احتمالاً خیلیها در پاسخ خواهند گفت عکسهای وین. قابهای دونفره و سهنفرهی ظریف/ کری و ظریف/اشتون/کری.
بعضی هم لابد عکس های دربی استقلال و پرسپولیس را انتخاب خواهند کرد.
تشییع جنازهی پاشایی هم هنوز مشتریانی دارد.
همینطور عکسهای حضور نویسندگان و مشاهیر در کتابفروشیها بهمناسبت کتابگردی پنجشنبهی اخیر.
گزینههای کمطرفدارتر دیگری را هم میشود به این فهرست میتوان افزود.
من گرچه منکر اهمیت برخی از این گزینهها نیستم، اما اگر بخواهم مهمترین عکس این چند روز را انتخاب کنم این عکس خواهد بود:
قابی که در آن مولوی عبدالحمید و آیتالله مکارم حضور دارند.
۱
این روزها در قم اتفاق مهمی درحال رخدادن است که متاسفانه در غوغای فوتبال و سیاست و... تاکنون کمتر کسی به آن توجه کرده است. رسانهها هم ظاهراً بنایشان بر بیاعتنایی به آن است.
جماعتی از علمای شیعه و سنی کشورهای مختلف در یک همایش جمع شدهاند که بگویند درعین اختلافهای مذهبی که باهم دارند، ولی موضعشان در قبال افراطیگری و جریانهای تکفیری مشابه است. این اتفاق برای هرکس که دغدغهی صلاح و اصلاح جهان اسلام و مسلمین داشته باشد، بیشک اتفاق مبارکی است. آنهم در این فضای آلوده به بدبینی و سوءتفاهمات متقابل شیعه و سنی.
۲
خیلی اتفاقهای خوب و مکمل دیگر هم میتوانست بیفتد که بر دستاوردهای این رخداد مبارک میافزود. مثلاً کاش برخی از دیگر مراجع محترم قم هم در این همایش شرکت میکردند یا لااقل نمایندهایی میفرستادند. مشخصاً جای حضرات آیات شبیری و جوادی آملی و جناتی و نیز آقای شهرستانی بهنمایندگی از آیتالله سیستانی در همایش خالی بود. بااینهمه دستاوردهای این همایش تا همینجا هم به نظرم کم نبودهاند:
اینکه دو نفر از مراجع تقلید (حضرات آیات مکارم و سبحانی) بپذیرند که لازم است تشریفات مرجعیت و دفتر و دستک و بیت و... را کنار بگذارند و خلاف عرفِ (به نظر من: غلط) مرجعیت شخصاً وارد میدان شوند و عهدهدار مسئولیت یک همایش بشوند، خودش امر مبارکی است. حضور مولوی عبدالحمید در قم، آنهم در همایشی که آقای مکارم ریاستش را برعهده دارد و حتا کسانی مثل آقایان قزوینی و کورانی و طبسی و تیجانی هم در آن حضور دارند، بهتنهایی یک دستاورد مهم است. نفس همنشینی و گفتگو میان علمای شیعه و سنی کشورهای مختلف و در یک قاب قرارگرفتنشان هم.
۳
جای یک گروه دیگر هم در این همایش خالی است: نواندیشان دینی و حوزوی. تردیدی نیست که وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، یکی از پروژههای نظام جمهوری اسلامی است. گرچه مداخلههای مستقیم نظام در این موضوع گاه نتیجهی عکس به بار آورده و ایدهال آن بود که گروهها و تشکلهای حوزوی سنی و شیعه خود عهدهدار چنین امری میشدند، اما در شرایطی که به هردلیل تشکلهای حوزوی مستقل شکل نگرفته و یا فعالیت درخوری در این موضوع نداشتهاند و نیز در شرایطی که برخی مراجع و علما و دفاتر و بیوتشان ـ متأسفانه ـ خود در زمرهی تفرقهافکنان و دامنزنندگان به اختلافات مذهبی اند، نمیتوان نظام را بهخاطر ورود مستقیم در این موضوع شماتت کرد. جریان روشنفکری دینی و نواندیش حوزوی میتوانستند و میتوانند این دغدغه را از مسیرهای غیرحکومتی دنبال بکنند. و اگر آن راهها مسدود است با اعلام مرزها و فصل ممیزهایشان لااقل آن دسته از اقدامات نظام را که درست میدانند تأیید کنند و با آن همنوا شوند. این اقدام را میتوان از طریق صدور بیانیههای اعلام مواضع و یا ایراد سخنرانی در محافل دانشگاهی و حوزوی و موارد دیگر انجام داد. به نظر میرسد تنزهطلبی امروز این جریان که معمولاً با پرهیز از حکومتیشدن توجیه میشود، نوعی فرار از مسئولیت دینی ـ اجتماعی است.
۴
امیدوارم این همایش آغازی باشد بر یکسلسله اقدامات مبارک دیگر که مقوم اهداف و نتایج همایش اند. گامهای بعدی را باید علمای شیعه و سنی بردارند. فارغ از حکومتها و دولتها.
برخی اقدامات بعدی میتواند این موارد باشد:
ـ بازدید علما و مراجع قم از علمای اهل سنت و حضور در مناطق سنینشین
ـ ورود جریانهای نواندیش دینی و حوزوی و دانشگاهی به میدان و تلاش برای غنیسازی ادبیات و گفتمان تقریب
ـ برنامهریزی برای برگزاری جلسات گفتگو دربارهی مسایل امروز جهان اسلام و جوامع مسلمین (و نه مناظره دربارهی مسایل تاریخی و کلامی)
و البته اقدامات زیربناییتری هم ضرورت دارد؛ نظیر:
ـ بهرسمیتشناختن جمعیت اهل سنت و حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادیشان
ـ اجازهی تأسیس مساجد در تهران و دیگر شهرهای بزرگ مختص اهلسنت
ـ حذف محدودیتها و تضییقات غیرقانونی و خلاف قانون اساسی که در این سالها برعلیه اهل سنت اعمال شده و به یک روال تبدیل شده است.
ـ حذف موانع داشتن رسانههای آزاد و تبلیغات مذهبی در چهارچوب قانون برای اهلسنت
ـ و...