
معرفی کتاب
معنویت در افق سکولاریسم
10 آذر 1393 ساعت 13:08
تاریخ و اندیشه: رابطه بین «زندگی فضیلتمند» و ارزشهای عصر سکولار و رابطه بین جهانبینی و سودمندی، از عمده بحثهای تیلور است؛ مباحثی که برای شرایط اجتماعی و بومی ما نیز قابل تامل است.
«سکولاریسم بهدلیل حذف و کنارزدن مذهب به ارزش فراگیر و جهانی امروز تبدیل نشد، بلکه بهعکس، فرزند خلف و برآمده از جهانبینی مبتنیبر دین است.» این ایده اصلی کتاب بحثبرانگیز «عصر سکولار» چارلز تیلور است.
رابطه بین «زندگی فضیلتمند» و ارزشهای عصر سکولار و رابطه بین جهانبینی و سودمندی، از عمده بحثهای تیلور است؛ مباحثی که برای شرایط اجتماعی و بومی ما نیز قابل تامل است. در عصر سکولار انسان تلاش میکند با حفظ استانداردهای کمی زندگی، جنبههای کیفی زندگی خود را همچنان حفظ و از فراموشی این وجه از زندگی جلوگیری کند. گذران عمر به شیوهای که کیفیت و کمیت هر دومدنظر قرار داده شود، اصطلاحا زندگی فضیلتمند نامیده میشود. این خواستهای است که هم در انسانهای خداباور وجود دارد و هم خداناباور.
مجموعه مقالات کتاب «زندگی فضیلتمند در عصر سکولار» تلاش میکند به محل تلاقی و بهینهای برسد که کمیت و کیفیت با هم حضور داشته باشند. این مساله یکی از چالشهای امروز در دنیای مدرن است. رابطه ایندو، از جنس هدف و وسیله یا دانش و ارزش است. در مقایسه با دوران پیشامدرن در دوران مدرن ایجاد توازن بین این دووجه از زندگی کاری سخت و پیچیده به نظر میآید. دنیایی که بهتعبیر مارکس «هرآنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود.» دنیایی مملو از تغییر و دگرگونیهای ارزشها و اقتضائات زندگی. با بهوجودآمدن ایدئولوژی پستمدرنیستی و برداشتهای هرمنوتیکی، این سختی و پیچیدگی بیش از پیش شده است.
تیلور معتقد است: «حرف اصلی و اساسی من این است که همه افراد، خواه قبول کنند و خواه نکنند، در فضای پرسشهای ابدی درباره معنا، چگونگی و غایت زندگی نفس میکشند.» او میکوشد در میان نظریات دوران مدرن که با رویکرد سکولار به ارزش غالب تبدیل شده، با رویکرد خداباور به بررسی معضلات این حوزه پرداخته و سهمرحله بینظمی، تشخیص علل بینظمی و راهحل برونرفت از آنها را توضیح دهد. تیلور با رویکرد خداباور، بینظمی را پیامد بحران کنارآمدن با چالشهایی میداند که تجدد بر سر راه انسانها و بهویژه انسانهای دیندار قرار داده است. در عین رد تسلیم و قبول دربست همه ابعاد مدرنیته مقاومت و دگماتیسم لجوجانه در مقابل مدرنیته را نیز که به بنیادگرایی میانجامد، نقد میکند. در عین اینکه منتقد مدرنیته است، نگاهی از درون به آن دارد و دستاوردهای ارزشمند این دوره تاریخی و عصر روشنگری همچون آزادی و سکولاریسم را ارزشمند میداند و در راستای طرح خود، به تقویت آنها میپردازد و برای ایجاد تعادل بین زندگی فضیلتمند و سکولاریسم، اصطلاح «تجدد کاتولیک» را به جای «کاتولیک متجدد» پیش مینهد، چرا که با فربهی و قوت صفت «متجدد» در فرهنگ مدرن، بسیاری در پی یافتن یکآیین کاتولیک جدید هستند تا آن را به جای صورت کهنهشده کاتولیکی بنشانند که گذشته مسیحیت را کدر کرده است. به گمان او، چنین جستاری در پی یکشتر-گاو-پلنگ یا هیولایی است که در قاموس وجود نمیگنجد. او همانقدر که به بنیادگرایی نقد وارد میکند، علیه سکولاریسم جزمگرایانه نیز میایستد و در دوران جهانیشدن معنای جدیدی را برای مفهوم سکولاریسم پیشنهاد میکند.
