تاریخ و اندیشه:عصر دیروز نشست نقد و بررسی کتاب «رسانه شیعه»٬ نخستین جلسه از سلسله نشستهای «با عاشورا پژوهان» و جایزه «محتشم» با حضور محمد اسفندیاری٬ پژوهشگر و محسن حسان مظاهری٬ نویسنده کتاب به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران برگزار شد.
محمد اسفندیاری در ابتدای جلسه با توجه به سال انتشار کتاب و تطابق آن سن نویسنده گفت: من اغلب کتابهایی که دست میگیرم به سن و سال نویسنده و سال انتشارش توجه میکنم. معمولا کتابهایی که در سنین جوانی نوشته میشوند آنچنان که شاید و باید متقن و گسترده نیستند. اما درباره کتاب رسانه شیعه و آقای مظاهری باید بگویم که واقعا به نظر من با اینکه ایشان کتاب را در سنین جوانی نوشتهاند اما به نظر من این کتاب مفصلترین قابل توجهترین اثر در موضوع خود است.
وی در ادامه با اشاره به منابعی که در کتاب رسانه شیعه بهره گرفته شده است تصریح کرد: در این کتاب بالغ بر ۵۰۰ منبع ذکر شده و در تدوین کتاب بهره گرفته شده است. این رقم در حال حاضر که بیشتر کتابها با حداکثر ۵۰ منبع نوشته میشوند بسیار قابل توجه است.
مظاهری در ادامه درباره کتاب خود گفت: این کتابی که در حال حاضر پیشروی مخاطبین است سومین ویراست از کاری است که من با یک انگیزه کلاسی هنگام دانشجویی کارشناسی انجام داده بودم. اما هر چه در کار پژوهش جلوتر رفتم دیدم کار برای هیئتهای و مجالس خصوصا با رویکرد جامعه شناسانه اقتضائاتی دارد که میبایست رعایت کنم. تا اینکه یک کار پژوهشی تبدیل به این کتاب شد که حجماش تقریبا سه برابر ویراست اول است.
این نویسنده در ادامه با اشاره به روش کیفیای که در کتاب بهره برده است توضیح داد: من به کارهای پیمایشی و آماری خصوصا در پژوهشهای دینی هیچ اعتقادی ندارم. از این در این کتاب روش کیفی و میدانی را انتخاب کردم. روشی که من را مجبور میکرد تا سفرهای مختلفی داشته باشم و دائما در مجالس مختلف حضور داشته باشم تا اینکه دادههای دقیقتری به دست آورم.
او درباره منابعی که انتخاب کرده گفت: وقتی من کار تخقیقاتی خودم را شروع کردم. منابع بسیار کمی در دست داشتم. بعضا برای مطالعه یک کتاب از تهران میرفتم کتابخانه آستان قدس. یکی دیگر از سختیهای کار این بود که من هیچ الگویی نداشتم که از آن بهره بگیرم. خصوصا برای تدوین قسمت تاریخی کتاب.
وی درباره نتایج پژوهش خود خاطر نشان شد: ماحصل کار این است که من به یک گونه شناسی رسیدهام که عبارتند از: هیئتهای سنتی٬ انقلابی٬ عامه پسند و یک نوع شبه هیئت که البته در این گونهها جای نمیگیرد. و در بررسی این گونهها به عناصر هویتی هفتگانه پی بردهام که آنها هم عبارتند از: کارکردی٬ سازمان٬ مخاطبان٬ ادبیات٬ متولیان٬ مداحی٬ گفتمان دینی.
البته او در ادامه تاکید کرد: من تاکید می کنم که این کتاب هیئت را به مثابه یک پدیده اجتماعی بررسی کرده است. به این معنی که عامل پیدایش آن را اجتماع و دلالتهای اجتماعی است و بس.
در ادامه اسفندیاری درباره این موضوع که آیا هیئت یک سنت دینی است یا خیر و اگر هست چطور میتوان آن را به عنوان یک پدیده جتماعی نگریست از محسن حسام مظاهری سوال کرد.
محسن حسام مظاهری در پاسخ به سوال اسفندیاری گفت: به نظر من اگر هیئت را به عنوان یک سنت دینی قبول کنیم آن وقت مشکلات زیادی سر راهمان قرار خواهد گرفت. چرا که نمیتوانیم به آن نگاه کارکردی و اجتماعی کنیم. با این توضیح من فکر میکنم هیئت از رفتارهای تاسیسی امامان شیعه بوده که اتفاقا به خاطر اجتماع و اتفاقات اجتماعی و شرایط سیاسی خاصی بروز پیدا کرده است.
اسفندیاری در ادامه با اشاره به عزاداریهای روشنفکران دینی از محسن حسام مظاهری پرسید: به نظر من به عزاداری روشنفکران دینی هیچ توجهی نشده است. چه روشنفکران قبل از انقلاب چه بعد از آن. چرا به این موضوع توجهی نکردهاید؟
نویسنده کتاب رسانه شیعه پاسخ داد: به نظر من آئین به آن دسته از سوگواریها گفته میشود که ادبیات خاص خود را داشته باشند و خصوصیات و ویژگیهایی منحصر بهفدی باید دارا باشند تا تبدیل به یک گونه شوند. در صورتی که در عزاداریهای روشنفکران و حتی علما و نخبگان چنین چیزی هیچ وجود نداشته و ندارد. یعنی آنها طوری عزاداری نمیکردند که بتوان گفت عزاداری روشنفکری هم گونهای است برای خود. در صورتی که معمولا نخبگاه از عزاداری عامه به عنوان یک ابزار استفاده میکردند.