این کتاب شامل پیشگفتار چاپ اول در زمستان ۱۳۷۷ ش. و یادداشت چاپ دوم در پاییز ۱۳۹۱ ش. به همراه مقدمه است؛ که اگرچه به مناسبت چاپ اول به نگارش درآمده، به گفتة نویسنده در چاپ دوم دچار حذف و اضافه شده است. متن اصلی این کتاب، ۱۰۰ کتاب مهم دربارة امام حسین علیهالسلام را به ترتیب تاریخی معرفی کرده است. هر کتاب به طور متوسط در دو تا سه صفحه معرفی شده است؛ در حالی که گهگاه کتابی در یک صفحه هم شناسانده شده است. نویسنده هر کجا به کتاب قابل تأمل و در عین حال کمتر شناختهشدهای رسیده، تعداد صفحات معرفی اثر را به بیش از این نیز رسانده است.
این کتاب همچنین دربرگیرندة یک ضمیمه به نام «امام حسین علیهالسلام در الذریعه» تألیف شیخ «محمدمحسن آقا بزرگ تهرانی» است. وی ۱۰۰۰ کتاب را در این زمینه ـ البته به شکلی خلاصهتر از محمد اسفندیاری ـ معرفی کرده است؛ که از این تعداد به حدود ۱۰۰ کتاب تکراری برمیخوریم و اسفندیاری در اضافه کردن این ضمیمه به اثر خود موارد تکراری را خارج کرده است.
نویسنده در مقدمه، پس از توضیح ضرورت کتابشناسی برای انجام هرگونه تحقیق و همهگونه پژوهشی، به ضرورت کتابشناسی امام حسین میپردازد و سپس گزارشی در رابطه با اثر خود ارائه میدهد.
در این گزارش ذکر میشود که اولا ً، این کتابشناسی شامل آثاری مستقل دربارة امام حسین است و کتابهایی را که بخشی از آنها دربارة امام حسین است در برنمیگیرد. ثانیاً، کتابشناسی حاضر از طرفی کتابشناسی تاریخی و سنواتی به حساب میآید و از طرفی توصیفی است؛ و نه تحلیلی و انتقادی. همچنین این اثر در زمرة کتابشناسیهای گزینشی قرار میگیرد و زبان آن عربی و فارسی است. جغرافیای نوشته، محدود به حدود مرزی ایران نیست و هر کجای عالم کتابی در زمینة بحث به چاپ رسیده، معرفی شده است. این کتاب که همچنین کتابشناسی بیواسطه است، دارای مبدأ زمانی خاصی نیست؛ اما منتهی آن، سال انتشار اثر است.
پس از ارائة گزارش، نویسنده در ۱۱ بند، آیین تدوین خویش را توضیح داده است؛ سپس نتایجی را که پس از فراغت از تألیف به دست آورده بهطور خلاصه با خوانندگان خویش در میان میگذارد. ایشان خود مینویسد که از میان کتابهای معرفی شده، دو کتاب در فاصلة قرن اول و پنجم، ۱۰ کتاب از قرن ششم تا دهم و ۸۸ کتاب باقیمانده در فاصلة قرنهای یازدهم تا پانزهم تألیف شده است. بیشتر کتابها مربوط به قرن ۱۴ و ۱۵ است و
ایشان معتقد است که از قرن چهارم به بعد امام حسین از نماد مظلومیت به نماد ظلمستیزی، آزادگی، عزت و مبارزه تبدیل شده است و تا پیش از این ایشان فقط نماد مظلومیت بود و کارکردی جز روضه، تعزیه و گریه نداشت پس از این تاریخ امام حسین به سلاحی در مبارزه با ظلم و استبداد تبدیل شد.
از آن میان ۸۷ کتاب دارای مؤلف شیعهمذهب، ۱۲ کتاب از اهل سنت و یک کتاب از غیر مسلمانان معرفی شده است. همچنین از میان مجموعه کتابهای معرفیشده ۵۸ کتاب به زبان عربی نوشته شده، ۴۱ کتاب به زبان فارسی و فقط یک کتاب از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است. در ادامة بیان نتایج، نویسنده به برخی، ترینهای کتاب میپردازد؛ از جمله کهنترین، مفصلترین، مناقشهبرانگیزترین و تحریفآمیزترین کتابهای معرفیشده در این مجموعه، در کنار برخی نخستین کتابها مثل نخستین کتاب دربارة هدف امام یا نخستین کتاب در نقد برخی رفتارها در عزاداری یا نخستین کتاب در نقد تحریفات عاشورا و نخستین کتاب با تفسیر سیاسی و انقلابی.
