ماجرای ساخت «ساکن طبقه وسط»
نه فرشته‌ام نه شیطان؛ روایت شهاب حسینی از انسان مدرن!
تاریخ انتشار : يکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۷
«ساکن طبقه وسط» از لحاظ ساخت و پرداخت و حتی بازی شهاب حسینی شاید فیلم قابل توجهی نباشد. اما این‌که روایت سرگشتی‌های مدرن است آدمی را حریص می‌کند. این فیلم می‌خواهد هیجان بشر مردن را برای زندگی روایت کند. این‌که چقدر موفق بوده به یک سو اما از این که شهاب حسینی به عنوان فیلم اولش چنین فیلم‌نامه ای را انتخاب کرده قابل تحسین است. آن‌هم در میان انبوه سناریو‌هایی که می تواند کارگردان را تا این حد درگیر خود نکند و از بازیگرش زیر فشار‌های مختلف نرود. در گزارش پیش رو ماجرای ساخت این فیلم را بخوانید.
نشست فیلم «ساکن طبقه وسط» عصر روز شنبه ۸ آذر با حضور شهاب حسینی کارگردان و بازیگر، محمدهادی کریمی فیلمنامه نویس، امیر سماواتی و محمد جواد ادبی استاد عرفان و فلسفه اسلامی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

محمد هادی کریمی فیلمنامه نویس درباره فیلم «ساکن طبقه وسط» گفت: این فیلمنامه چه برای من به عنوان نویسنده و چه برای شهاب حسینی به عنوان کارگردان نامتعارف و خارج از آن چیزی است که در سینما مرسوم است. نوشتن این فیلمنامه حاصل یک فرایند کوششی نبود و به صورت دفعی نوشتم. این فیلمنامه حاصل یک زیست سخت در یک دوران بود. وقتی شهاب فیلمنامه را خواند فکر کرد که فیلمنامه درباره خودش است و تک تک افراد همین نظریه را داشتند.

کریمی ادامه داد: اگزوپری در «شازده کوچولو» قهرمان خودش را در قصه مثل انسان‌های عارف وادی به وادی می‌برد جلو می‌برد و او را آنقدر تشنه می‌کرد تا اینکه از روی زمین برود و به سیاره خودش مراجعه کند. من و شهاب با نوشتن و کارگردانی این فیلم یک روند پالایش روحی را طی کردیم و دوست داشتیم عطشناکی خودمان را اعلام کنیم.

فیلمنامه نویس فیلم «غیرمنتظره» بیان کرد: با این فیلم دو نوع برخورد داریم؛ یکی اینکه مثل یک ناظر فقط به آن نگاه کنیم و دوم اینکه همراه و همفکر با فیلم جلو می‌رویم. دنیای ما پراز اطلاعات است و مرز میان دانستن یا ندانستن تنها یک کلیک است. این اطلاعات باید تبدیل به دانش شود و بعد این دانش‌ها باید تبدیل به حکمت شود که گاهی نمی‌شود و فرد را دچار بحران می‌کند.

وی ادامه داد: شاید من هم به خاطر کثرت اطلاعات دچار بحران شدم. چیزی جدا از وحدت وجود وجود ندارد و اسطوره‌های یونان باستان و مسیح باید مراحلی را طی می‌کردند و این بالا رفتن همیشه با ما بوده است. استعلای ما ممکن است با لباس احرام باشد یا با کفن.

کریمی افزود: در گنجینه ادب ما گفته می‌شود که «ما زبالاییم و بالا می‌رویم» و این بالا رفتن یک خاطره جمعی است که از نیاکان ما به ما رسیده است. به همین دلیل وقتی از سهروردی صحبت می‌کنیم‌‌ همان قدر برای ما آشناست که شعرهای کرت کوین برای ما آشناست. به جز چیزهایی که به ما ارث رسیده، ما در عصر کثرت اطلاعات به مسائلی برخوردیم که روح ما را ناآرام کرده است. این فیلم همسانی عجیبی با مولفه‌های فکری شهاب حسینی داشت و ما شرح عطشناکی خودمان را نوشتیم. در طی فرآیند فیلم گرفتن نیز کشف و شهود داشتیم و عشق مایه اصلی کار بود.

