیقت عاشورا، غلبه دارد، و به همین دلیل، جامعۀ دینی ما، آن اندازه که برای امام حسین علیهالسلام عزاداری کرده است، خوی حسینی نپذيرفته است.
چرا تألیف صدها کتاب تحقیقی و فریاد صدها عالم دینی نتوانست جلو سیل تحریفات را بگیرد؟ چرا بهرغم وجود عالمانی همچون محدث نوری و سید محمدباقر درچهای و شهید مطهری، مبارزه با تحریفات راه به جایی نبرد و اکنون کار به جایی رسیده است که دربارۀ بسیاری از دروغهای تاریخی و روایتهای سست، حتی نمیتوان سخن گفت و لب به اعتراض گشود؟! سرنوشت غمبار و تأسفانگیز و مظلوميت برخی از تحریفستیزان، پیش روی ما است، و از آن تأسفانگیزتر حرمت و جایگاه مقدسی است که برخي تحریفگران یافتهاند!
اگر بیماری تحریف تا امروز درمان نشده است، دلیل آن خطای راهبردی اكثر تحریفستیزان است. تحریفستیزان، درد را دانستند، اما ویروسی که این درد را به جان جامعۀ دینی انداخته است، نشناختند؛ بلکه حتی برخی از آنان، در تکثیر این ویروس سهم دارند. اگر دارویی، دردی را درمان نکرد، به این معنا است که در تشخیص درد و شیوۀ درمان آن خطا کردهایم. در داستان تحریفات عاشورا نیز باید بپذیریم كه اگر شیوههای تحریفستیزی و آفتزدایی ما تا كنون نتیجه نداده است، بهحتم نقصی در روشهای تحریفستیزی ما وجود دارد.
به گمان نويسنده، خطای بزرگ ما آن است که با یکیک تحریفات، مبارزۀ تنبهتن کردیم، بدون آنکه منشأ و خاستگاه يا لانۀ اين آفات را بشناسیم. منشأ و سرچشمۀ تحریفات عاشورا، جدا کردن عاشورا از بدنۀ دین است؛ چنانکه هر عضوی از بدن موجود زنده، اگر قطع و جدا شود، مردار میگردد و پذیرای آفات بسیار. عاشورا اگر در جایگاه دینی و واقعی خود استقرار يابد و از خاستگاه اصلیاش جدا نشود، خود از عهدۀ دفاع از حقیقت و آرمانهایش برمیآید و نیازي به این همه مدافع ناکام ندارد. اما اگر مانند دست یا پایی شود که از بدن جدا شده است، طعمهای لذیذ برای آفتهای ریز و درشت میشود. دست یا پای آدمی، تا آنگاه که پیوند خود را با بدن حفظ کرده است، اولاً زنده است و ثانیاً قادر به دفاع از خود در برابر مزاحمهای بیرونی است و ثالثاً کارایی و توانایی دارد؛ اما آنگاه که از پیکره جدا گردد، مرداری است که نه قادر به دفاع از خود در برابر حشرات و درندگان است، و نه کارایی دارد. کسی را تصور کنید که آفتکُشی را در دست گرفته تا آفتها را از دستي بريده يا پايي جداافتاده دور کند. توفیق او چه اندازه است؟ عاشورا هنگامی از آفتها و آسیبها در امان میماند که خود بتواند از خود دفاع کند و این، در صورتی است که زنده و پیوسته به بدنۀ دین باشد؛ وگرنه هرگونه آفتزدایی از آن، بیهوده است. ما عاشورا را قبض روح کردهایم و از آن کالبدی بیجان ساختیم. کالبد بیجان، آفتپذیر است. هر آفتی را هم که از آن دور کنیم، آفت و آسیبی دیگر بر آن حمله میآورد. بنابراین تا آنگاه که عاشورای ما جای خود را در پیوستار دین نیافته است، هدف آسیبهای بیشمار و آفتهای مرگبار است.۳
بر این پایه، سودبخشترین راه برای آفتزدایی از عاشورا، برگرداندن آن به جایگاه اصلیاش در دین است، و این بازگشت ممکن نیست مگر با شروع بحثهایی دقیق و مستند به متون نخستین، تحت عنوان «جایگاهشناسی عاشورا در دین و تاریخ». برای نمونه، باید نخست دانست که عاشورا، قاعده بود یا استثنا؟ اختیار بود یا اضطرار؟ انتخاب نخست بود یا روش جایگزین؟ متن بود یا حاشیه؟ حق بود یا تکلیف؟ در پی حکومت منصوص بود یا امارت مردمی؟ متکی به کدامیک از اصول یا فروع دین است؟ حفظ و حراست از عاشورا، باید در سایۀ کدامیک از تکالیف شرعی باشد؟ در شمار شعائر است یا مناسک یا معالم؟ نسبت آن با دیگر آموزههای دینی چیست؟ اهمیت آن در محتوای آن است یا در روش یا حوادث واقعه يا قالب آن؟ دیدگاه کلامی و فقهی مستند، دربارۀ آن چیست؟ تكرارپذيری آن به چه معنا است؟ در ماجراي عاشورا، سيدالشهدا طرفدار صلح و ترك مخاصمه بود يا رهبران سپاه شام؟
اینها و دهها موضوع دیگر، هنوز دغدغۀ اصلی محققان و دینشناسان ما نشده و جای خالی این تحقیقات مهم و راهبردی را مرثیههای جانسوز و خطابههای شورانگیز پر کرده است. عاشورا تا آنگاه که اسیر نامحققان و در قلمرو فرمانروایی طبل و زنجير است، از تحریف و آفت، گریزی ندارد.