مفصلترین و در عین حال خواندنیترین بخش مقدمه، بخشی است با عنوان «کارنامة عاشوراپژوهی».این بخش که شامل ۲۲ بند است به موضوعات متعددی پرداخته است؛ از جمله، در بند چهارم به این موضوع میپردازد که قرن دوازدهم و سیزدهم (پس از صفویه تا مشروطه) دورة انحطاط شیعیان یا شاید منحطترین دوران شیعیان است. وی با ارائة شواهدی از دیگر صاحبنظران به اثبات نظر خود میپردازد و معتقد است که در این دو قرن، شیعه در همهچیز سقوطی سهمگین کرد. اما آنچه به موضوع کتاب وی مربوط است، تألیف کتب و مقاتلی در این دو قرن است که جعلیات فراوانی در آن وجود دارد. اسفندیاری نمونهای از این دست کتابها را نام میبرد و مینویسد:«راست اینکه مقتل امام حسین کربلا نبود، آنجا مشهد آن حضرت بود؛ مقتل او برخی از کتابهای مقتل است و امام حسین در این کتابها کشته شده. آرمانها و اهداف حضرت سیدالشهدا و آزادگی و ستمستیزی و عزتش در این کتابها نهتنها ناگفته مانده، که عکسش گفته شده است.» [اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین علیهالسلام، صفحة ۲۳]
در بند ششم میگوید که با نیت خوب نمیتوان لزوماً کتاب خوب نوشت و مینویسد: « اغلب آثار ضعیف که دربارة امام حسین علیهالسلام منتشر میشود، به قلم کسانی است که حسن نیت و قصد خدمت دارند، اما چیزی دیگر ندارند: تخصص و صلاحیت.» [اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین علیهالسلام، صفحة ۲۵]
در بند هفتم معیاری جالب برای ارزیابی همة کتابهای عاشورایی پیشنهاد میکند. وی بر این باور است که چون طبق روایات امام حسین کشتی نجات است، کتابی که تصویری از امام حسین به دست دهد که نجاتبخشی ایشان را ارائه کند، مجعول نیست.
در بند دیگری از سوءاستفاده برخی قلمبهدستان این عرصه از عشق و ارادت شیعیان به امام حسین و اعتماد به دستاندرکاران دستگاه حسینی شکایت میکند. در بند بعد، اهمیت اهداف و علت قیام را برای بررسی همة مراحل قیام ضروری میداند و بر این باور است که تا اهداف قیام مشخص نشود، همة مراحل و اقدامات امام مبهم و نامفهوم است. بدین جهت بررسی کتبی که به اهداف امام پرداختهاند از ضروریات عاشوراپژوهی است و در این کتابشناسی به این دست کتابها نیز توجه شده است.
اسفندیاری معتقد است اگر شیعه با روشها و علومی که در فقه دارد و به کمک آن صحت و سقم روایات را بر میرسد، پا به عرصة تاریخ مینهاد، تاریخنگاری امام حسین دگرگون میشد. وی همچنین به نقص بزرگ آثار تخصصی دربارة امام حسین اشاره میکند و میگوید که این آثار در موضوعات اختلافی، بیاعتنا به قول مخالف است؛ در حالی که این کافی نیست.
در ادامه، ایشان به تفاوت نگاه دیروز و امروز به عاشورا میپردازد. وی معتقد است در حالی که گذشتگان بیشتر به عاشورا از جنبة تحلیلهای تراژیک ـ عاطفی مینگریستند، امروزه با بیداری نسبی مسلمانان، تحلیلهای حماسی
او مینویسد: «هیچ نمیاندیشند که زانو نزدن در برابر یک حکومت و سر خم نکردن در مقابل عمال آن معجزه است ... هیچ نمیاندیشند که سیدالشهدا آماج آن همه بلاها و مرارتها شد و اعضای خانوادهاش جلوی دیدگانش غرق در خون شدند ولی در ایمان، توکل، صبر و استقامتش ذرهای خلل راه نیافت و هرگز لب به شکایت نگشود. نه آیا این معجزهای بزرگ است؟
ـ سیاسی جای خود را در کتابهای مربوط به آن حضرت باز کرده است. وی میگوید که تبلور این دو زاویة دید را میتوان در کلیدواژها و عناوین کتابها و آثار عاشورایی و بهطور کلی در ادبیات عاشورایی هر دوره دید.
این عاشوراپژوه در بند دیگری، این نکته را یادآور میشود که در مقاتل، بیشتر احساسات موجب دوری از عقل شده است؛ به همین دلیل مبالغهها، تحریفات، خرافات و اخبار قطعیالکذب به درون آنها راه یافته است؛ بنابراین برای حل این مسئله، رجوع دوباره به عقل در برابر احساس ضرورت پیدا میکند.
