تاریخ و اندیشه: پیشینه
در دهههای اخیر، مسئلة نفوذ روزافزون دین مبین اسلام در سرتاسر جهان و تأثیرگذاری آن بر جوامع غربی، موجی از نگرانی و تشویش را متوجه سران دول غرب کرده است. تمایل به شریعت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آل و سلم، به قدری سریع و در حال رشد است که یکی از نمایندگان پارلمان هلند از موج اسلامگرایی به سونامی اسلامی تعبیر میکند.
اسلامهراسی یک واکنش آنی و مقطعی در غرب نیست. تاریخ در همة ادوار خود، شاهد مراحل مختلفی از رویارویی دو قطب فرهنگی و اجتماعی شرق و غرب بوده است؛ اما اسلامهراسی به معنی خاص کلمه و به مثابه فرآیندی مدیریتشده از اواخر دهة ۸۰ میلادی آغاز شد. موضوعاتی چون پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و رشد جریانهای تندرو و بنیادگرای اسلامی در جهان اسلام از دلایل آغاز این فرآیند بود. غرب در این دوره، تبلیغات فراوانی برای کاهش قدرت و تأثیرگذاری اسلام در حرکتهای مدنی و سیاسی از خود به نمایش گذاشت.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اسلامستیزی و اسلامهراسی در غرب وارد مرحلة جدیدی شد و به عنوان یک آلترناتیو، خطر اسلام، جایگزین خطر کمونیسم شد. این خطر چه به صورت واقعی و چه به صورت فرضی باید بهانههای سیاستهای مداخلهجویانه امپریالیستی را فراهم میکرد؛ بنابراین این بهانهجوییها در چارچوبهای علمی و تئوریک، طرح و دنبال و در سال ۱۹۹۳ تئوری برخورد تمدنها از سوی «ساموئل هانتینگتون» مطرح شد. هانتیگتون در نظریة خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر دارد از شکلگیری تمدنها سخن گفته و از این پس روابط و منازعات بینالملل را در قالب فرهنگی و تمدنی بیان میدارد. وی از میان تمدنهای نامبرده بیش از همه به تمدن اسلامی تأکید میورزد و معتقد است که جهان غرب باید به گونهای این تمدن را مهار کند.
اساس تئوری هانتینگتون، القاء مفاهیمی ضد اسلامی است؛ از جمله آنکه قوانین اسلامی، ناقض حقوق بشر است، اسلام، دینی خشونتطلب و مروج عصبیت است، دین اسلام بنیادگرا و مخالف علم و پیشرفت و مولد اندیشة تروریسم است.
موج اسلامهراسی بعد از واقعة ۱۱ سپتامبر وارد فاز رویارویی و تقابل شد. غرب به ویژه آمریکاییها تلاش بسیاری کردند تا با بهرهگیری از هیمنة سیاسی، اقتصادی و نظامی خود، کار اسلام، کشورها و گروههای اسلامی را یکسره کنند و تا مدتها یا حتی برای همیشه از پویایی و تأثیرگذاری آن بکاهند. ادعای جورج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا مبنی بر آغاز مجدد جنگهای صلیبی، خود شاهد این مدعاست.
اما با شعارها و ادعاهایی که آمریکا و غرب در باب دفاع از حقوق بشر و احترام به حقوق بینالملل و نیز صلح جهانی داشتند، نیز بدون زمینه و بهانة رویارویی، سرکوب مسلمانان کاری بس دشوار بود. باید ذهنیت و افکار عمومی جهان متقاعد میشد که اسلام، خطرناک است و باید برای مهار آن اقداماتی عملی صورت داد. بر پایة همین نیاز بود که جنگ نرم یا رسانهای در دستور کار قرار گرفت و وارد فازهای ممنوعهای چون توهین، دروغگویی و تهمت و تحقیر شد. ارائة تصویری موحش از مسلمانان، منتسب کردن همة حوادث سوء، انفجارها، ترورها، بحرانها و ... به مسلمانان، ساخت مجموعههای سینمایی و تلویزیونی موهن، چاپ کاریکاتور و امثالهم، نمونههایی از این دست اقدامات هستند.
