جامعه-احیا:
در چند سال اخیر شاهد رشد تشکلهای حوزه ستایشگری اهلبیت و هیئت مذهبی بودهایم. بهعنوانمثال حدود ۱۰ تشکل در حوزه مداحی فعالیت میکنند. این تعدد در نهادها ازنظر شما مثبت است یا منفی؟چند سالی می شود؛ تشکلهایی با عناوین مختلف مانند خانه مداحان٬ کانون مداحان٬ بسیج مداحان٬ مجمع الذاکرین حسینی تهران و... شکل گرفتهاند و به هر حال به خاطر توجهی که روی این مسئله بوده شکل گرفتهاند. البته مجمع الذاکرین حسینی نسبت به دیگر تشکلهای قدیمیتر است. سال ۶۰ تا ۶۷ این تشکل منعقد شد و شکل رسمی به خود گرفت. همه تشکلهای با محوریت جلوگیری از ابتذالات در امر ستایشگری و تربیت و پرورش صحیح مادحین به وجود آمدند کخ برخی نیز در این راه توفیقاتی کسب کردهاند. مانند مجمع الذاکرین که توانسته مادحینی را تربیت کند و به جامعه مداحی عرضه کند. به هر حال تعدد تشکلها را من به فال نیک میگیرم. اما در عین تعدد که از نظرم اشکالی ندارد مسئلهای موجب مرارت خاطر میشود. متاسفانه هر تشکل و هر گروهی در این زمینه برای خود آهنگ و نوای خود را سر میدهد و یا خود را متولی امر مداحی میداند. این در حالی است که این مسئله با فلسفه ذاتی شکل گیری این تشکلها تناقض دارد. این تشکلها امدهاند که امر مداحی را سروسامانی بدهند اما در عین حال به خاطر تشتتی که در بین این تشکلها وجود دارد خود مایه تخریب امر مداحی میشوند.
اصولاً چه پیشنهادی برای جلوگیری از موازی کاری تشکل ها و فراهم کردن زمینهای برای همافزایی آنها دارید؟ به نظر من میبایست این تشکلها در پرتو و اشرافیت بزرگی فعالیت خود را ادامه دهند. به عبارتی یا باید یک فردی که همه قبولش دارند بر همه مجموعهها اشراف داشته باشد و یا همه تشکلهای تبدیل به یک گروه بزرگ شوند. چرا که این گروهها کار حساسی انجام میدهند و میبایست آمر قابلی داشته باشند. کسی که مقبولت مشروعیت تام و تمام داشته باشد. از این روست که بارها و بارها من در جلسات مختلف این پرسش را مطرح کردم که بالاخره هرم تشکلها چطور است؟ چه کسی بر این تشکلها اشراف دارد؟ هر کدام ما اوامر چه کسی را اجرا کنیم؟ حتی دو یا سه سال قبل وقتی مادحین سراسر کشور با مقام معظم رهبری دیدار داشتند٬ نامهای به حضرت آقا داده شد که در آن نامه از ایشان درخواست شده بود که یک متولی برای امر مداحی مشخص فرمایند که ایشان هنوز پاسخی به این نامه نفرمودهاند. از نظر من ایشان بهتر از همه به مسئله واقفاند حتما صلاحی در عدم پاسخ میبینند. ولی این یک مشکل اساسی در بین تشکلهاست که بزرگی و ریش سفیدی ندارند و میبایست بر یک بزرگی به اجماع برسند و از او تبعیت کنند. فکر میکنم تا مرجع واحدی برای تشکلها وجود نداشته باشد٬ خروجی قابل توجهی نخواهند داشت. اگر توجه کنید با همه تعدد جلسات و تشکلها بازدهی آن چنانی تا به حال دیده نشده است.
