چاندرا مظفر در سال ۱۹۴۷ ميلادي در بدونگ مالزي، و از خانوادهاي هندو، به دنیا آمد. او دكتراي خود را، در سال ۱۹۷۷ ميلادي، در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه سنگاپور گرفت و از آن زمان تاکنون در دانشگاههای مختلفی به تدریس پرداختهاست. او مدتی نیز به عنوان رئیس مرکز گفتوگوی تمدنها، در دانشگاه مالزی، فعالیت کرد. هرچند که در سال ۱۹۹۷ میلادی، و عمدتاً به دلایل سیاسی، از پست خود در دانشگاه مالزی کنار گذاشته شد. او در حال حاضر رئیس سازمانی غیردولتی به نام «جنبش بین المللی برای نیل به جهانی مبتنی بر عدالت» است که مرکز آن در مالزی است و به چالشها در زمینه عدالت اجتماعی و کرامت انسانی در سطح جهان میپردازد.
چاندرا مظفر آثار فراواني را در موضوعات مختلف از قبيل گفتوگوي ميان تمدنها، دين و حقوق بشر، اوضاع سیاسی در مالزی و روابط بین الملل به رشتهي تحرير درآوردهاست. این آثار ۱۸ کتاب و بیش از ۵۰۰ مقاله را شامل میشوند. از آثار عمده چاندرا مظفر ميتوان به «احياي اسلامي در مالزي»، «حقوق بشر و نظم نوين جهاني»، «اخلاق جهاني يا هژموني جهاني؟»، «دين و حكومتداري»، «حقوق، دين و اصلاحات» و «مسلمانان، گفت وگو و ترور»اشاره كرد. اين كتابها دلمشغولي او را به برقراري عدالت و حفظ كرامت انساني در سايه چالشهاي سياسي دنياي مدرن نشان ميدهند. مثلا او در كتاب «اخلاق جهاني يا هژموني جهاني؟» به يكي از حياتيترين پرسشهايي كه انسان امروز با آن مواجه است ميپردازد: آيا صلح جهاني بدون غلبه بر هژموني جهاني ممكن است؟ او بر آن است كه هژموني [سلطه] جهاني و كنترل دنيا توسط طبقه اي برتر يكي از علتهاي مستقيم جنگها و مناقشات معاصر است. هژموني است كه جنگ در عراق و مناقشهي بيپايان ميان اسرائيل و فلسطين را توضيح ميدهد. و نيز، هژموني است كه مسئول شكاف روزافزون ميان ثروتمندان و فقرا در سطح دنيا است؛ چيزي كه متقابلا به تنشهاي جهاني دامن زدهاست. مظفر در اين كتاب ادعا ميكند كه تا زماني كه هژموني جهاني برقرار باشد، دنيايي مبتني بر عدالت ـ كه در آن انسانها بر اساس ارزشها، اصول و معيارهاي جهانشمول مشترك گرد هم آيند ـ از حد خواب و خيال فراتر نخواهد رفت. به ديگر سخن، هژموني جهاني اخلاق جهاني را خنثي ميكند.
****
چاندرا مظفر يكي از مشهورترين فعالان حقوق بشر در مالزي است. او منتقد سفت و سخت هژموني جهاني غرب است اما در عين حال اعتقاد دارد که مسلمانان چارهاي ندارند جز اينكه دركشان را از اسلام و سنت اسلامي مورد بازبینی عمیق و بنیادین قرار دهند. او با تمام وجود به دنبال آن است تا گفت وگوي بين اديان را در ميان مسلمانان ترويج كند و تاکید میورزد که اسلام نیز چنین کاری را توصیه کردهاست. البته مظفر بر آن است که ما در سطح جهاني نيز به گفتوگوي ميان اديان و تمدنها نياز داريم. مخصوصاً به اين دليل كه چنین وانمود شدهاست که بسياري از مناقشات جهانی ـ که عمدتاً ریشههای اقتصادی و سیاسی دارند ـ ناشي از نزاعهاي مذهبي ميان اسلام و ديگر اديان و ايدئولوژيها هستند.
