تاریخ و اندیشه-احیا: سه روز پس از شهادت امام حسین علیهالسلام افرادی آمدند ـ در مدتی که جسد شریف حضرت سیدالشهدا علیهالسلام دفن نشده بود ـ مرثیه خواندند. جابر بن عبدالله انصاری نخستین کسی بود که سنت زیارت اربعین امام حسین علیهالسلام را پایهگذاری کرد و پس از آن موج زوار و زیارتها آغاز و به فرهنگ تبدیل شد؛ به گونهای که ابن اثیر بیان میکند که متوکل عباسی دستور داد کسی که تا سه روز آنجا (زیارت امام حسین علیهالسلام) باشد او را به سیاهچالهای معروف عباسی بیندازند و بعدها دستور تخریب آنجا را صادر کرد؛ اما بهرغم تهدیدات، زیارت امام حسین علیهالسلام گسترش یافت.
بسیاری از دوستان و همکاران ماهنامۀ خیمه در سالهای گذشته در ایام اربعین، مسیر پیادهروی نجف به کربلا را طی کردهاند. شور عجیب و غیر قابل وصفی در آن مسیر حاکم است و هر سال نیز بر تعداد جمعیت این حرکت عظیم افزوده میشود. این حرکت، نمودار عظمت شیعه در جهان است و میتوان آن را بزرگترین راهپیمایی در طول تاریخ دانست. در گفتوگو با نجمالدین طبسی، استاد حوزۀ علمیۀ قم قصد داریم به زیارت اربعین و این حرکت عظیم و پیشینۀ فکری و معرفتی آن بپردازیم.
شاهد فراز و نشیبهایی در طول تاریخ بودهایم؛ اما همواره زیارت سیدالشهدا علیهالسلام بهویژه در ایام اربعین داغ است.بله. شاهد فراز و نشیبهای بسیاری بودیم. ابن اثیر در الکامل به این نکته اشاره میکند و میگوید؛ زیارتها فراز و نشیب داشت. گاهی حکومتها فشار میآوردند؛ مثلاً در گذشته متوکل عباسی دستور تخریب بارگاه امام حسین علیهالسلام را صادر کرد؛ حتی توابین پس از شهادت امام حسین علیهالسلام به مدت ۱ یا ۲ دو سال بر سر مزار امام حسین علیهالسلام تا شب میماندند و گریه و اظهار پشیمانی میکردند؛ بنابراین زیارت سیدالشهدا علیهالسلام سنتی برخواسته از روایات اهلبیت علیهمالسلام و تشویق آنان بوده است؛ ولی حکومتهای ظالم از تجمعات و بیش از همه از گسترش فرهنگ شیعی احساس خطر میکردند؛ چون اگر فرهنگ شیعی گسترش مییافت، زمینهای برای حضور غاصبان نبود از همینرو در طول تاریخ همواره برای زوارِ امام حسین علیهالسلام مزاحمت ایجاد میکنند.
حاکمیت با توریستها کاری نداشت؛ ولی برای کسانی که به زیارت امام حسین علیهالسلام میرفتند، مزاحمت ایجاد میکرد؛ مثلاً دست و پای آنها را قطع میکرد و آنها را به زندان میانداخت. در این دوران نیز شاهد بودیم که صدام چگونه با زائران برخورد میکرد. اولاً خدماتی به زائران و حرم امام حسین علیهالسلام ارائه نمیکرد و پولهایی که داخل ضریح ریخته میشد با دستگاههای مکنده جمعآوری میکرد؛ در حالی که پولی که داخل ضریح ریخته میشود باید برای امام حسین علیهالسلام و زوار آن هزینه شود یا با ایجاد ایست و بازرسیهای جعلی زوار را معطل میکرد و وسایل آنها را از ماشین بیرون میآورد؛ ولی مردم دوباره به زیارت امام حسین علیهالسلام میآمدند. من پیادهروی مردم را به یاد میآورم و شاید ۴۷ یا ۴۸ سال قبل که کلاس هفتم یا هشتم بودم پیاده به زیارت امام حسین علیهالسلام رفتم.
