تاریخ و اندیشه:
برای تولید علم، ابتدا باید تاریخ علم را به طور جدی مطالعه کرد؛ به این معنا که ببینیم اندیشمندان چه کردهاند تا بتوانیم اندیشههایشان را بازسازی کنیم. یکی از تولیدکنندگان علم دینی که مغفول مانده، شهید مطهری است. زهیر انصاریان پس از معرفی مفاهیم پایهای در باب تولید علم و معرفتشناسی و نقد برخی انحرافها در این باب، به تقسیمبندی تولیدکنندگان علم میپردازد و شهید مطهری را به عنوان تولیدکنندة غیر مؤسس معرفی مینماید.
متن پیش رو خلاصهای از جزوۀ «سبیل مطهر» که درسگفتارى است از «زهیر انصاریان» استاد دانشگاه و پژوهشگر در باب روششناسی شهید مطهری در باب تولید علم دینی؛ این درسگفتار حاصل سلسله جلسات سطح سه سیزدهمین دورۀ آموزشى تربیتى «والعصر» است که در تیرماه ۱۳۹۰ برگزار و به همت موسسه سدید تهیه شده است:
ضرورت بازسازی اندیشههای گذشتگان
برای تولید علم، ابتدا باید تاریخ علم را به طور جدی مطالعه کرد؛ به این معنا که ببینیم اندیشمندان چه کردهاند تا بتوانیم اندیشههایشان را بازسازی کنیم. اینکه امروزه مجموعهای التقاطی از سخنان را کنار هم جمع کرده و گمان میکنیم یک علم را تشکیل دادهایم و سپس چند آیة قرآن نیز در کنارش میگذاریم و آن را علم دینی مینامیم، به این دلیل است که این مسیر را طی نکردهایم.
یکی از تولیدکنندگان علم دینی که مغفول مانده، شهید مطهری است. این توقع که شهید مطهری یک تئوری جامع اقتصادی و مدیریتی یا… ارائه کرده باشد، اشتباه است. از هرکس باید به اندازۀ خودش و در جایگاه خودش توقع داشت.
ما به بررسی دیدگاه شهید مطهری نخواهیم پرداخت، بلکه راجع به شهید مطهری سخن میگوییم. وقتی میگوییم: «شهید مطهری در فلان کتاب دربارة علم دینی چنین فرمودهاند» یک جمعبندی میکنیم و نظر شهید مطهری را دربارۀ علم دینی بیان میکنیم، اما اکنون میخواهیم دربارة روش شهید مطهری در تولید علم دینی بحث کنیم.
معنای علم
در اینجا مقصود از علم، معنایی است که اصطلاح فرنگی آن «دیسیپلین» است. دیسیپلین، رشتۀ علمی است و اینکه در حوزة علوم تجربی، علوم عقلی یا علوم نقلی باشد، تفاوتی ندارد. کسی میتواند مدعی تولید علم باشد که تولیدکنندة این معنا از علم (دیسیپلین) باشد؛ وگرنه در طول تاریخ میلیاردها میلیارد گزارة معرفتی تولید شده است که بعضی از آنها حتی گزارههای بنیادین هستند.
بنابراین کسی میتواند صحبت از تولید علم کند که دیسیپلین داشته باشد. دیسیپلین عناصری دارد که عبارتند از: ۱٫ مجموعهای از مفاهیم ۲٫ ساختار ۳٫ مجموعهای از گزارهها ۴٫ روش تولیدی ۵٫ روش داوری. فقدان هر کدام از این مفاهیم، رشتۀ علمی یا علم را بیمعنا میکند.
قرآن و نظریۀ علمی
قرآن مملو از گزارههای معرفتی است، اما یک اشتباه بسیار بنیادین بعضی نظریهپردازان حوزة علم دینی این است که معنایی را در قرآن، به تنهایی معادل معنایی دیگر میگیرند و سادهانگارانه تصور میکنند که اگر خوب قرآن بخوانند، علم تولید میشود.
گاهی در یک دورهای میبینیم تفاسیر علمی دربارة قرآن به شدت زیاد میشود. این مفسرین، گزارهها و تکگزارهها را در نظر میگیرند و به این دلیل که ساختار ندارند و قرآن به خودی خود ساختارهای تحمیلی ما را ندارد، مجبور هستند مدام گزارهها را با قرآن تطبیق دهند.