این نیز گفتنی است که وقتی سخن از تحریفات عاشورا به میان میآید، نباید فقط به دروغهای آشکار و سادهلوحانه اندیشید. پیش از این، خرافات و تحریفات عاشورا بیشتر در این حد بود که مثلاً فاضل دربندی در اسرارالشهاده نوشته است: «روز عاشورا ۷۲ ساعت طول کشید!» یا در مناقب ابن شهرآشوب آمده است که اسب امام حسین، پس از شهادت سیدالشهدا، ۴۰ نفر از سپاهیان کوفه را کشت! اکنون از اینگونه سخنان، كمتر گفته و نوشته میشود. در روزگار ما تحریفات، بسیار پیچیدهتر و ظریفتر شده است؛ آنقدر که بسیاری از تحریفستیزان را نیز در کام خود فرو برده است. «بگذار تا وقت دگر».
عمریست برضریح شما گریه کردهایم
جز گریه در عزای امامان چه کردهایم؟
بس روضهها شنیده و از حال رفتهایم
عمری زچاه کوفه به گودال رفتهایم
تصویر ما ز حضرت خیرالنسا چه بود؟
جز پهلوی شکسته و جز بازوی کبود
درماندهایم حیدر کرار ما کجاست؟
ما تشنه ماندهایم، علمدار ما کجاست؟
یاد حسین، گم شده در یا حسین ما
مسلم غریب مانده نه در کوفه، بین ما
جانها چرا تهی ز تظاهر نمیشود؟
از ما چرا دوباره یکی حر نمیشود؟
ما رهزن خودیم چه باک از حرامیان
زینب اسیر ماست نه در بند شامیان
این کودکان غمزده این نسل بینشان
طفلان مسلماند که سر میبریمشان
اینها رقیهاند به ویرانهها مقیم
اینها سکینهاند گرفتار یاس و بیم
این نسل بیپناه به تردید مبتلا
تنهاترند یا که اسیران کربلا؟
درس ریا به مدرسه آموختیمشان
آتش به خیمهها زده و سوختیمشان
با منکرات مونس و مألوف گشتهاند
اینان ز بس که امر به معروف گشتهاند
ای آمران صلاح شما در خموشی است
با مردمی که کلیههاشان فروشی است
بس جان ملول گشت و بسی سینه مشمئز
از واعظان بیعمل غیرمتعظ
از پینه بر جبین و به جیب اسکانسها
بگذشتن از فلک، رقم اختلاسها
از حقه در نهان و عیان گفتن دروغ
از هشت سال امام زمان گفتن دروغ
ما زائر توایم ولی بار ماست کج
بر ما ببخش اینهمه یا ثامن الحجج۴
پینوشت:
۱. الاحتجاج، ج۲، ص۱۰۴ ـ ۱۰۹؛ الارشاد، ج۲، ص۱۱۵ و ۱۱۶؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۲۳۰ ـ ۲۳۶.
۲. ابن اثير، الكامل، بيروت، داراحياء التراث، ۱۴۰۸، ج۲، ص۵۵۸.
۳. تحريفپذيري عاشورا، علل و عوامل ديگري نيز دارد كه در نوشتاري ديگر، دربارۀ آنها سخن خواهم گفت.
۴. شاعر: افشين صالح علاء
کد مطلب: 634
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdcgrt934ak9w.pra.html