از جمله آثار مظفر در این رابطه میتوان به كتاب «مسلمانان، گفتوگو و ترور» اشاره کرد. او در اين كتاب تلاش ميكندتا با ارائه دركي گستردهتر از پيام اسلام زمينههاي نزديك شدن اديان مخنلف را به يكديگر فراهم سازد.
مانند بسياري ديگر از متفكران مسلمان كه با چالشهاي زندگی در جوامع مدرن درگيرند، مظفر به دنبال آن است تا مستقيماً و بدون واسطه به قرآن نزديك شود تا بتواند با فرا رفتن از حصار فقه سنتی درك و تفسيري امروزيتر از ايمان خويش به دست دهد. در نظر مظفر، قرآن كتابي است كه هدف غاییاش ارتقاي آگاهي اخلاقي و معنوي انسانهاست. در نتیجه روشنفکر مسلمان باید به روح اخلاقی حاکم بر این کتاب مقدس توجه کند، و به لفظ قرآن محدود نشود.تنها با اتخاذ این رویکرد است که میتوان از لابهلای آیات و سورههای این کتاب، ارزشهایی بنیادین و جهانشمول را درک کرد و بیرون کشید؛ ارزشهایی از قبیل آزادي، مسئوليت پذیری، عدالت، برابري و انصاف. او بر آن است كه اين ارزشها جهانياند. پس مسلمانان باید در رفتار با همه انسانها ـ و نه صرفاً دیگر مسلمانان ـ این ارزشها را رعایت کنند.
بر اين اساس، مظفر تلاش کردهاست تا اخلاقي اسلامي را براي گفتوگوي ميان اديان صورتبندی كند. این اخلاق برگرفته از قرآن است. در خوانش مظفر از قرآن، روح اين كتاب بر لفظ آن برتري دارد. او خود نام این خوانش را «رهیافت ارزشمدار به قرآن» میخواند؛ رهیافتی که در مقابل «رهيافت سنتي و فقهمحور» قرار میگیرد. بنا به نظر مظفر، رهیافت فقهمحور لفظ قران را بر روح آن برتري ميدهد که این، خود، منشأ بسیاری از مشکلات مسلمانان در دنیای معاصر است.
در نظر چاندرا مظفر، رهيافت اول ـ يعني «رهيافت ارزشمدار» ـ جهاني، منعطف و پذيراست، حال آنکه رهيافت دوم ـ يعني رهيافت فقهمحور ـ بسته، انحصاری و محدود است. اولي بر عدالت، آزادي، و برابري تاكيد ميكند، در حالي كه دومي بر سلسله مراتب، كنترل و رفتار شديد اصرار ميورزد.اولي درهاي خود را به روي غير مسلمانان باز ميگذارد، با روي گشاده آنها را به عنوان انسانهاي برابر و برادر ميپذيرد، و ارزشهاي مشترك اديان آنها با اسلام را قدر می نهد. اما دومي با معتقدان به ديگر اديان دشمني ميورزد، و در بهترين حالت با اكراه آنها را تحمل ميكند.
مظفر با تمام وجود اميدوار است كه بتوان با كمك اين رهيافت ارزشمدار به قرآن تفکر اسلامي را متحول كرد. او در همين ارتباط مينويسد: «كاملا پیداست که معقولترین شیوه برای زیست مسلمانی در دنیای معاصر اتخاذ رهیافتی باز و غیرجزمگرا به اسلام است. این رهیافت ارزشهاي اخلاقي و معنوي جهاني و ابدي را در صدر مینشاند، اما در عین حال اهمیت مناسك، نمادها و شعائر مذهبي را نیز به رسمیت میشناسد. رهيافت ارزشمدار به اسلام ــ در مقابل رهيافت مناسكمحور ــ نه تنها از منظر دين رهيافتي مشروع و مقبول است، بلكه رهيافتي است كه در اين برهه از تاريخ جهاني، گريزي و گزيري از آن نيست.»