ساختار و روش؛ دو اصل بنیادین نظریۀ علمی
اینکه صرفاً گزارهای را علمی بگوییم یا در مقالهای به چند گزارۀ علمی اشاره کنیم، نظریۀ علمی نیست. نظریۀ علمی، صرفاً چند گزاره نیست، بلکه ساختاری دارد که در این ساختار، مجموعهای از گزارهها به شکل شبکهای وجود دارند و با هم مرتبط هستند.
ساختار، متشکل از از گزارههای مبنایی و بنایی یا به اصطلاح، روساخت و زیرساخت است. بعضی از گزارهها زیرساختیاند که مبناییتر از گزارههای روبناییاند. ارتباط این روساخت و زیرساخت، به وسیلۀ روش تولیدی انجام میگیرد. اندیشة شهید مطهری نیز همین روش را پیاده میکند و حرکت از زیرساختها به سمت روساختها توسط روشهای تولیدی صورت میگیرد.
نکتة مهم این است که گزارههای زیرساختی نباید با هم در تناقض باشند یا گزارههای روساختی، بدون گزارة زیرساختی نباید باشند. تا زمانی که یک دانشمند نتواند اندیشة روساختی خویش را مبتنی بر زیرساختهای اندیشهاش بکند، نمیتوان او را تولیدکنندة علم نامید.
رابطة مفاهیم و گزارهها
تا اینجا بیان شد که ساختار، عبارت است از ترکیب روساختها و زیرساختها به روش تولیدی و چیدمان و ترتیب خاص گزارهها نسبت به یکدیگر. مفاهیم، عناصر تشکیلدهندة این گزارهها در یک شبکه هستند. در واقع، گزارهها بر اثر ارتباط و نسبت مفاهیم، ارتباط زیرساختی و روساختی با یکدیگر دارند.
در هر دانشی ممکن است گزارهها موضوعات مختلفی داشته باشند و حولِ یک موضوع جمع شوند. شهید مطهری معتقد است این نوع گزارهها حداقل بخشی از دانشها هستند. در گزارههای روساختی هر قدر به روساختها نزدیکتر میشویم، موضوع محدودتر و از موضوع دانش بنیادینِ ما دورتر میشود.
فلسفه، زیرساختیترین علم
امثال شهید مطهری معتقدند موضوع علم فلسفه، زیرساختیترین دانش است و اثبات مبادی علوم در این علم اتفاق میافتد. گزارههایی که به «موجود بما هوَ وجود» باز میگردند، گزارههای زیر ساختیتر خواهند بود. به عنوان مثال، موضوع علم فیزیک «موجود بِما هُو جِسم» است. بنابراین، اگر قرار باشد فیزیک اسلامی شکل گیرد، باید در مبادی آن، مفاهیم اسلامی را وارد کرد.
تقسیمبندی افراد فعال در حوزۀ تولید علم
کسانی که در حوزة معرفت کار میکنند، سه دسته هستند. ۹۷ درصد، آموزگار علماند، دو درصد حاشیهنگار علم و یک درصد نیز به سختی تولیدکنندة علم هستند. تولیدکنندگان نیز دو دستهاند: تولیدکنندگان مؤسس و غیر مؤسس.
تولیدکنندة مؤسس، کسی است که اولاً مفاهیم و گزارههای نو تولید میکند -که این گزارهها هم زیرساختی و هم روساختی هستند- ثانیاً تولیدکنندة روش جدید نیز میباشد. به عنوان مثال شهید مطهری تولیدکنندة غیر مؤسس است، اما ملاصدرا یک تولیدکنندة مؤسس است، زیرا مفاهیم، گزارههای زیرساختی و روساختی، ساختارها و روشهای جدیدی را ارائه میدهد.
بنابراین یک فیلسوف غیر مؤسس مانند شهید مطهری، تولیدکنندة غیر مؤسس است، زیرا از زیرساختارهای فلسفة ملاصدرا بهره میگیرد، اما در روساخت و مفاهیم و گزارههای روبنایی، تولید هم دارد.