شهاب حسینی نیز درباره فیلم عنوان کرد: وقتی فیلمنامه را خواندم، دستم ناخودآگاه به سمت تلفن رفت و گفتم خیلی شگفت آوره اما وقتی به خود آمدم متوجه شدم ۴ صبح زنگ زدم. در آن زمان سودای بازیگری داشتم و فکر می‌کردم این فیلمنامه‌ای است که هربازیگری آرزوی آن را دارد که بتواند در غالب این میزان نقش فرو برود. بعد از آنکه به کلاس‌های بالا‌تر در دانشگاه سینما آمدم متوجه شدم این فیلمنامه مفاهیم جالبتری دارد. این فیلمنامه در عین کثرت دارای وحدتی است.

وی افزود: ما با تهیه کننده‌های بسیاری صحبت کردیم اما هیچ کس وقتی برای ورق زدن فیلمنامه پیدا نشد تا اینکه توانستیم با آقای سماواتی همکاری کنیم. هیچ برچسب تفاوتی نسبت به فیلم ندارم اما زبان ارائه آن زبانی است که به آن مسلط‌تر هستم و آن زبان سینماست.

کارگردان فیلم «طبقه وسط» یادآور شد: ما در عصری زندگی می‌کنیم که می‌توانیم همه آنچه را می‌خواهیم دانلود کنیم. در دوران جوانی من این امکانات نبود و به دست آوردن آنچه می‌خواستیم با زحمت بسیاری همراه بود. در وجود ما عشق به امام حسین (ع) و موسیقی و علایق متضاد وجود دارد. این سرگشتگی در فیلمنامه در پوست وخونم دیده می‌شد. جذابیت این فیلمنامه کشف اشتراکاتی بود که بین انسان‌ها فارغ از ملیت و مذهب وجود دارد. درباره خدا تمام مذاهب و مردم دنیا به یک زبان صحبت می‌کنند. برایم اهمیت داشت که در عین کثرت، بتوانیم وحدت فیلم را حفظ کنیم.

امیر سماواتی تهیه کننده نیز گفت: اگر شما هم شور و اشتیاق این دو نفر را برای ساخت فیلم و نوشتن آن می‌دیدید، امکان نداشت همکاری نکنید. به نظرم خیلی‌ها فقط برای اینکه فیلم بسازند، صحبت می‌کنند و باید به افرادی که اندیشه‌ای دارند کمک کنیم. بار اول که فیلمنامه را خواندم متوجه نشدم و فرصت خواستم تا بیشتر آن را درک کنم. در فیلم چیزهایی را کشف و شهود کردم که برایم جالب بود.

وی افزود: آقای حسینی یک ماه وقت گذاشتند تا فیلمنامه را دکوپاژ کنند و در کارگردانی بسیار متبحر و جدی بود و تمام صحنه‌ها و پلان‌ها را دیده بود. من حدیث نفس آقای حسینی را در این فیلم می‌بینم و این ویژگی‌ها در فیلمنامه‌های دیگر نیست.

این تهیه کننده تصریح کرد: این فیلم سرگشتگی انسان مدرن را میان دو طبقه بالا و پایین بیان می‌کند و این مفهوم برای همه ماست. تردید بین حقیقت و واقعیت در بین همه ما وجود دارد و کنایه ساکن طبقه وسط مصداق همین است. این فیلم یک سیروسلوک برای انسان معاصری است که درگیر کرت کوین و ابن عربی است. این فیلم شاید برای یک دهه آینده کاربرد داشته باشد.

محمد جواد ادبی استاد عرفان و فلسفه اسلامی نیز گفت: امروز در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که یک ششم حقیقت در دسترس ماست و رسیدن به حیرت نکته بسیار مهمی است. انسان مدرن اینگونه زندگی می‌کند و معنایی که انسان مدرن به دنبال آنست متفاوت با معناییست که در دوران سنتی در پی آن بوده است. ابن عربی متونی را برای ما باقی گذاشته که کثرت را در وحدت و وحدت را در کثرت در زندگی واقعی به کار برده است.

وی عنوان کرد: ما به عرفان مثل آب و غذا احتیاج داریم و عرفانی که تکیه‌گاه آن وحی باشد، اهمیت دارد. این فیلم خود سلوک است و امروز الهیات پویشی می‌گوید خدا همین جا کنار ماست و اگر شاد می‌شویم به اندازه ما شاد و یا غمگین می‌شود. تمام این کثرت‌ها به وحدت تبدیل می‌شود و آن زمانی است که ما به دنبال وحدانیت باشیم. سلوک یعنی تن به دنیا و دل به خدا دادن.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1568