مظفر بر آن است كه عوامل بسياري باعث شدهاند تا روابط ميان مسلمانان و معتقدان به ديگر اديان تیره و تار شود. البته مسلمانان تا حد بسیاری مقصر این وضع اند، اما با این وجود جاه طلبيهاي امپرياليستي واشنگتن در راه برتري جويي بر جهان نيز عاملی است که نمی توان به سادگی آن را نادیده گرفت. به همين دليل است كه او ادعا ميكند همبستگي ميان اديان و گفتوشنيد ميان تمدنها براي دستيابي به صلح و عدالت میطلبد که هژموني فرهنگي، اقتصادي و سياسي غرب، و به ويژه امريكا، را به چالش بكشيم. زيرا اين امر علت عمدهي مناقشهی ميان مسلمانان و معتقدان به دیگر ادیان است. البته مظفر اذعان دارد که این كار دشواري است. و نيازمند آن است كه مسلمانان در كار خود دقیق شوند و برای دردها و بیماریهایی که خود عامل آنند دیگران را متهم نکنند.و این نیز بدون ارزيابي مجدد و عميق دين، هويت و سنت اسلامی ممکن نیست. به ويژه، ضروري است که مسلمانان تفكر جزمگرا و انحصاري را كنار بگذارند و رهيافتي جهاني و همهشمول را به دين و ارزشهاي خود برگزينند.
البته منتقداني هم هستندكه او را متهم ميكنند كه اين کار به منزله كنار گذاشتن و تغيير آموزههاي اسلام است. اما او در پاسخ به این منتقدان تأکید میکند که اين رهيافت هیچ تعارضی با ارزشهای بنیادین اسلام و روح قرآن ندارد. زيرا اسلام همه انسانها را برادر و خواهر ميداند. او بر آن است كه تنشهای روزافزون میان جهان اسلام و غرب و وضعيت اسفباری که در حال حاضر و در بسیاری از کشورهای اسلامی، شاهد آنیم، تا حد زيادي ريشه در درك جزمگرا از اسلام و بيتوجهي فراوان به ارزشهاي نهفته در روح قرآن دارد.
اما چگونه ميتوان اين پارادايم و رهيافت ارزشمدار و اخلاقي تازه را گسترش داد؟ پاسخ مظفر اين است كه مسلمانان بايستي فهمشان از اسلام را مورد بازبینی قرار دهند و به جاي تمركز بر فقه بر ارزشهاي اخلاقي قرآن تمركز كنند. با اين كار ميتوان اميدوار بود كه كلام و فقه اسلامي تازهای سر بر بیاورد؛ کلام و فقهی که ريشه در اين ارزشها داشته باشد.
البته اين روزها دوران تركتازي تندروهاست؛ يعني كساني كه با تمام وجود مخالف گفتوگوي ميان اديانند و تفسير بسيار تنگ و محدودكنندهای از اسلام دارند. مظفر در مقابل اين افراطگرايان اصرار ميورزد كه سیره پیامبر اکرم نیز گفتوگوی میان ادیان را تأیید میکند. مثلاً، پيمان مدينه ـ ميان مسلمانان و يهوديان شهر ـ و پيمان نجران ـ ميان پيغامبر و مسيحيان – نمونه عملي توصيه قرآن به گفتوگو و همبستگي ميان اديان است. قرآن نیز مسلمانان، يهوديان و مسيحيان را تشويق ميكند كه بر پايه باورها و ارزشهاي مشترك گردهم جمع آيند. به باور چاندرا مظفر، گفتوگوي ميان اديان و تمدنها تنها راه برای برقراری جهانی مبتنی بر عدالت است.