امروزه رسانه¬هاي غربي که به بلندگوی مغرضان و دشمنان دین مبین اسلام بدل شدهاند، ميكوشند تا اسلام را خطري بزرگ براي تمدن غرب نشان دهند و مسلمانان را نيز عموماً اشخاصی خشونتطلب و افراطي معرفيكنند كه مخالف حقوق بشر، صلح و آرامش، سكولاريسم و ليبراليسم هستند. همة اين تصويرسازيها چه با ايجاد حس ترس و ناامني و چه تمسخر و استهزا سبب تحريك احساسات و هيجان مخاطب غربي ميشوند و آن تأثیر مدنظر ناآگاهان را بر جوامع غرب میگذارند.
محمد بشاري در كتاب «صورة الاسلام في الاعلام الغربي»، تصويرسازي از اسلام در رسانههاي برخي كشورها از جمله فرانسه و انگليس را تجزيه و تحليل ميكند. به اعتقاد وي، در رسانههاي تبليغاتي فرانسه، اسلام به شكلي تقليلگرايانه در قالب جهاني بيگانه تعريف شده است كه كمترين اشتراك ارزشي را با غرب دارد. مشكل اينجاست كه اين تقليلگرايي، فقط متوجه جامعة اسلامي در فرانسه نيست؛ بلكه
اسلامهراسی یک واکنش آنی و مقطعی در غرب نیست تاریخ در همة ادوار خود شاهد مراحل مختلفی از رویارویی دو قطب فرهنگی و اجتماعی شرق و غرب بوده است اما اسلامهراسی به معنی خاص کلمه و به مثابه فرآیندی مدیریتشده از اواخر دهة ۸۰ میلادی آغاز شد
مستقيماً دين و تمدن اسلامي را هدف ميگيرد. مجموعهاي از واژگانِ جهتدهيشده، مانند تندروي، افراط، جهاد، جنگ مقدس، چندزني، تروريسم، نفت، ايران، الجزاير، هجرت، احياي اسلاميسازي و حاشيهنشيني در دستگاههاي تبليغاتي به كار ميرود تا ذهن مخاطب غربي ـ فرانسوي ـ را نسبت به اسلام بدبين كند.
جك جي شاهيني در كتابي با نام «عرب تلويزيوني» (بررسی یکصد برنامة تلویزیونی محبوب و پر مخاطب آمریکا در هشت سال) که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد، بر این باور است كه در اين هشت سال، يكصد برنامة تلويزيوني با ۱۵۰ ميليون نفر مخاطب در آمريكا ساخته شده كه در آنها حتي يك ويژگي خوب و مثبت به مسلمانان نسبت داده نشده است.
نتیجة این دست اقدامات، تحریف چهرة جهان اسلام در بسياري از رسانههاي غربي است كه تلاش دارند چهرهاي غلط از اسلام و مسلمانان ترسيم كنند، به گونهاي كه ترديد، هراس و گونهاي از نفرت را نسبت به اسلام پديدار سازند.
بنابراین امروزه اسلام با چالشهايي متفاوت با آنچه در طول تاريخ با آن مواجه بوده، روبهروست. اين چالشها، مسلمانان را در برابر توفاني قرار ميدهد كه هويت، چهره و جايگاه آنها را در ميان ملتها از ميان ميبرد و تحقق اهداف ديني آنها را در آينده تهديد ميكند.
يكي از خطرناكترين اين چالشها، نشان دادن نمایی بد از چهرة اسلام و مسلمانان در بسياري از رسانههاي غربي است كه سبب تحريف حقايق و گمراه كردن افكار عمومي غرب و برانگيختن آنها عليه مسلمانان ميشود، خواه مسلماناني كه در جوامع غربي زندگي ميكنند و خواه مسلماناني كه در جوامع اصلي خود حضور دارند.
براي نمونه، رسانههاي غربي با ترويج اسلام آمريكايي با شاخصة سكولاريسم، تضعيف كارآمدي دين در عرصة سياست و اجتماع، ترويج فرهنگ برهنگي در مقابل فرهنگ عفاف، تقويت مذاهب ملحد در مقابل تشيع ناب، با سرمايهگذاري وسيع بينالمللي در فرآيند تهاجم اطلاعاتي در دنياي مجازي ارتباطات با آخرين امكانات ماهوارهاي و اينترنتي در حوزههاي فرهنگ، اقتصاد، سياست و ...، زمينة گستردهاي را به پديدة اسلامهراسي اختصاص دادهاند.