از نجف به کربلا پیاده رفتید؟
بله از نجف تا کربلا پیاده
نباید شبههافکنی کنیم. تشکیکات را کنار بگذاریم؛ مثلاً در مورد قبر حضرت رقیه یا قبر حضرت زینب سلام الله علیها تشکیکات را کنار بگذاریم. خواهشم از عزیزان این است که به طور کلی روحیۀ تشکیک را کنار بگذاریم و در مورد تحریفات عاشورا و ... کمتر صحبت کنیم
رفتم. به یاد دارم که مرحوم والد در خانالنصف، حیدریۀ امروز، نماز جماعت اقامه میکرد و جماعت بسیاری به او اقتدا میکردند و نماز ظهر در آنجا خوانده میشد؛ تعدادی از علمای نجف اشرف نیز به آنجا میآمدند. حاکمیت در سالهای اخیر فشار آورد تا مردم به زیارت و راهپیمایی و پیادهروی نروند و حتی به اسلحه و هلیکوپتر متوسل شد.
دو سال قبل که برای اولین بار این مسیر را طی میکردم، سند رسمی و دارای مهرِ جنایات رژیم بعث را مشاهده کردم که در آن به فرماندهان نظامی دستور داده شده بود تا زوار امام حسین علیهالسلام را در مسیر پیادهروی از بین ببرند.بله. آنها جنایت را به اوج رساندند و در بیابانها با هلیکوپتر به جان زوار افتادند و بسیاری از آنها را کُشتند. جالب اینجاست که زواری که جان سالم به در میبردند به حرکت خود ادامه میدادند و شعار میدادند؛ «لو قطعوا ارجلنا و الیدین ناتیک زحفا سیدی یا حسین»؛ «اگر دستها و پاهای ما را قطع کنند، یا حسین! سینهخیز به سوی تو میآییم.» این شعار هنوز هم هست.
از دیگر مزاحمتهای حاکمیت اینکه در آن زمان مردم متدین، کوزههای بزرگ و سفالی پر از آب در مسیر زوار میگذاشتند تا زوار در آن هوای گرم از آنها استفاده کنند. بعثیها آبها را روی زمین میریختند. مردم متدین در مسیر غذا درست میکردند، بعثیها درون آن سم میریختند تا ماجرای امام حسین علیهالسلام خاموش بماند؛ ولی نتیجهای نداشت. این صحنهها را با چشم خود دیدم و اگر ماجرای امام حسین علیهالسلام خدایی و ریشهدار نبود به دست فراموشی سپرده میشد.
به یاد دارم در مسیر پیادهروی از سمت نجف ابر سیاهی آمد و تمام منطقه را فراگرفت و طوفان شن آمد و بعد از آن بارانی گرفت که در طول عمرم ندیده بودم و با خود گفتم که همه زوار از میان میروند؛ ولی خون از بینی یک نفر هم نیامد. ما به چادری که ۳۰۰ نفر در آن حضور داشتند، پناهنده شدیم. طوفان آنقدر شدید بود که میخواست چادر را به آسمان ببرد؛ اما زوار صبر و تحمل کردند تا طوفان متوقف شد و دوباره به حرکت خود ادامه دادند؛ اگر ماجرای امام حسین علیهالسلام ریشهدار نبود و پشتوانۀ مذهبی نداشت، قطعاً اینطور نمیشد. سرما و گرما، تهدید و ... هیچ چیز در توقف حرکت زوار کارساز نبود. در آن شب طوفانی مرحوم آیتالله شهید مدنی به همراه دوستان خود پیاده میآمدند و اتفاقاً هیئت ما به نام هیئت امام سجاد علیهالسلام میزبان آنها شد و آن شب را تا سحر در این هیئت مشغول نماز شب و عبادت بودند.
