الریخ و اندیشه - احیا: نوشتهای که در دایره المعارف امریکانا ذیل نام محمد ـ صلاللهعلیه و آله ـ وجود دارد به شرح ذیل است که حسن عبادی آن را ترجمه کرده و فصل نامه تخصصی شیعه شناسی به چاپ آن مبادرت کرده است. نقد این نوشته نیز به اهتمام احیا آنلاین منتشر خواهد شد.
[حضرت] «محمد»[ص](۵۷۱/۵۷۰ ـ ۶۳۲ م) پیامبر الله و بنیانگذار اسلام است٬ که تعداد پیروانش به ۶۰۰ میلیون نفر میرسد. وقایع دوران کودکی محمدچندان روشن نیست. نخستین گزارش٬ سیره رسول الله٬ نوشته ابن اسحاق(حدود۷۶۷م) بیش از یک قرن پس از وفات محمد نگاشته شده است.(۱) این وقایع بجز در شرح ابن هشام٬۲ که دور قرن پس از محمد از دنیا رفت ثبت و ضبظ نگردیدند. تاریخ دقیق محمد مشخص نیست٬ هر چند باید زمانی بین ۵۷۰ و ۵۷۱ باشد. حتی این که نام کوچک او چه بوده نیز مشخص نیست. به نظر میرسد «محمد» یعنی نامی که او در جهان به آن شناخته میشود و به معنای «بسیار ستایش شده» است٬ برای احترام بهکار میرود. طبق آیهای (سوره ۶:۶۱) از قرآن ( کتاب مقدس مسلمانان که اغلب به صورت رومی «koran» نوشته میشود) این نام شکل دیگری بنام «احمد»(بیشتر قابل ستایش)٬ به خود میگیرد. همشهریانش او را «امین»(قابل اعتماد) نیز مینامیدند.(۲)
اوایل زندگی
از ارجاعات نامنظم به قرآن و از بررسی نقادانه مطالبی که درباره محمد گردآوری شده است٬ میتوان به واقعیتهای نسبتا مطمئنی درباره دوره قبل از مبعوث شدنش به نبوت دست یافت. محل تولد او مکه بود که به تعبیر قرآن(۱۴:۴۰) در «درهای بی کشت و زرع» قرار گرفته است. قریش٬ قبیلهای که محمد به آن تعلق داشت قبیلهای شریف بود که تولیت حرم آن شهر را بر عهده داشت و با کاروان تجاری سروکار داشت. خانواده نزدیک او ساده و بیآلایش بودند. عبدالله پدرش٬ درست پیش از تولد او در گذشت. و آمنه٬ مادرش٬ زمانی که او حدودا شش ساله بود از دنیا رفت. نقلها حاکی از آن است که او را به عنوان شیرخوار به مادر رضاعی بادیه نشین سپردند. قرآن به طور صریح٬ به کودکی محقرانه محمد اشاره داد:«مگر نه این که تو را یتیم یافتیم٬ پس پناه دادیم» (۹۳:۶) بعد ها این یتیم به خانه عبدالمطلب٬ پدر بزرگش٬ رفت که دو سال بعد در حالی در گذشت که پسرش٬ ابوطالب٬ را متولی دست پرورده خود قرار داده بود. قصه همراه شدن محمد دوازده ساله با عمویش در سفر به سوریه چنان با داستانهای ساختگی آب و تاب یافته است که می توان در صحت آن شک کرد. به خر حال طبق این افسانه٬ او در این سفر با «بحیرا» راهب مسیحی٬ در «بسری»٬ جنوب دمشق٬ ملاقات کرد. بحیرا٬ محمد٬ نبوت بزرگ آینده را دید و بر بدن او نشانههای مشخصی٬ از جمله شهر منصب نبوت را میان شانههایش شناخت.