رسانههای غرب در خدمت سیاست اسلامهراسی غرب
دکتر حسن عابدینی، کارشناس مسائل سیاسی و حوزة رسانه معتقد است، ارتباطات، مبتنی بر رسانههای فراگیر، سومین محور جایگزینی است که در نقش مهمترین بازوان جهانی شدن موضوعات، مورد استفاده قرار گرفته و بهرهگیری از آن از دهة دوم قرن ۲۱ علنیتر شده است. وی با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، عملاً هویت نوین فرهنگی و دینی، وارد معادلات بینالمللی شد بر این باور است که با تولد شبکة خبری CNN همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین گامهای اسلامهراسی با پوشش خبری گروگانگیری و تصرف لانة جاسوسی صورت گرفت.
حسن عابدینی در بیان دیگر وجوه اسلامهراسی غربیان، از حادثة ۱۱ سپتامبر به عنوان نقطة عطف اسلامستیزی و اسلامهراسی نوین نام میبرد و معتقد است، اخراج دختر دانشآموز محجبة فرانسوی به دلیل تهدید لائیسیته، منع پوشیه در فرانسه، چاپ و نشر کاریکاتورهای موهن در دانمارک، ساخت فیلم ضد اسلامی توسط کارگردان هلندی و برافروختن آتش جنگ در افغانستان و عراق به بهانههای مبارزه با تروریسم و از بین بردن سلاحهای کشتار جمعی از دیگر اتفاقات و برنامههایی است که با پرداختن رسانهها به آنها، همجههای وسیعی علیه جهان اسلام صورت گرفت. در حقیقت رسانهها به عنوان بازوی دیپلماسی عمومی سیاستمداران و نظام غرب، بنا را بر این گذاشتهاند که باید با مهمترین گسل و تمدنی که در آینده، مقابل تمدن غربی قرار میگیرد، مبارزه کنند و آن هم اسلام است.
این کارشناس حوزة رسانه بر این باور است که سیاستمداران غربی در مبارزه با تمدن اسلامی، کارکرد بسیار زیادی برای رسانهها قائل هستند. وی از قدرت سخت، قدرت نرم (عملیات روانی)، قدرت هوشمند (تلفیقی از قدرت نرم و قدرت سخت) و قدرت هنرمندانه (از طریق عملیات روانی و رسانهها، زمینه را برای پذیرش برخی موضوعات فراهم کنیم) به عنوان چهار قدرت آکادمیک نام میبرد و معتقد است؛ جدیداً شبکههایی با نام شبکههای استراتژیک به وجود آمده که مبتنی بر قدرت هنرمندانه هستند و امروزه تلاش میکنند تا به گونهای فرهنگ، آداب، هنر و موضوعات بومی را دستخوش تغییر کنند.
به چالش کشیدن فرهنگ و تمدن مسلمانان در رسانههای غرب
فؤاد ایزدی، کارشناس رسانه نیز با بیان اینکه اسلامهراسی دارای شاخصههای مختلفی است، معتقد است که رسانههای غربی اینطور وانمود میکنند که ارزشهایی مانند احترام به دیگران و نوعدوستی و عدالت را در بین مسلمانان نمیتوان یافت و آنان به این ارزشهای جهانی اعتقادی ندارند. وی پایین بودن سطح مسلمانان نسبت به غربیها و عقبمانده بودن مسلمانان را شاخصة دوم اسلامهراسی در غرب دانست و افزود؛ القاء بیپشتوانه بودن انتقادات مسلمانان نسبت به عملکرد دولتهای غربی، شاخصة دیگر اسلامهراسی است.
ایزدی با تأکید بر نقش سرمایهداران غربی در گسترش اسلامستیزی در غرب بر این باور است که با نگاهی به ساختار سیاسی کشورهای غربی میتوان دریافت که همة آنها وامدار و دستنشاندة سرمایهداران هستند. در حقیقت اسلامهراسی از صاحبان صنایع و ثروتمندان غربی
امروزه رسانه¬هاي غربي که به بلندگوی مغرضان و دشمنان دین مبین اسلام بدل شدهاند ميكوشند تا اسلام را خطري بزرگ براي تمدن غرب نشان دهند و مسلمانان را نيز عموماً اشخاصی خشونتطلب و افراطي معرفيكنند كه مخالف حقوق بشر، صلح و آرامش، سكولاريسم و ليبراليسم هستند
آغاز شده و رشد مییابد که بسیاری از آنها صهیونیست هستند.