گذشته با امروز تفاوتهای بسیاری دارد؛ در گذشته خدماتی ارائه نمیشد؛ اما امروز از نجف اشرف تا کربلای معلی، حسینیه وجود دارد. جمعیت نیز افزایش یافته است. در گذشته ۵۰ الی ۱۰۰ هزار نفر حضور داشتند. عدهای از راه آب میآمدند؛ مثلاً علمای حوزۀ علمیه معمولاً از راه آب میآمدند. امروز صحبت از جمعیت ۲۰ میلیونی است. سه الی چهار سال پیش از آقای حکیم شنیدم که میفرمودند؛ از جوانان اروپایی برای دیدن این صحنه دعوت میکنیم. من در سوئد بودم و دیدم که جوانان برای حضور در این جمع حرکت میکنند.
یکی از مراجع نجف اشرف میگفت؛ وقتی جوانان خدمات و امکانات را ببینند و بدانند که سفرهای به طول ۸۰ کیلومتر (از نجف تا کربلا) برپاست، خواهند آمد، این سفره متنوع و پر است از مواد غذایی، مسیرهای مجهز به گوشی و تلفن که میتوانید با هر جایی تماس بگیرید و لباس مجانی. حتی در مسیر پای زوار را ماساژ میدهند یا عدهای در مسیر میزی قرار میدهند و روی آن کیسههای پول میگذارند تا هر زائری که به پول نیاز دارد به اندازه نیازش برداشت کند.
در رابطه با عالَم بهشت و عنایات خدا در بهشت، عبارتی است که در آن عالم، چیزهایی هست که با چشم و گوش دیده و شنیده نمیشوند و به ذهن نیز خطور نمیکنند. در روایات داریم که بهشت از پرتو نور حسین علیهالسلام آفریده شده است. «الحسین افضل من الجنة و من الحور»؛ «حسین از بهشت و از حور افضل است.» حورالعین در روز قیامت به کسانی که در کنار امام حسین علیهالسلام نشستهاند التماس میکند؛ اما او جایی نشسته که «افضل من الجنة» است.
پیادهروی اربعین و زیارت امام حسین علیهالسلام را چگونه باید تعبیر کنیم؟ حضور ۲۰ میلیون نفر در روز اربعین در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. همۀ اینها کرامت و معجزه است.
جالب آنکه بسیاری از میزبانان جزو اقشار متوسط و متوسط
به ترکیب عزاداری دست نزنید؛ چون برای آن خونها ریخته شده است تا تثبیت شود؛ اگر میخواهیم قلم دست بگیریم در راستای تقویت این فرهنگ باشد
به پایین هستند.
بله. در طول سال برای چنین روزی جمع میکنند و این نشاندهندۀ عشق است. آنها احساس میکنند که در کنار کسی که افضل من الجنة است قرار دارند و از سرما، گرما، طوفان، تهدید و ... نمیهراسند. امروز جنایتکارانی مانند سلفیها و داعش آنها را تهدید میکنند و انفجارهای انتحاری صورت میدهند؛ ولی مردم با علم به این جنایات و انفجارها حضور مییابند؛ شاید اگر حماقتها و جنایات آنها نبود اربعین اوج نمیگرفت.
گاه حضور اجتماعی هزار نفره در برخی تحولات سیاسی ـ اجتماعی به صورت مکرر در رسانههای جهانی منعکس میشود؛ اما مراسم روز اربعین و این تجمع بزرگ بینالمللی انعکاسی در رسانهها نمییابد. چرا؟آنها میترسند. مگر حضور جمعیت ۲۰ میلیونی به وسیله تبلیغات شبکهها بوده است که آن را پوشش دهند؟ «من را به خیر تو امید نیست، شر مرسان»؛ جریان امروز اربعین محیرالعقول است. ارائة خدمات به ۲۰ میلیون جمعیت یک بعد قضیه و تأمین امنیت و اسکان آنها بعد دیگری است؛ مگر کربلا چقدر ظرفیت دارد؟ امسال در ایام حج با آن همه امکاناتی که کشور عربستان دارد و امسال نیز ۲۰ درصد جمعیت را کاهش دادند؛ به دلیل آنکه نمیتوانستند خدمات ارائه دهند، سه الی چهار میلیون جمعیت حضور مییابند.
