این اظهارات در حالی بیان میشود که آمریکا تنها به ارسال سلاح برای گروههای جهادی در سوریه اکتفا و مخالفت خود را با دخالت مستقیم اعلام کرده است اما قرضاوی با سرخوردگی بیان میکند: "ما میخواهیم آمریکا مردانه موضع خود را روشن کند- موضعی در حمایت از خدا!"
لازم به گفتن نیست که همه مخالفان اخوانالمسلمین در منطقه این مطلب را تأیید میکنند که تا کنون بیشتر شواهد دال بر این بوده است که قرضاوی و اخوان اجیرشدگانی هستند که جهاد را آنگونه که خود میخواهند تفسیر میکنند، تفسیری در جهت تحکیم قدرتشان. درغیر اینصورت چگونه میتوان آمریکای "کافر" را به "جهاد در راه خدا" و علیه دیگر مسلمانان دعوت کرد؟
با نگاهی دقیقتر به ساخت کلاسیک کلمه عربی، جهاد در قرآن به معنی جنگ در راه خداست(فی سبیل اله) یعنی جنگ برای رضای خدا.
به عبارت دیگر، دعوت از آمریکا برای اقدام علیه رژیم بشار اسد در سوریه با عنوان جهاد در راه خدا- اساساً مترادف است با دعوت آمریکا به جنگ برای رضای خدا.
آنچه شگفت است این است که قرضاوی الفاظ کلاسیک جهادی را به کار میگیرد تا رهبران آمریکایی را به عمل تحریک کند. همچنان که یکی از تحلیلگران سیاسی در مصر، حکایت خندهداری را بیان میکند:
البته که شیخ قرضاوی از بزرگترین شیوخ جهاد هستند و فتواهای مشهوری برای کشتن و خراب کردن صادر کردهاند. واقعاً چنین آدمی چگونه به این نقطه میرسد که از آمریکا بر ای جهاد در راه خدا دعوت میکند؛ واقعاً چه میتوان گفت؟ حالا جهاد تبدیل به درخواست از آمریکا برای جنگ علیه مسلمانان شده است؟
اما نظر مناسبتر از دیدگاه یک آمریکایی بیان شده است: آّیا قرضاوی با درخواست از رهبران آمریکا برای جهاد در راه خدا یکی از بیشمار خاورمیانهایهایی است که حافظه خود را از فرط استیصال از دست دادهاند یا میتواند ناخواسته مصداق آنچه در روانشناسی، لغزش فرویدی نامیده میشود قرار گیرد، اینکه او دولت آمریکا را در عین تلاش برای لیبرالیزه کردن خاورمیانه، دست در دست جنبشهای اسلامی برای جهاد در راه خدا میپندارد.
کشورهای مسلمانی که مورد تهاجم و لیبرالیزاسیون آمریکا قرار گرفتند- افغانستان، عراق، لیبی و سوریه که در دست اقدام است- همگی افراطیتر شده و در مقابل غیرمسلمانان و در رأس آنها مسیحیان، خشنتر شدهاند.
هیچ رازی در این درخواست قرضاوی وجود ندارد. همانطوریکه کلار لوپز از مؤسسه گیت استون بیان کرده:
اوضاع فعلی منظماً و مکرراً در پاسخ به درخواستهای مشتاقانه برای انقلاب یکی از رهبران ارشد اخوانالمسلمین، یوسف قرضاوی پدید آمده است. وقتی، قرضاوی مبارک را مجبور به رفتن میکند، آمریکا سه روز تمام پیش از سرنگونی متحد کلیدی خود در منطقه صبر میکند. هنگامی که قرضاوی از شورشیان در لیبی میخواهد تا معمر قذافی را بکشند(بنابراین جهادگران القاعده میتوانند از زندان فرار کرده و به انقلاب ملحق شوند)، آمریکا به کمپین نظامی غرب اجازه میدهد تا از القاعده برای ایجاد شورش استفاده شود. و وقتی که قرضاوی در ژوئن ۲۰۱۳ برای جهاد در سوریه فتوا میدهد، آمریکا به سرعت یک دعوتنامه برای عبداله بن بیه (جانشین قرضاوی در اتحادیه بینالمللی دانشآموختگان مسلمان) بفرستد تا او به خبرنگار الجزیره بگوید که "ما میخواهیم واشنگتن نقش بیشتری در سوریه ایفا کند." آمریکا نیز یک هفته بعد از فتوای قرضاوی اعلام کرد که ارسال کمکهای نظامی برای شورشیان القاعده و اخوان در سوریه را افزایش داده است. اعلام کاخ سفید درست یک روز بعد از ملاقات بن بیه با مدیران ارشد اداره امنیت ملی صورت گرفت.
مسأله این نیست که قرضاوی آشکارا از نحوه برخورد آمریکا با گروههای جهادی ناامید و گیج شده است، بلکه این است که او ممکن است بداند که برخی از رهبران آمریکایی متعهدانه "برای رضای خدا" تلاش کردهاند و بنابراین او ناخواسته با به کارگیری کلمات جهادی سعی دارد تا وظیفه آنان را به یادشان آورد.
متأسفانه، در محیط عجیب سیاست امروز آمریکا، هیچ تفسیری چنین بی معنی نیست.