دو سال پیش این تشکلها (تشکلهای حوزه ستایشگری اهلبیت (ع)) به دعوت بنیاد دعبل، شورای هماهنگی تشکیل دادهاند. نظر شما چیست؟ فکر می کند این روش گره گشاست؟بله! هم و غم همه ما همین است که چنین اتفاقی محقق شود. اما هنوز ان مرجعی و آمری که بدان اشاره کردم هنوز وجود ندارد. دقت کنید که یا در قضای مداحی کشور اصلا چنین شخص مرجعی وجود ندارد و یا اینکه خیر٬ چنین شخصی هست و تشکلها در مقابل ایشان کرنش نمیکنند. در تمام این تشکلها ماجرای بنیاد دعبل متفاوت است. من از همان روزهای اول شکلگیری این بنیاد در جلساتشان حضور داشتم و از فلسفه وجودی آن با خبرم. از این روست که در ابتدای صحبتهایم بدان اشاره نکردم و حالا نیز این بنیاد را استثنا میکنم. بنیاد دعبلکار مقدسی انجام داده که شاید آرزوی ۸۰ سال ما بوده است. مداحان پیری که از کار افتاده شدهاند و یا مداحان جوانی که چشم به آینده دارند و وقتی مداحان پیر را میبینند از آیندهشان دچار واهمه میشوند را این بیناد تحت پوشش بیمه قرار داده. از این رو زبان ما قاصر از این است که کار این بنیاد را وصف و توصیف کنیم و تقدس این کار دعبل برای همگان آشکار است. اما تشکلهای دیگر مانند خانه مداحان٬ کانون مداحان و... که سعی میکنند مداح پرورش دهند مد نظر من است. تشکلهایی که از نظر من موفق نبودهاند و اگر توفیقی کسب کردهاند بسیار کمرنگ بوده است. این مطلب را از ان جهت میگویم که خودم در بسیاری از این تشکلها ورود پیدا کردم و در جلساتشان شرکت میکنم. بنابراین یقین دارم این تشکلها ۵۰ درصد هم نتوانستند موفق شوند. این در حالی است که ما امیدوار بودیم هزینههایی که در این راه مصرف میشود٬ نیروهایی که به خدمت گرفته میشوند اتلاف نشوند. اتفاقا به نسبت بودجهها و نیروهای انسانی که در این تشکلها فعال هستند بنده میگویم نتوانستهاند توفیقی داشته باشند.
پس شما معتقدید اگر شورایی هم قرار است فعالت کن می بایست تحت نظر شخصیتی بزرگ باشد؟ پیشنهاد شما چیست و فکر می کنید چه کسی در حال حاضر می تواند در چنین جایگاهی بنشیند؟هر هیئت مدیرهای٬ رئیسی دارد. رئیس این تشکل نیز به نظر من باید شخصیتی باشد که همه تشکلها در ذیل اشراف ایشان داوطلبانه فعالیت کنند. راس هرم شورا اگر درست شود کارهای بعد از آن به درستی انجام میشود. الان حاج آقای آهی حضور دارند. که اتفاقا در بستر بیماری نیز هستند که انشاالله به زودی به دوران و صحت سلامت بازگردند. حاج آقای آهی را هر کسی از جامعه مداحان کشور قبول دارد. در راس این شورا اگر آقای آهی یا کسی مانند ایشان قرار گیرد بسیاری از مشکلات تشکلهای مرتبط رفع و رجوع میشود.
ماه پیش پنجمین نشست نخبگان ستایشگری به میزبانی هیئت رزمندگان و بسیج مداحان در مشهد برگزار شد.آیا شما در این نشست شرکت کرده بودین؟ بله من هم دعوت شده بودم که انتقاداتم را در همان جلسات هم طرح کردم.
