تاثیر رفتار عوام بر علما و حکم به نجاست اهل کتاب آیتالله بروجردی!
سید حسین مدرسی طباطبائی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۰۵
تاریخ و اندیشه - احیا: سی و پنج سال پیش، استاد مرتضی مطهری _ رحمه الله علیه – در محفلی از اصحاب قم، در سخن از قید و بند ها که رعایت حال عوام بر دست و پای بزرگان دین نهاده است نمونه ای جالب ذکر فرمود: شیخ عباسعلی اسلامی بنیان گزار جامعه تعلیمات اسلامی، که از فعالان طراز اول مذهبی دهه ی سی بود، گویا در مراجعت از سفری به خارج، به مرحوم آیت الله بروجردی مراجعه با ایشان در میان نهاده بود که فتوای عدم طهارت اهل کتاب، موجب عسر و حرج مسلمانان در خارج از کشور شده و شایسته است در آن نظر، تعدیل صورت پذیرد. ایشان در جواب، نخست به مطایبت گفته بود که مگر خیالی برای ما در سر داری؟ آن گاه توضیح داده بود که وقتی پس از اتمام تحصیل در نجف به بروجرد بازگشت در آن شهر، روحانی دانشمندی را یافت که تبحر و دقت نظری شایان داشت اما متروک و منزوی بود و کسی بدو حرمت نمی نهاد. علت آن بود که وی فتوا به طهارت اهل کتاب داده و با این کار، خود را از چشم مردمان انداخته بود. این خود درسی برای مجتهد جوان تازه از نجف بازگشته می بود که یک رهبر مذهبی تا چه پایه باید به ذهنیت و عواطف جامعه اهمیت داده و ظرافت های رابطه ی مردم با رهبران خود را در نظر داشته باشد. ایشان سپس فتوای سلف خود، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی را، که هوادار طهارت اهل کتاب بود را به مخاطب خویش یادآوری نموده بود.
چند سالی پیش از آن که این داستان را از مرحوم مطهری بشنوم، در اواسط دهه ی چهل، خود در عتبات عالیات شاهد عکس العمل ها در برابر فتوای مرحوم آیت الله سید محسن حکیم، زعیم بی منازع شیعه در عراق، به حرمت قمه زنی بودم و بعد ها از برخی تندزبانی ها و بی حرمتی ها در مورد فتوای دیگر ایشان در همین مساله طهارت اهل کتاب داستان ها شنیدم. اما همیشه نمی توان و نباید تنها عوام را به خاطر این چنین عکس العمل ها سرزنش کرد. ملا حبیب الله کاشانی در کتاب لباب الاقاب:۱۱۶ ذیل سرگذشت ملا عبدالخالق یزدی، از معاصران خود، دارد که گروهی از علمای عصر او را تکفیر کردند از جمله به خاطر آن که فتوا به طهارت اهل ذمه داده بود.
روزگاری شیخ بهایی، دانشمند نامور آغاز قرن یازدهم هجری، گفته بود که اگر کسی در راه تحری حقیقت بذل توجه کند و در تشخیص آن به خطا افتاده و دینی جز اسلام برگزیند چنین شخصی نزد پروردگار مسئول و معاقب نیست و با وجود اعتقاد نادرست خود در آتش دوزخ معذب و مخلد نخواهد بود ( خیراتیه آقامحمدعلی کرمانشاهی ۳۹۹:۲ به نقل از رساله ریاض الجنان عبدالله بی صالح سماهیجی) یادآور سخن غزالی در فیصل التفرقه که آن دسه از یهودیان و مسیحیان را که نه از سر عناد بل به سو تشخیص یا عدم دریافت پیام اصلی اسلام به شکل صحیح، بدان ایمان نیاوردند ناجی می داند. اگر چنین است در مکتب تشیع که قرن ها پرچمدار آزادی اجتهاد بوده و خود همواره آزاد فکری را جزء امتیازات اصلی آن مکتب در برابر دیگران قائل به انسداد باب اجتهاد به شمار آورده ایم، فقهای صاحب نظر حتی در مساله ای مانند طهارت پیروان ادیان دیگر که در گذشته بر آن زیانی مترتب نبوده و امروز که دست کم به صورت نظری، روزگار احترام به حرمت انسان است ما را به عنوان تنها مذهب زنده و شناخته شده ی جهان که قائل به نجاست انسان دگراندیش است به جهانیان معرفی نمی نمود.
این مطلب برگرفته شده از کتاب «مکتب در فرایند تکامل» سید حسین مدرسی طباطبائی است که هاشم ایزد پناه ترجمه و انتشارات کویر در سال 86 منتشر کرده است.