به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، جریانشناسی مطالعات علوم قرآنی در کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با رشدی چندین برابری مواجه شده است و با گسترش آموزش عالی، این رشته نیز مورد توجه جدی دانشگاهها و مراکز پژوهشی قرار گرفته است.
متنی که در ذیل میآید، یادداشتی از دکتر علیرضا کاوند بروجردی، استادیار پایه ۳ و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قران کریم و مدیر امور پژوهشی و فناوری دانشگاه است که ضمن ارزیابی وضعیت موجود این رشته، به نقاط قوت و ضعف، ضرورت تدوین منابع و سرفصلهای جدید و ... اشاره کرده و آن را اختصاصا در اختیار ایکنا قرار داده است. متن کامل این یادداشت را در ادامه بخوانید.
عمده مطالعات علوم قرآنی در حال حاضر در مؤسسات و مراکز تحقیقاتی که در سراسر کشور از منابع خصوصی تأمین میشود، انجام میگردد، به طوری که این مؤسسات و مراکز با تأمین بودجه خود از راههای مختلف که در قانون تشکیل مؤسسات و مراکز علمی – پژوهشی ترسیم شده، به انجام فعالیتهای پژوهشی میپردازند که این خود به همت بخش خصوصی که به نوعی از لحاظ ساختار اداری زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بوده، ولی از نظر مالی مستقل است، صورت می گیرد؛ در حوزه علوم قرآنی مراکزی چون «مرکز پژوهشی تحقیقات قرآن کریم المهدی» و دیگر مؤسسات شبیه به آن به فعالیتهای متعدد و متنوع خود از قبیل اندیشهسازی قرآنی در قالب تولید آثاری چون کتاب، مقاله، برگزاری نشستهای تخصصی میپردازند که اساتید مختلفی در رشتههای تخصصی علوم قرآنی با این مؤسسات همکاری دارند.
به طور کلی، این مؤسسات هدف اصلی و راهبرد مبنایی خود را تولید آثار فاخر قرآنی قرار دادهاند که البته در حوزه پیادهسازی اندیشه قرآنی در بستر جامعه نیز فعالیتهایی انجام دادهاند، اما تا افق مطلوب و نهایی فاصله زیادی وجود دارد؛ این مراکز عموما در کاربست علوم قرآن در متن جامعه و در بستر اجتماع هنوز به گفته خودشان توفیق چندانی حاصل نکردهاند؛ چراکه گاهی با مشکلاتی از قبیل عدم تأمین سریع بودجه مورد نیاز، عدم همکاری لازم مؤسسات و ارگانهای عمومی یا مردمنهاد با آنها و دیگر مسائلی از این دست مواجهاند که این خود ضعف و کاستی قابل توجه و در خور تأملی است و باید با نظامسازی و ارائه راهبرد از سوی مراجع ذی صلاح قانونی کشور از قبیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ... و از طرفی همکاری و هماهنگی مداوم مؤسسات و مراکز قرآنی با وزارت خانهها و ارگانهای رسمی کشور، این مشکلات دو سویه، مرتفع شود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رشد مطالعات در حوزه علوم قرآن و حدیث، شتاب درخور توجهی داشته که از نظر کمی و کیفی قابل ارزیابی و در نهایت تقدیر و تحسین است. اما بحث بر سر این مسئله است که رشد کیفی مطالعات قرآنی تا چه حد با نیازهای جامعه امروز خود را تطبیق داده و به فراخور نیاز مخاطب صورت گرفته است؛ مخاطبی که سطوح مختلف سنی را در خود دارد و شامل کودکان، نوجوانان، جوانان، میانسالان و کهنسالان جامعه ایرانی است.
از طرفی آیا رشد کمی این مطالعات به نحوی بوده است که همه اقشار جامعه را از منهل زلال معارف وحیانی قرآن بهرهمند سازد؟ این دو نکته از مسائلی است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد و نیاز ما در حال حاضر، خود ارزیابی درون سازمانی مراکز و مؤسسات قرآنی کشور است به این هدف که تا چه میزان توانستهاند نیازهای مخاطبین سه دهه اخیر را پاسخ دهند و چه خروجی و تولید در خور توجهی که متناسب با مطالبات جامعه است داشتهاند؛ این مسئله از آنجا حائز اهمیت است که اگر این آسیبشناسی صورت نگیرد، نسلهای آینده که حداقل در برخی عرصهها نگاهشان به میراث علمی گذشتگانشان، است سرچشمهای گوارا برای رفع عطش روح خود نخواهند یافت و نسل حاضر نیز به چشم بی اعتمادی به اصل هدایتگری قرآن خواهد نگریست و به مهجوریت بیش از پیش قرآن در میان مخاطبان آن منجر خواهد شد؛ از میان مراکز دانشگاهی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با وجود اینکه چند سالی است به فعالیت رسمی خود در قالب یک مرکز آموزشی آکادمیک قرآنی پرداخته، توانسته بسترها، ساختارها، اندیشهها و آثار قابل توجهی را ارائه دهد که عبارتند از برگزاری همایشهای بینالمللی پژوهشهای قرآنی، همایشهای ملی در حوزه علوم قرآنی و سیره اهل بیت علیهم السلام و نیز تولید آثار فاخر قرآنی به قلم اساتید و فرهیختگان دانشگاهی و حوزوی، مجلات علمی معتبر در شاخههای تخصصی علوم قرآن و دیگر فعالیتهای شایستهای که نوید بخش آیندهای درخشان برای اساتید و دانشجویان این دانشگاه است.