ایشان معتقد است که از قرن چهارم به بعد، امام حسین از نماد مظلومیت به نماد ظلمستیزی، آزادگی، عزت و مبارزه تبدیل شده است و تا پیش از این، ایشان فقط نماد مظلومیت بود و کارکردی جز روضه، تعزیه و گریه نداشت. پس از این تاریخ، امام حسین به سلاحی در مبارزه با ظلم و استبداد تبدیل شد.
نویسندة کتابشناسی تاریخی امام حسین بر این باور است که در گذشته رمان به عنوان بستری برای خیالپردازی وجود نداشت، به همین دلیل بسیاری تاریخ را محل تخیلات کرده بودند و کتب عاشورایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. وی معتقد است که امام حسین به مرور زمان از اساطیر به متن تاریخ میآید و از شخصیت و تاریخ ایشان راززدایی میشود.
اسفندیاری میگوید که برخی عاشوراپژوهان در پی یافتن معجزه و کرامت برای آن حضرتاند و به همین دلیل در شرح زندگی آن حضرت مواردی را وارد کردهاند که با تاریخ و عقل چندان سازگاری ندارد. وی ضمن آنکه در پی رد آن سخنان بر نیامده، اما معتقد است معجزة واقعی چیز دیگری است. او مینویسد:«هیچ نمیاندیشند که زانو نزدن در برابر یک حکومت و سر خم نکردن در مقابل عمال آن، معجزه است. ... هیچ نمیاندیشند که سیدالشهدا آماج آن همه بلاها و مرارتها شد و اعضای خانوادهاش جلوی دیدگانش غرق در خون شدند؛ ولی در ایمان، توکل، صبر و استقامتش ذرهای خلل راه نیافت و هرگز لب به شکایت نگشود. نه آیا این معجزهای بزرگ است؟ »[اسفندیاری، همان، صفحة ۳۴]
وی در بند دیگری، یکی از علل ورود تحریفات به تاریخ عاشورا را تبدیل عاشورانگاری به روضهنویسی میداند.
همچنین بهطور مشابه جایگزینی عاشوراسرایی را با عاشوراشناسی زیر سؤال میبرد و از علل تحریفات میشمارد. البته ایشان مقصود خود را از روضهنویسی و عاشوراسرایی در ادامه توضیح میدهد.
نویسندة کتاب در بندهای پایانی مینویسد: «از آنچه گذشت میخواهم دو نتیجه بگیرم: نخست اینکه تاریخنگاری امام حسین علیهالسلام باید با روش علمی و اجتهادی باشد و از سر تتبع و تحقیق، نه تفنن و تقلید. در دریای تاریخ، گوهر حقیقت در اعماق است و برای به دست آوردن آن باید تا اعماق رفت. کافی نیست که در دریا غوطهور شد، بلکه باید در آن غرق شد. البته در این صورت نیز یک نفر نمیتواند همة حقایق را صید کند.
دوم اینکه باب اجتهاد تاریخی را باید بازگذاشت و به دیگران اجازه داد که تاریخ امام حسین علیهالسلام را بازخوانی کنند. از این رهگذر، ممکن است بعضی اشتباه کنند، ولی خطای اجتهادی بهتر است از صواب تقلیدی. اگر تقلید اصل شود، کاروان علم از حرکت باز میماند. همة مطالب را گذشتگان نگفتهاند، بلکه چه بسیار مطالبی را برای آیندگان باقی گذاشتهاند.» [اسفندیاری، همان، صفحة ۳۶]
پس از پایان مقدمه، معرفی ۱۰۰ کتاب با کتاب «کاملالزیارات» ابن قولویه قمی آغاز میشود و تا صفحة ۲۶۳ که به معرفی صدمین کتاب ـ که البته متأخرترین کتاب نیز است ـ می پردازد. کتابی با عنوان «خروج الحسین الی کربلاء ثوره ام شهاده؟»، نوشتة«محمود قانصو عاملی شهابی» چاپشده در بیروت به سال ۱۴۳۰ ق.
پس از معرفی این کتاب بخش اصلی کتاب به پایان میرسد و ضمیمه از صفحة ۲۶۵ تا ۴۳۱ را به خود اختصاص میدهد. پایانبخش کتاب، فهرست اعلام به تفکیک اشخاص و آثار است و آخرین صفحة کتاب، فهرست آثار نویسنده را با عنوان «کارنامة نویسنده» در اختیار خوانندگان قرار میدهد.