به حضور مرحوم شهید آیتالله مدنی اشاره کردید؛ به طور کلی سیرۀ علما به پیادهروی اربعین چگونه است؟
علما از حوزۀ نجف اشرف حضور مییابند؛ مثلاً آقازادههای مرحوم آیتالله سید محمود شاهرودی شرکت میکنند. مرحوم آیتالله العظمی نجفی و مرحوم والد به ویژه در خانالنصف ملحق میشدند و در آنجا نماز جماعت اقامه و سخنرانی میکردند. مرحوم شهید آقامصطفی، ابوالزوجه ما و آیتالله کوشکی به همراه فرزندان خود حضور مییافتند؛ دو فرزند ایشان به نامهای ابوالفضل و عباس در کربلای ۵ شهید شدند؛ ولی در کودکی همراه ایشان میآمدند. ابوالفضل ۲۰ مرتبه این مسیر را پیاده طی کرد؛ او در ۱۹ سالگی شهید شد.
چه اتفاقی باعث تجمع عشاقالحسین علیهالسلام در روز اربعین شده است؟
تأکیدات فراوان بر اربعین شده است؛ اما اربعین در واقع عاشورا و مصادف با بازگشت آل محمد صلی الله علیه و آل و سلم و اهلبیت علیهمالسلام و امام زینالعابدین علیهالسلام و حضرت زینب سلام الله علیهاست؛ یعنی بازگشت کسانی که قلب آنها از مصیبت و تألم و تأثر مملو است.
شیوۀ این کار چگونه باید باشد؟
نباید شبههافکنی کنیم. تشکیکات را کنار بگذاریم؛ مثلاً در مورد قبر حضرت رقیه یا قبر حضرت زینب سلام الله علیها تشکیکات را کنار بگذاریم. خواهشم از عزیزان این است که به طور کلی روحیۀ تشکیک را کنار بگذاریم و در مورد تحریفات عاشورا و ... کمتر صحبت کنیم.
به نظرتان باید مسائل ایجابی را مطرح کنند؟بله. مشکل ما این مسائل نیستند. به ترکیب عزاداری دست نزنید؛ چون برای آن خونها ریخته شده است تا تثبیت شود؛ اگر میخواهیم قلم دست بگیریم در راستای تقویت این فرهنگ باشد. حضرت امام خمینی(ره) میفرمایند؛ «هر چه داریم از عاشوراست» و این واقعیت است.
صدام در عراق چهار میلیون شیعه را آواره کرد؛ اما عدهای از شیعیان به اروپا رفتند و در آنجا حسینه ساختند و عزاداری کردند و تشیع را به جهانیان معرفی و دیگران نیز از آنها استقبال کردند؛ مثلاً سوئدیهای بسیاری از تجمعات شیعیان خوششان آمد و مسلمان و شیعه شدند.
به هر حال عشق به امام حسین علیهالسلام سبب حفظ و گسترش اسلام حقیقی که تشیع است، میشود. امروز گسترش اسلامِ حقیقی، مدیون حسینیههاست که در سایۀ لطف امام حسین علیهالسلام اجرا میشوند. روحیۀ از خودگذشتگی فقط در کسانی که عشق به امام حسین علیهالسلام دارند، ایجاد میشود. این روحیه را باید حفظ کرد. بزرگان، علما، مداحان، همه و همه در راستای حفظ این فرهنگ کوشش کنند، خدای ناخواسته حرفی نزنند که سبب تضعیف اعتقادات یا تشکیک یا خوراک تبلیغاتی برای شبکههای مزدور شود.