به نظر میرسد حوزههای علمیه موظفند در کنار مباحث اصولی و فقهی خود، به بسترسازی جهت ارائه آثار قرآنی فاخر با رویکرد کاربستی مدنی برای اقشار مختلف جامعه همت گمارند، تا در کنار تقویت و پردازش فقه عملی شریعت مخاطبین خود به رشد فقه علمی شریعت آنان یاری رسانده و اندیشههای دینی و کلامی آنان را فربه تر ساخته تا کاربست قرآنی معارف وحیانی کلام خداوند در زندگی مخاطبان آن با سهولت بیشتری صورت پذیرد.
به نظر میرسد در این سه دهه اخیر، مجامع دانشگاهی و مراکز پژوهشی به دلیل نوع ساختار و تشکیلات خود و رسالتی که بدان معتقد و معترفند بیشتر از مراکز حوزوی به فعالیتهای قرآنی پرداختهاند که البته هرچه دو نهاد حوزه و دانشگاه تعامل ساختارمند و مطلوب تری با یکدیگر داشته باشند، کاربست معارف قرآنی در زندگی اهل ایمان عمیق تر و روانتر خواهد شد.
ضرورت تحول و انطباق با نیاز روز
تحول در سرفصلهای این رشته از نیازهای بنیادین و ضروری انکارناپذیر است زیرا در هر دوره و در هر برهه از زمان سئوالات، نیازها، چالشها و بحرانهای جدیدتری وجود دارد که گاه تفاوت رویکردی و گاه تفاوت بنیادین با همتایان خود در دورههای گذشته دارد؛ به عنوان نمونه سئوالاتی که در دست کم یک دهه قبل مطرح نبوده و نیازها، چالشها و بحرانهایی که دست کم در یک دهه قبل وجود نداشته، اکنون وجود دارد؛ چه در حوزه خداشناسی، چه هستیشناسی، چه انسانشناسی، چه راهشناسی و ...؛ که این امر میطلبد یک بازنگری رویکردی در برخی مباحث و یک بازنگری بنیادین، مبنایی و ساختاری در مباحثی دیگر صورت پذیرد که خروجی مفید آن تئوریها و دکترینی باشد که در قالب کتب و مقالات علمی جهت آشنایی مخاطبان عرضه میگردد.
سرفصلهای رشته علوم قرآنی به فراخور نیاز دانشجویان و اساتید در عصر حاضر باید متحول شود اما با دقت در این مسئله که همه آنچه در دوران گذشته مورد بحث و بررسی قرار گرفته، میراث و یادگاری جاودان از نیاکان و گذشتگان ماست که کنار زدن شتابآمیز آن ممکن است به خسارات گاه جبران ناپذیری منجر شود؛ بنابر این بازنگری در متون درسی دانشگاهها در حوزه علوم قرآن محتاج فرایندی اصولی، علمی و کارشناسانه با حضور مستمر و همتزای اساتید صاحب نظر در این رشته است. حتی نیاز است منابع جدیدی برای پاسخ به سوالات و فرضیات، چالشها و بحرانهای عصر حاضر تدوین شود، چنان که قدمای ما برای عصر خود به تألیف، تدوین، تصنیف و ترجمه آثار مورد نیاز مخاطبانشان پرداختهاند و هرگز مشاهده نمیکنیم که عالمان و اندیشوران این عرصه دینی در قرون گذشته به میراث گذشتگان خود بسنده کرده باشند بلکه به فراخور نیاز عصر خود به تولید علم پرداختهاند و در میراث کهن خود متوقف نشدهاند که این خود گاه به نقض و ابرام فرضیات، تئوریها و قوانین پیشینیانشان منتهی شده که بر فرض اجتهاد روشمند عقلانی- وحیانی، حرکتی ارزشمند، اثرگذار و مفید بوده و قابل تقدیر و گاه تقدیس است.
تحول در سرفصلها و موضوعات مورد بحث عصر حاضر ادامه راهی است که گذشتگان پیمودهاند و در کلام ارزنده معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) و فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنهای (مد ظله العالی) به وضوح مشهود است. تولید علمی که رهبر معظم انقلاب بدان تأکید وافر دارد همان رسالتی است که عالمان گذشته ما نسبت به مخاطبان عصر خود بدان موظف بودهاند و هرچه ما در عمل به این خواسته رهبر عظیم الشأن انقلاب در حوزه تولید علم قرآن بنیان و ارتقای علوم اسلامی تعالی بخش توجه نماییم، کاربست معارف دینی - قرآنی در بستر زندگی ما سهل تر و اثر گذارتر خواهد بود.