دعوت
محمد در سن ۲۳ سالگی٬ با خدیجه٬ بیوهای ثروتمند٬ پر تلاش و ثابت قدم۲ ازدواج کرد.(۴) خدیجه که از اعضای قبیله قریش و تاجر موفقی بود٬ تقریبا ۱۵ سال از او بزرگتر بود.(۵) محمد پس از مرگ او در سال ۶۲۰ به تدریج٬ تعداد همسرانش را تقریبا به ۱۲ رساند. خدیجه٬ مادر فاطمه ـ دختر محمد ـ و تنها فرزندی که پیامبر زنده مانده است٬ بود.فاطمه با علی پسر عموی پیامبر ازدواج کرد که همه کسانی که نسبشان به پیامبر میرسد از نسل او هستند.
محمد از طریق ازدواج با خدیجه٬ به قدر کافی امنیت اقتصادی به دست آورد که بتواند اهداف خود را پیگیری کند. او به زودی پس از آن٬ در پی عزلت بر آمد و در غاری خارج از مکه به مراقبه پرداخت.
در این مدت محمد میبایست مطمئنا با افکار خاص یهودی ـ مسیحی در مورد خدا و بشر و رابطه متقابل آنها اشنا شده باشد. ظاهرا او بسیار تحت تاثیر این قرار گرفته بود که یهودیان و مسیحیان اشنای او٬ دارای کتاب مقدساند و در رفاه و ترقی به سر میبرند٬ در حالی که مردم عرب او کتاب مقدس ندارند و از تمکن مالی کمتری برخوردارند.(۶)
از قرار معلوم٬ گویا زمانی که او در غار عزلت بهسر میبرد٬ ندایی شنید که به او دستور میداد:«بخوان بهنام پروردگارت که آفرید٬ اسنسان را از خون بسته آفرید» محمد درس نخوانده متحیر و مردد گشت. اما ندا تکرار شد: «بخوان پروردگار تو کریمترین است... آنچه ار انسان نمیدانست آموخت»
بدین سان٬ پیامبر نخستین دعوتش را دریافت کرد. بعدها تاریخ دقیق این حادثه مقارن آخر ماه روزهداری٬ «رمضان» در سال ۶۱۰ ثبت شده است.(۷) آن شب «شب قدر» (۱:۹۷) نامیده شد و همچنان در ترکیه و بخش های دیگر جهان اسلام با احترام بسیار و مناسک خاصی گرامی داشته میشود. به زودی روشن شد ندایی که برای نخستیم بار مانند «طنین زنگولهها» به گوش محمد رسید٬ ندای جبرئیل بود.
پیام
نخستین کلام محمد در منصب نبودت٬ شکل نثر دارای قافیه٬ از همان نوع که توسط غیبگویان٬ طالعبینها و کاهنهای کافر بهکار میرفت٬ به خود گرفت.(۹) او و پیروانش ایم مطلب را یک امی (درسنخوانده) توانست نثر بی نقص و عیبی ارائه دهد٬ معجزهای برای اثبات نبوت او دانستند. او معجزه دیگری ارائه نداد و مدعی آن هم نشد.(۱۰)
نخستین تعلیمات او حول محور توحید خدا٬ صفات خدا و ماهیت جهان واپسین دور میزند. زمانی که مردم قادر به پاسخ دادن نبودند٬ بر آموزه روز جزا٬ که شامل پاداش صالحان و کیفر ظالمان میشد٬ تاکید میگردید. این آموزه بسته به نوع واکنش٬ به عنوان تحریک یا عامل بازدارنده به کار میرفت.(۱۱)
نخستین صحابه
نخستیم اصحاب محمد غالبا از نظر اجتماعی فرومایه و از نظر اقتصادی٬ ناراضی بودند. گذشته از اینها٬ نخستین ایمان آورندگان به او عبارت بودند از: خدیجه٬ علی٬ پسر ابوطالب و ابوبکر٬ تاجری که بعدها نخستین خلیفه جامعه اسلامی شد.(۱۲) اینان هنگی از قبیله قریش بودند.اما بسیاری از افراد قبیله به پذیرش مکاشفه محمد مردد و عملا دشمن بودند. در این که دشمنی آنها انگیزهای اقتصادی داشت٬ شکی وجود ندارد. متولیان کعبه ـ حرمی در مکه مشتمل بر [مجسمه] خدایان بسیار و مرکزی برای زیارت اعراب ـ بخش زیادی از ثروت خود را از زائران به دست میآوردند. از این رو آنها میتوانستند نسبت به اعتقاد جدیدی که قداست مکه به عنوان مرکز زیارتی را متزلزل میساخت٬ بی اعتنا باشند.