حربة گروههای افراطی، بخشی از سیاست اسلامهراسی در رسانههای غرب
فرهاد بزرگمهر، استاد دانشگاه و کارشناس حوزة ارتباطات نیز معتقد است، اسلامهراسي رسانههاي غربي، تاکتيکی برای انحراف افکار عمومی است. وی به نمونة سوریه اشاره میکند و بر این باور است که آنچنان که رسانههای غرب سعي دارند براي جلوگيري از انديشيدن مخاطب به مسئوليت کشورهاي غربي در فاجعهاي که امروز در سوريه رخ میدهد، تلاش کنند، مسائل را به سوي اسلام سوق دهند و بدين ترتيب تلاش کنند تا همة اين رفتارها را در چشم مخاطب، نوعي رفتار اسلاميزه نمايش دهند.
بزرگمهر گریزی به مسئلة داعش زده و خاطرنشان ميکند؛ بسياري از رسانهها در راستای اسلامهراسي، دائماً صحنههاي تکبيرگويي اعضای اين گروهها را به تصوير ميکشند و میکوشند تا عناصري تصويري براي ادعاي مستقل بودن اين گروههاي تروريستي از کشورهاي غربي ايجاد کنند، به همين علت هم باید اسلامهراسي را از اين پس به عنوان يکي از اهداف مدنظر اين رسانهها در نظر گرفت و تأکيد کرد که رسانههاي غربي پس از اينکه مجبور شوند جنايتهاي داعش را به تصوير بکشند، به سمت اسلامهراسي با حربة داعش خواهند رفت.
ناتوانی اسلام در انتقال پیام نورانی دین مبین اسلام
دکتر محمدرضا دهشیری، مؤلف کتاب «اسلامهراسی در غرب» با بیان اینکه متأسفانه غربیها توانستند از رسانه به عنوان ابزاری برای مخدوش کردن واقعیات موجود در جهان اسلام و شیعیان استفاده کنند از ناتوانی جهان اسلام و تشیع در ساخت ادبیات ساختاری قابل قبول برای انتقال پیام انسانساز اسلام و تشیع به خارج انتقاد کرده و معتقد است غربیها در این مقوله، ظریف و زیرکانه عمل کردند و نتایج اقدامات غرب را امروز در سوریه، مصر، عراق و ... میبینیم.
شیعههراسی و ایرانهراسی، بهانة اصلی سیاست اسلامهراسی غرب
حسین هانیزاده، کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است که شاید بعد از جنگهای صلیبی در خاورمیانه و جنگ جهانی اول، مسئلة اسلامهراسی، مورد توجه غربیها قرار گرفت؛ اما به دلیل فقدان ابزارهای ارتباط جمعی و رسانههای فراگیر، خیلی پررنگ نبود؛ اما با گسترش رسانههای مختلف، غربیها تلاش کردند فرآیند اسلامهراسی را با توسل به شیوههایی گوناگون گسترش دهند. به اعتقاد وی، شیوة غربیها فقط منحصر به اسلامهراسی نیست؛ بلکه اسلامهراسی مقولهای است که در دل آن، موضوع شیعههراسی و ایرانهراسی نیز نهفته است.
راهکارهای رسانهای مقابله با سیاست اسلامهراسی غرب
احسان آذرکمند در کتاب «اسلامهراسی و راهکارهای رسانهای مواجهه با آن»، چند راهکار برای مقابله با این معضل نوین برشمرده است:
۱. دفاع عقلاني از دين و انطباق آموزههاي اسلامي بر منطق عقلانيت: نقش مؤثر دفاع عقلاني از دين، محوكنندة تبليغات اسلامهراسي در غرب است. اسلام، دين عقلاني و وحياني است كه با وجود قدمتي كمتر از ديگر اديان، توانست جهانشمول شود، زيرا منطبق با عقل سليم و فطرت بشري است. اصولي مانند آزاديخواهي، آزادگي، برابري و ستمستيزي از جمله شاخصههاي دين اسلام است و به همين دليل، آماج كينه و دشمني استكبار و استبداد قرار گرفته است.
۲. هم¬گرايي رسانهاي جهان اسلام: جهان اسلام شامل حدود يك و نيم ميليارد مسلمان در پنج قارة جهان است كه در ۵۶ كشور اسلامي و در بيشتر كشورهاي غيراسلامي زندگي ميكنند و اصول و مباني اعتقادي كاملاً مشتركي دارند. اين اشتراك و يگانگي در اصول، بزرگترين نعمت براي مسلمانان دنياست كه ميتواند همه را حول محور واحد گرد آورد. در شرايط كنوني، هماهنگي ميان رسانههاي جهان اسلام، در قالب تأسيس اتحادية رسانهاي، ميتواند محور همگرايي رسانههاي جهان اسلام به ويژه با تمركز بر موضوع بيداري اسلامي و مظلوميت ملتهاي ستمديده براي دستيابي به صلح و عدالت جهاني قرار گيرد.
