۱
 
روایت کربلا/2
طف
امید مهدی‌نژاد
تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۸


فرهنگ-احیا:
طف
کاروان به هر جانب که رو می‌گرداند، حر بن یزید و سپاهیانش ممانعت می‌کردند. تا در دومین روز از ماه محرم به زمینی خشک رسیدند. حسین ـ‌ سلام خدا بر او ـ پرسید:
ـ این زمین را نام چیست؟
گفتند:
ـ کربلا.
گفت:
ـ بارالها، پناه می‌برم به تو از کرب و از بلا. و این جایگاه کرب است و بلا. فرود آیید که اینجا بارهای ما می‌افتد و خون‌های ما می‌ریزد و اینجاست قبر و آرامگاه ما؛ که جدم رسول خدا، چنین برایم روایت کرده است.
پس کاروان از مرکب‌ها فرود آمدند. حر و مردانش نیز در جوار آنها منزل گرفتند. دمی بعد، حسین بر زمین نشست تا شمشیر بپردازد، و چنین سرود:
ـ شرمت باد، ای روزگار که چه بد یار و همراهی هستی.
چه بسیار خواهندگان و همراهانت که هر صبح و شام جان‌شان ستاندی و به غیر از این جور قناعت نکردی.
دانم که هر زنده‌ای رهسپار مرگ است.
چه نزدیک است وعده‌گاه کوچ از دنیا،
و چه باک، که کار با خداوند جلیل است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 828
 


 
 
مصطفی عبرانی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۸-۰۵ ۲۰:۳۸:۲۷
باسلام و عرض ادب چگونه یک جلد از مجله شماره 108 خیمه را تهیه بکنم
بدلیل عدم یافت مجله خیمه در استان اردبیل چنانچه مقدور باشد یک جلد از مجله شماره 108 خیمه را خواستارم باتشکر (1)