تشکیل کارگروه تحول متشکل از تمامی ارگانهای ذیربط
از آنجا که تحول در هر عرصه نیازمند هدفگذاری، بسترسازی، ساختارسازی، راهبردنمائی و در نهایت تصمیمگیری است، مراکز دانشگاهی، مراکز حوزوی، مؤسسات، پژوهشگاهها و پژوهشکدههایی که در عرصه مطالعات قرآنی به فعالیت میپردازند و نیز مؤسسات قرآنی مردم نهاد عمومی و نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مرکز هماهنگی، توسعه و ترویج فعالیتهای قرآنی کشور میتوانند به تغییر و تدوین سر فصلهای مورد نیاز برای متون درسی اقدام نمایند و در کنار یکدیگر با تشریک مساعی مناسب، ساختارمند و هدفمند تحولی در این عرصه قرآنی رقم بزنند.
راهکارهایی برای نوآوری در پژوهشهای علوم قرآنی
اصولاً امر نوآوری در پرتو اصلاح ساختارها، تقویت مبانی و توجه به نیازهای روزآمد و عصری محقق میشود؛ چرا ما نوآوری نداریم یا اگر داریم بسیار اندک است؟ پاسخ آن شاید با توجه به نکتهای که اشاره کردیم یعنی کاویدن در بستر تحول، درونزایی و برون گرایی است که منجر به اصلاح ساختاری و غنای مبانی میگردد؛ تا زمانی که اساتید، فرهیختگان و نخبگان سطح اول ما به شفافسازی، راهبردنمایی، چالشزایی و خردگرایی قرآنی نپردازند و نهضت مقدس تولید علوم انسانی قرآن بنیان و اسلام ساختار را که از تأکیدات مقام معظم رهبری است آغاز ننمایند، فرهیختگان سطح دوم جامعه یعنی دانشجویان ما نیز به این نهضت فرخنده ورود نخواهند کرد و تعامل دوسویه اساتید و دانشجویان، معلمان و متعلمان – که میتواند به تولید علوم قدسی و ارزش مدار منتهی شود- ثمری در بر نخواهد داشت و نوآوری را به بار نخواهد آورد.
متأسفانه در حال حاضر با چشم پوشی از معضلات و موانع پیش رو، سهم اساتید رشته علوم قرآن در عرصه تولید علم قرآنی، اندک و سهم دانشجویان نیز در حد صفر است که با همت والای اندیشمندان، نخبگان، اساتید و دانشجویان و متولیان امر تولید علم، این فقر علمی و کاستی معرفتی ان شاءالله روز به روز جبران گردد.
نکته بسیار قابل تأملی که در این جا می توان به آن اشاره نمود نبود شرایط مناسب در مجلات به ویژه فصلنامههای علمی – پژوهشی برای طرح و تبیین نظرات جدید است؛ متأسفانه بیشتر مجلات معتبر علمی به دلیل حضور برخی سیاستگذاران در کادر اجرایی و علمی آنها، دچار یکسونگری و تعصب جاهلانه و دگماتیسم نقابدار شده و صاحبان مقالات را به دلایل واهی چون دانشجوی فلان استاد بودن، شاگرد فلان مکتب فکری بودن یا فلان نظرات و اندیشهها را داشتن از ادامه مسیر علمی باز میدارند و دلزدگی مفرطی را برای آنان نسبت به کار علمی، تحقیق و پژوهش ایجاد میکنند که صاحبان مقالات مجبور میشوند مقالات خود را در مجلات و ژورنالهای خارجی به چاپ رسانده که عموماً هم پس از چاپ، مورد بازنگری و جرح و تعدیل علمی قرار نمیگیرد؛ اگر این مقالات در مجلات داخل کشور با شرایط آسانتری به چاپ برسد، نقاط ضعف و قوت آن نظریه توسط اساتید و صاحبنظران آن رشته مشخص خواهد شد و از میان انبوه نظریات علمی، نظر درست و صائب نمود پیدا خواهد کرد.
بنابراین بازنگری در نحوه اداره مجلات علمی به ویژه فصلنامهها معتبر علمی - پژوهشی و سیاستگذاری چاپ مقالات علمی در حوزه علوم قرآن و تفسیر از نیازهای ضروری حال حاضر کشور در مجامع علمی است. البته خط قرمزها و اصول و ارزشهای انقلاب و مکتب غنی تشیّع همیشه در کلام رهبر معظم انقلاب آمده و حرکت در خارج از مسیر ترسیم شده توسط ایشان جز افراط و یا تفریط را در بر نخواهد داشت؛ به فرموده امیر بیان، حضرت امام علی(ع): «اَلْیَمینُ وَ الشِّمالُ مَضَلَّة وَالطَّریقُ الْوُسْطى هِىَ الجادَّة»؛ (راست و چپ، گمراهی است و راه میانه، جاده مستقیم الهی است) ( انتهای خطبه ۱۶ نهج البلاغه).
محور ولایت برای ما شیعیان نعمتی الهی است که تمام نظریههای علمی به ویژه در حوزه مطالعات قرآنی باید در پرتو آن طرح و تبیین گردد.