۳. تبيين وجوه رحماني و عاطفي دين در رسانه: اسلام، دين بخشش و مهرباني است. واژة «رحمت» در قرآن كريم در معاني بسیاری به كار رفته است؛ از جمله به معناي الفت و محبت ميان اهل ايمان. خداوند متعال اين عاطفة انساني را در نهاد انسان قرار داده است. اسلام، دين محبت و مهرورزي است و هيچ ديني همچون اسلام، نويدبخش سعادت پيروان خود نيست.
۴. تبيين و تفكيك مواضع اسلام ناب محمدي از اسلام آمريكايي و وهابي براي مخاطبان: كارشناسان براي مقابله با اسلامهراسي بايد اين امر را به عنوان مسئلة اول كشورهاي مسلمان مطرح و به خطر تهديدهاي اين پروژه توجه كنند. رسانه بايد شاخصهها و مؤلفههاي اسلام وهابي و آمريكايي را براي مخاطبان بازگو كند و زيباييها و جذابيت¬هاي اسلام ناب محمدي را به تصوير بكشد.
۵. گفتوگوي رسانهاي اسلام با اديان ديگر: تجربه نشان داده است، هرگاه مذاكره ترويج پيدا كرده از موج اسلامهراسي كاسته شده است؛ بنابراين ضروري است برنامهسازان، برنامههاي فاخرِ گفتوگومحوري را ترتيب دهند كه زمينهساز اين مسئله باشد.
۶. تأكيد رسانه بر وجوه مشترك بين كشورهاي اسلامي: كنگرة عظيم حج، موضوع اشغال¬گري و اسلامستيزي رژيم صهيونيستي، مسائل محيطزيست و توسعة پايدار از ديدگاه اسلام و تلاش در عرصههايي كه فراشيعه و سني است و حساسيتهاي مذهبي در آن كمتر وجود دارد، موجب ايجاد وفاق اسلامي ميان جوامع اسلامي و ترميم چهرة مخدوش
دکتر حسن عابدینی بر این باور است که با تولد شبکة خبری CNN همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی نخستین گامهای اسلامهراسی با پوشش خبری گروگانگیری و تصرف لانة جاسوسی صورت گرفت
منعكسشده از اسلام در افكار عمومي غرب ميشود. اسلام در اينگونه موارد، داراي نگاه انسانيتر، غناي بيشتر و ابتكار بسیارتری است.
۷. تنوع در توليد و پخش برنامههاي اسلامي: این فرآیند به معني افزايش رسانهها به ويژه رسانههاي تصويري است. بر اساس مطالعات علمي، «تصوير»، ۹ برابر بيشتر از «كلمه» بر ذهن آدمي اثر ميگذارد. توسعه و بهبود جذابيت رسانهها و كاركرد حرفهايشان از ديگر راهكارهاي جذاب براي تهية برنامههاي رسانهاي اسلامي است تا بتوانند با برنامههاي رسانههاي بيگانه دشمن رقابت كنند و بينندگان خود را افزايش دهند.
۸. تمركز رسانهاي بر شخصيتهاي مؤثر جهان اسلام: در اين زمينه ميتوان به عملكرد سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب الله لبنان به عنوان نمونه و الگو اشاره كرد كه توانست با قدرتنمایی در سخنرانيهای خود، همة تلاشهاي دشمن را كه پشت پردة توطئههاي اطلاعرساني قرار دارد، نقش بر آب كند. وي با سخنان خود، آگاهي و ايمان را در قلب و نفس ملتها و جوانان كشورهاي اسلامي تحكيم ميكند.
۹. تلاش رسانه در ترويج فرهنگ قرآني و احاديث اهل بيت علیهمالسلام: فرهنگ قرآني و سخنان اهل بيت علیهمالسلام، مهمترين موانع در مقابل اثرگذاري برنامههاي دشمنان بر قلب و عقل جوانان به شمار ميروند. دشمن نميتوان به راحتي در قلب و عقل جواني نفوذ كند كه آكنده از آموزههاي قرآن كريم، سخنان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آل و سلم، امام علي علیهالسلام و احاديث اهل بيت علیهمالسلام است.