به نظر شما چنین همایش هایی سودمند هستند؟من آنجا هم طی مصاحبهای گفته بودم؛ عقیده من این است که نظام جمهوری اسلامی در این وضعیت اقتصادی به هر حال هزینهای برای چنین همایشها و در کل برای تشکلها مصرف میکند٬ از این رو باید حساب و کتاب کنیم که آیا واقعا به اندازه هزینهای که صرف میشود سودمندی هم دارند؟ هیئت رزمندگان همایشی خوبی هم برگزار کرده بود٬ بزرگانی سخنرانی کردند٬ وعاظ و سخنرانان سیاسی کشور در آن جلسه حضور پیدا کردند و نقطه نظراتی طرح کردند که قابل استفاده بود٬ اما آیا بودجه سنگینی که استفاده میشود جز یک نشست گفتوگو شنود و ایراد گرفتن از یکدیگر نتیجه دیگری داشت؟ جز اینکه جامعه مداحان کشور چند روزی با هم بودند و بصیرتی هم از سخنرانیهای سیاسی به دست آوردند آیا گرهی از گرههای تشکیلاتی را برطرف کردند؟ دغدغه مهمتر من این است که آیا شورای مرکزی هیئت رزمندگان با همین نشست قانع شدند یا خیر؟ اگر قانع نشدند باید چارهای اندیشیده شود که چنین اتفاقی بار دیگر تکرار نشود ولی اگر به مقصود خود رسیدهاند جای بحثی باقی نمیماند.
رادیو نوا و اداره کل نغمات آئینی تعطیل شده اند. چقدر با این اداره اشنا بودید و فکر می کنید تعطیلی آن ها چه تاثیری در جامعه مداحی داشته باشد؟بله آشنا بودم و از من هم برنامههایی پخش میکردند. حداقل چهار سال بود که رادیو نوا پخش میشد. حداقل در این چهار سال اگر رادیو نوا میتوانست در بین مخاطبان و مردم جایی باز کند٬ چرا باید مسئولین این رادیو را تعطیل میکردند؟ اصلا مردم اگر متوجه این مسئله بودند چرا اعتراضی به تعطیلی این رادیو نکردند؟ من فکر نمیکنم رادیو نوا جایگاهی در بین مردم داشت. بعضی از این شبکهها عنوان شبکه دارد ولی بازدهی خاصی ندارد و مردم هم ارتباطی با این شبکهها برقرار نمیکنند. رادیو نوا با اینکه از خود من برنامه ضبط میکرد ولی من خودم مخاطبش نبودم. این در حالی است که در خانه و ماشین من اکثرا رادیو پخش میشود. شبکههای تهران٬ ایران٬ معارف و قرآن. شبکهای که من که در آن برنامه دارم خبری ندارم از ریز کارهایش و مخاطبش نیستم چرا باید توقع داشته باشم مردم از آن باخبر باشند و یا مخاطبش بشوند؟ این رادیو و حتی دیگر شبکهها و یا کارهای مذهبی مشکل بزرگی در امر تبلیغات دارند. مثلا رادیو نوا اصلا تبلیغ نشد که تا در گام بعدی متوجه شود که برنامههایش مخاطب دارد یا خیر! از این رو من نسبت به مسئولینی که این کار را کردهاند حسن ظن دارم. آنها لابد متوجه این مشکلات بودند و نمیخواستند هزینههایی که صرف این رادیو میشود بیش از این اتلاف شود.
اما اداره کل نغمات وظیغه های دیگری هم داشت مانند تامین نوای مذهبی کل صدا و سیما و برگزاری همایش پیرغلام ها...
بله متولی همایش پیرغلامان صدای جمهوری اسلامی بود که ارگانهای دیگر یاری میکردند. نفس اینکار بسیار خوب بود. اما چندین سالی که در این همایش شرکت کردهام به نتایجی رسیدهام. از جمله یکی از حرفها و نقدهایم درباره این همایش است است که به نظر میرسد عدهای هستند که میخواستند از این همایش به نفع خودشان بهره برداری کنند. چه دلیلی داره هر سال آقای مهندس ضرغامی سخنرانی آخر همایش و روز پایانی و اصلی آن باشد؟ مهندس ضرغامی با خانواده ما ارتباط دارند٬ اما همه سالهایی که این همایش برگزار شد ایشان آمدند و درباره رسانه صحبت کردند و.... در حالی که من به هیچ وجه به دلیل این کار پی نمیبرم. به سنخیت ایشان و سخنرانی ایشان در آخرین شب همایش نمیتواند پی ببرم. اگر میخواستند بگویند که این همایش را سازمان صدا و سیما برگزار میکند که در تبلیغات گفته شده بود و همینطور یک سال سخنرانی برای این کار کافی مینمود.