ایده اصلی و ریشه واژه کاتولیک همهشمولی از طریق کلیت است. «مکملبودن و همسانی اجزای تشکیلدهنده وحدانیت نهایی ماست. وسوسه بزرگ تاریخی ما این بوده است که مکملبودن را فراموش کنیم و بیهیچ شک و تردید بر یکسانشدن تاکید کرده و تا جایی که امکان دارد هرچه بیشتر دیگران را به «کاتولیک خوب» تبدیل کنیم. حتی اگر در عمل کاتولیکبودن را زیر پا بگذاریم: به این دلیل که کلیت را فراموش کرده وحدت را به قیمت سرکوبکردن گوناگونی ذاتی در خلقت بشریت تحقق میبخشیم. این یعنی وحدت یکجزء خاص که نقاب دروغین کل را بر چهره دارد. این بهمعنی همهشمولی بدون کلیت است و بههمین دلیل آیین کاتولیک واقعی نیست» («زندگی فضیلتمند در عصر سکولار» صفحه ۷۱)
کتاب «زندگی فضیلتمند در عصر سکولار» شامل چهارمقاله در مورد دنیاگرایی، دین، فرهنگ و معضلات دنیای مدرن همچون انزوا و تنهایی است؛ سهمقاله از چارلز تیلور و یک مقاله از فرهنگ رجایی. انتخاب مقالههای تیلور و نوشتن پیشگفتار و نتیجه نیز بهوسیله رجایی انجام شده است. تیلور فیلسوفی پرآوازه، لیبرالی جماعتگرا و کاتولیکی متعهد و معتقد به اصول و نظام دینی است. او از مادری فرانسوی و پدری انگلیسیزبان در کانادا زاده شد و سپس با یادگیری زبان آلمانی پیششرطهای لازم برای شناخت فرهنگ و تمدنی را کسب کرد که در فضای زبان لاتین بستر حضور پدیده سکولاریسم بود و در آینده توانست بهعنوان کارشناس تاریخ سکولاریسم مطرح شود. تیلور هماکنون در دانشگاه مکگیل کانادا فلسفه سیاسی، اجتماعی و تاریخی درس میدهد و از شارحان شناختهشده هگل محسوب میشود. او پیش از انتشار اثر معروف خود با نام «عصر سکولار» در سال۲۰۰۷، کتابهای زیادی منتشر کرده بود، از جمله «هگل و جامعه مدرن» که چکیده و فشرده کتابهای پیشین و پروژه طولانی فکری او در ارتباط با هگل است. این کتاب در سال۱۳۷۹ توسط منوچهر حقیقیراد به فارسی ترجمه و توسط نشر مرکز منتشر شده است. همچنین کتاب «تنوع ادیان در روزگار ما: بازخوانی ویلیام جیمز» را مصطفی ملکیان به فارسی ترجمه کرده است.
فرهنگ رجایی استاد فلسفه سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه کارلتون کاناداست و پیش از این کتاب «مشکل هویت ایرانیان امروز: ایفای نقش در عصر یک تمدن و چندفرهنگ» را به فارسی نوشته و «فلسفه سیاسی چیست؟» لئو اشتراوس و «پستمدرنیسم: منطق فرهنگی سرمایهداری متاخر» فردریک جیمسون را به فارسی ترجمه کرده است. آشنایی رجایی با آثار و عقاید تیلور و توضیح ایدههای او با شرایط بومی از جمله مزیتهای کتاب است. این موضوع باعث شده که در کتاب زندگی فضیلتمند و هدفباور در عصر سکولاریسم نهتنها در تمدن مسیحی غرب که در تمدن ایرانی و اسلامی نیز به بحث و بررسی کشیده شود.
کد مطلب: 1591
آدرس مطلب: https://heyatdoc.ir/vdch.wnzt23nmzftd2.html