۱۰. تأكيد رسانهها بر موضوع تعادل در اسلام: معرفي استنتاجهاي ديني مستدل و تخصصي دربارة نشانههاي تعادل و عقلانيت در اسلام، سبب ميشود از بهرهبرداري جاهلانه از اسلام سنتي با عناوين وهابيت و افراطگرايي جلوگيري شود.
۱۱. درخواست از مخاطب غربي براي مشاركت در معرفي نكات مثبت مسلمانان: از اين طريق ميتوان مخاطبان غربي را در ارائة پاسخي اثرگذار و به دور از هرگونه خشونت به پديدة اسلامهراسي و گسترشدهندگان آن به مشاركت فعال سوق داد.
۱۲. برقراري ارتباط با فرهيختگان غرب از طريق رسانه: برقراري ارتباط با دیگران، سبب افزايش شناخت نسبت به يكديگر و جلوگيري از شكلگيري تصورها و باورهاي نادرست ميشود. بر اساس تحقيقات انجام شده در آمريكا، اكثريت مردم اين كشور، اطلاعات بسيار اندكي دربارة مسلمانان يا دين اسلام دارند. دانشگاهيان، روشنفكران مسلمان، محققان ديني جوان، فعالان اجتماعي، گروههاي زنان، روزنامهنگاران و نويسندگان معتدل بايد براي تشكيل رسانههاي متحد در كشورهاي اسلامي سرمايهگذاري گستردهاي را در پيش گيرند و آن را از طريق مهاجران مسلمان در اروپا و آمريكا گسترش دهند.
۱۳. تبيين تاريخچة جنگهاي صليبي از نگاه مسلمانان: آنچه تاكنون در فيلمها و رسانههاي غرب، دربارة جنگهاي صليبي بيان شده، اين است كه مسلمانان، آغازگر جنگ صليبي بودند؛ اين در حالي است كه اسناد تاريخي، عکس اين موضوع را بيان ميكنند؛ بنابراين، بايد واقعيت اين جريان براي غربيان تبيين شود.
۱۴. تبيين نقش رژيم صهيونيستي در دامن زدن به اسلامهراسي: صهيونيست¬ها در ايجاد اسلامهراسي در جهان، نقش اساسي دارند. آنها از ارزشها، مردمسالاري و قدرت دين اسلام ميترسند و با نسبت دادن ادعاهاي بياساسي نظير تروريسم و بنيادگرايي به اسلام تلاش ميكنند مانع گسترش اين دين آسماني در سراسر جهان شوند. پس بايد در زمينة مقابله با اين امر اقدام كرد.
۱۵. توليد فيلمهاي مناسب براي تفاهم ميان پيروان اديان مختلف: با تهية يك فيلم مستند و كوتاه از پيروان اديان مختلف كه با اسلامهراسي مخالفاند، میتوان تأثير بسیاری در میان افكار عمومي جهان ايجاد كرد.
سخن آخر
امروزه نقش مؤثر رسانهها، بهویژه رسانههای دیداری که تأثیری عمیقتر بر روح و جان مخاطبان خود دارند بر کسی پوشیده نیست. از سویی دیگر، گسترش روزافزون آموزههای متعالی دین مبین اسلام که گهگاه بدون نیاز به تبلیغ، پیروان فراوانی را جذب خود کرده است به چالشی عمیق نزد مغرضان و دشمنان این آئین رحمت و مهربانی بدل شده است. غرب که در گذشتههای دور با بهرهگیری از ابزار نظامی در پی رویارویی با مسلمانان بود، امروزه و با عقبماندگی فرهنگی و تمدنی، تلاش دارد با نگاهی مفتضحانه، مقدسات مسلمانان را مورد اهانت قرار داده و به زعم خود در طریق مواجهه با آیین اسلام گام بردارد؛ بنابراین بر ماست که با بهرهگیری حداکثری از همة ابزارهای موجود به مقابله با این افتضاح تاریخی برخاسته و از ساحت مقدس دین مبین اسلام دفاع کنیم. در این میان، رسانهها برای گستره و حوزة نفوذ و همچنین تأثیرگذاری بر مخاطب از جایگاه خاصی در انجام این مهم برخوردارند. امید است در سایة اتحاد و انسجام امت واحد اسلام و بهرهگیری از سیاستهای مقتضی، پاسخی درخور و دندانکش به این خاطیان و مغرضان ناآگاه و عنود داده شده و بیش از این شاهد این قِسم گستاخیها که زیبندة اسلام ناب محمدی نیست نباشیم.