سبک زندگی محمد رسول الله صل الله علیه
چشمانت را ببند پیامبر را نشان بدهم
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۷
فرهنگ-احیا: سبک زندگی محمد رسول‌الله را این‌جا بخوانید
فرهنگ - احیا: مردی نسبتا قد بلند با موهای حالت‌دار که تا لاله‌ی گوشش می‌رسد، صورتی روشن، پیشانی بلند، ابروهای کمانی و باریک. بین ابرو‌هایش رگی استکه وقتی عصبانی می‌شود باد می‌کند. ریش پرپشت و گونه‌‌ی صاف، چشمان سیاه، گردنی سفید و دندان‌های سفید که وقتی صحبت می‌کند از بین آن‌ها نوری می‌درخشد که فکر می‌کنی بین دندان‌هایش فاصله است. اندامی متناسب شکم و سینه‌ای هم سطح، چهار شانه با استخوان‌هایی درشت، کمر باریک و شکم کوچک.

موها و ریش‌های مرتب و شانه‌ زده. موهایش را گاهی خودش و گاهی زنانش برایش شانه می‌زنند. ریش‌هایش را با دقت شانه می‌زند. از بالا هفت‌ بار و از زیر چهل بار شانه می‌زند. می‌گوید: این کار حافظه را زیاد می‌کند و بلغم را از بین می‌برد. هر کس هفت‌بار بر سر و رو و سینه‌اش شانه بکشد، دیگر دردی سراغش نمی‌آید.

خیلی برایش مهم است که همیشه معطر باشد. اصلا همه او را از بوی خوش می‌شناسند. برای خرید عطر بیشتر از غذا هزینه می‌کند. جلوی آینه می‌ایستد و خود را مرتب می‌کند. گاهی هم در آب سر و وضع خود را بررسی می‌کند و بعد بیرون می‌رود. می‌گوید: خدا دوست دارد بنده‌اش وقتی به دیدن دوستانش می‌رود، خود را برای آن‌ها منظم کند.

سفر که می‌رود شیشه‌ی روغن، سرمه‌دان قیچی، مسواک و شانه‌اش از او جدا نمی‌شود. نخ و سوزن هم با خود می‌برد. عایشه می‌گوید: به خیاطی خیلی علاقه دارد.

وقتی لباس نو گیرش می‌آید خدا رو شکر می‌کند و بلافاصله لباس قبلی را به فقیری می‌بخشد. می‌گوید: اگر لباس خود را به مسلمان دیگری بدهی، خدا هم در این دنیا و هم بعد از مرگ هوایت را دارد.

انگشتر نقره‌ای در دست راست دارد. وقتی می خواهد چیزی را یادش نرودع نخی به آن می‌بندد. با انگشترش روی نامه هایش مهر می‌زند. می‌گوید: به نامه که مهر بزنی، از تهمت‌های مرد در امان می‌مانی.

شب که می‌خواهد بخوابد روی پهلوی راست می‌خوابد و دستش را زیر صورتش می‌گذارد و می‌گوید: خدایا ان روز که همه را بیدار می‌کنی، مرا از عذابت حفظ کن. و ایه الکرسی می‌خواند.

از خواب که بیدار می‌شود، اول از همه به سجده شکر می‌رود و می‌گوید: سپاس خدای را که مرا بعد از مردن زنده کرد. خدای من آمرزنده و شکرگزار است. بعد مس.اک می‌زند.

در خانه

با اجازه وارد خانه پیامبر می‌شویم. خودش عادت دارد هرجا که می‌رود سه بار اجازه می‌گیرد. محال است بی‌خبر به خانه‌ی کسی برود.

روی حصیر نشسته است. جای حصیر روی پاهایش مانده است. عمر می‌گوید: «لااقل فرشی تشکی چیزی برای خودت بگیر» پیامبر پاسخ می‌دهد: «یک روز گرم تابستان به سفر رفته باشی، سر راه درختی ببینی، زیر سایه‌اش کمی استراحت کنی و بروی؛ دنیا برای من مثل آن درخت است. فرش می خواهم چه‌کار؟»

وقتش را سه قسمت کرده است. یک قسمت برای عبادت و طاعت خدا، یک قسمت برای کارهای خانواده .و یک قسمت هم برای کارهای شخصی‌اش. از وقت عبادت و خانواده‌اش نمی‌زند. ولی نمی ا وقت شخصی‌اش را به دیگران اختصاص می‌دهد. مردم می‌آیند و سوال می‌کنند. او جواب می‌دهد و می‌گوید این را به بقیه هم بگو. ا کوله‌باری از مشکلات به خانه‌اش می‌آیند و سبک‌بار و لبخند‌زنان بیرون می‌روند.

سر سفره

سر سفره‌ی پیامبر بنشینیم که غذا خوردن دسته جمعی را خیلی دوست دارد. می‌گوید:«غذا وقتی می‌چسبد که دسته جمعی بخوریم» برای این‌که مهمان‌ها خجالت نکشند اول از همه شروع به خوردن می‌کند و آخر از همه تمام می‌کند. از جلو خودش غذا می‌خورد. عجله هم ندارد که غذا را داغ داغ بخورد. می‌گوید: «داغ برکت ندارد صبر کنید خنک بشود بعد بخورید» لقمه‌هایش را به سه انگشت برمی‌دارد و می‌گوید:«با دو انگشت لقمه برداشتن کار شیطان است» نه اهل تعارف است، نه اهل گیر دادن، نه از غذا تعریف می‌کند و نه بدی می‌گوید. اگر غذا را دوست نداشته باشد چیزی نمی‌گوید که غذا از دهن بقیه هم بیفتد. هر کس دعتوش کند حتی اگر برده‌ای باشد، می‌پذیرد. اما اگر روی میز تعارفش کنند قبون نمی‌کند. فقط روی زمین غذا می‌خورد. آخر غذا هم ظرفش را با انگشتانش تمیز می‌کندو می‌لیسد و می‌گوید:«ته مانده غذا پر برکت‌ترین قسمت آن است»بعد از غذا هم دستانش را خوب می‌شوید که هیچ بویی بر آن‌ها نماند. می گوید:هیچ چیز تمیزتر از دست آدم نیست» برای همین گاهی با دستانش آب می‌نوشد. در سه نفس اب می‌نوشد و قبل از هر جرعه بسم‌الله و بعد از هر جرعه الحمدالله می‌گوید. اگر بخواهد وسط آب نوشیدن نفس بکشد، ظرف اب را دور می‌کند که بازدمش وارد آب نشود.

برای خداحافظی با میهمانانش عجله نمی‌کند صبر می‌کند خودشان بلند شوند. هر کس که می‌خواهد بلند شوند پیامبر به احترامش بلند می‌شود.



این مطلب کامل می‌شود...
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1858