فکر می کنید عاقبت این همایش چه شود؟ موافق هستید یکی از تشکل های مداحی این همایش را برگزار کند؟من نمیدانم عاقبت برگزاری این همایش چه خواهد شد. اما اگر سازمان دیگر متولی نخواهد بود و یک تشکلی قرار است که چنین مراسمی را برگزار کند٬ باید در قدم اول محاسبه کند که چنین توانایی دارد که مسئولیت به دوش بگیرد و در گام بعد باید اشکالاتی که برای همایش مطرح بود را تکرار نکند. اما اگر بناست که تشکلی هم برای منافع خودش٬ همایش را برگزار کند فکر نمیکنم سودی در کار باشد. به خاطر همین برای جلوگیری از این مشکل من فکر میکنم میبایست اگر قرار بر این است که همایش را تشکل خاصی دست بگیرد٬ شورایی و تحت اشراف بزرگی برگزار شود بهتر و موثرتر است.
از میان رسانه های مذهبی – مکتوب و مجازی – کدام یک را بیشتر دنیال می کند؟رسانههای مختلفی هماکنون فعالیت میکنند. من هم به از اکثرشون استفاده میکنم. پارسنیوز را شاید بیشتر ببینم. اما این سایتها و یا مجلات بسیار گمنام هستند. اصلا شناخته نمیشوند. به نظر من میبایست این سایتها به تبلیغات بیشتر اهمیت بدهند تا دیده شوند و مردم هم آنها را بشناسند. اگر سایتی در این راه قدم بر میدارد باید کار گستردهای انجام دهد و تبلیغات خوبی هم داشته باشد. حتی از رسانههای یگر هم میبایست بیشتر تبلیغ کند. با شخصیتهای بزرگ دینی هم مرتبط باشد و در طول سال روشنگری نماید.
۵ کتابی که به نظر شما می بایست جامعه مداحی بدان ها مسلط باشند چیست؟کتابهای فراوانی امروز چاپ شده است. اما من چندتا کتاب است - غیر از کتبی که در سالهای اخیر منتشر شده - اشاره میکنم که فکر میکنم میبایست جامعه مداحان بدانها تسلط داشته باشند. منتهی الامال٬ نفس المهموم٬ مقتل ابی مخنف٬ مقتل مقرم٬ خصائص الحسینیه و لهوف.
در میان کلامتان به شخصیت آقای آهی اشاره کردید. فکر می کنید چطور شد که ایشان به چنین جایگاهی دست پیدا کردند؟در این روزها که مقارن با روزهای پیروزی انقلاب است بهتر است مثالی از امام راحل بزنم. ایشان یک شبه امام امت نشدند. تا ان هنگامی که از پلههای هواپیما در روز دوازه بهمن پیاده شوند٬ مبارزه کردن و بعد از آن هم پیادار ایستادند. حداقل سی سال قبل از دوازده بهمن مبارزه کردند. هم با درون خودشان و مراقبت از نفسشان هم با بیرون و طاغوت زمان. آقای آهی نیز یک شبه بزرگ مداحان نشدهاند. عمری را به سخت کوشی در این راه گذراندهاند. ایشان به جز شعر و شاعری و ذاکری در طول عمر خود یکی مبارز هم بوده است. قبل از انقلاب مبارزه کردهاند. بعد از انقلاب در کمیتههای انقلاب از انقلاب محافظت کرده و بعد از کمیتههای انقلاب هم از روزی که برگشت به جایگاه خود در مداحی همه هم و غم انفرادیاش این بود که امر مداحی و مداحان را سرو سامان ببخشد. از این روست که امروز آقای آهی را همه میشناسند و به دلسوزی ایشان ایمان دارند.