در حدود سال ۶۱۵ گروه کوچکی از پیروان محمد از وطن خود به حبشه مسیحی(اتیوپی) گریختند تا از آن آزار و اذیت بیشتر در امام بمانند. انتخاب چنین پناهگاهی نشان میدهد آن ها به مسیحیت به عنوان دینی مینگریستند که نزدیکترین ارتباط را با دین آنها دارد. اهل مکه هیاتی را برای استرداد پناه جویان گسیل داشتند که موفقیت آمیز نبود. در همین زمان٬ محمد و کسانی که با او مانده بودند در مکه از هر نظر تحت محاصره قرار داده شدند تا شاید گرسنگی٬ آنها را وادار به تسلیم کند.
در همین ارتباط٬ آیاتی بر پیامبر نازل شد که نه تنها به حقانیت الله ـ همان که تا کنون به عنوان تنها خداوند توسط محمد اعلام شده بود ـ بلکه همچنین سه الههای که در مکه پرستش میشدند نیز تصدیق کرد. اهل مکه از چنین پذیرش و توافقی خشنود شده بودند و محاصره را پایان دادند و تبعیدشدگان نیز بازگشتند. بعدها محمد پش از ملاقات با جبرئیل٬ که به او گفت ایات مربوطه به شفاعت الههها توسط شیطان «بر زبان او جاری شده» الهام مذکور را پس گرفت.(۱۳)
هجرت
آتش بس میان پیامبر و خویشاوندان اشرافی او موقتی بود. محمد پس از اقامتی کوتاه در «طائف»٬ که آبادی کوهستانیای در شرق مکه بود٬ محل اقامت مطمئنتری در «یثرب» که در فاصله دورتری از مکه قرار داشت٬ جستوجو کرد. برخی از شهروندان این شهر حین مراسم زیارتی در نزدیکی مکه٬ با محمد ملاقات کردند و به طور اشکار٬ او را در این عقیده تشویق نمودند؛ زیرا به نظر آنها برخی از اهل یثرب یهودی بوده و منتظر ظهور چنین رهبری هستند٬ [و طبعا] به پذیرش نبوت او علاقهمند خواهند بود. در ۱۶ جولای ۶۲۲ برخی از صحابه محمد جلوتر از او به یثرب رفتند. او در حالی که ابوبکر تاجر همداهیاش میکرد٬ در ۲۴ سپتامبر ۶۲۲ به آنجا رسید. از آن پس٬ یثرب به «مدینه» (شهر [پیامبر]) نامیده شد. این مهاجرت به «هجرت»۲ یعنی قطع ارتباط او با مکه نامیده شد. هجرت نقطه عطفی در زندگی محمد و در تاریخ اسلام پدید اورده است.
این تاریخ٬ ۱۶ جولای ۶۲۲۲ نخستین مبدا تاریخ نگاری مسلمانان گردید و به عنوان نقطه آغاز تقویم جدید انتخاب شد. سال مسلمانان سال قمری است که شش ماه آن ۲۹ روز و شش ماه دیگر ۳۰ روز دارد.
دوره مدنی
هجرت سرآغاردوره مدنی در زندگانی پیامبر بود او در مدینه٬ موفقیتهای قابل توجهی به دست آورد که بیشتر به جنبه سیاستمداری او مربوط بود تا به نبوت او.(۱۴) در این شهر٬ او عقد و ازدواجهای زیادی بست که برخی برای اهداف سیاسی بود و بقیه به هدف داشتن وارثی. یکی از ازدواجهای او با «حفصه»۲ دختر عمر بود؛ یعنی همان کسی که جزو نخستیم ایمان آوردندگان به محمد میباشد.(۱۵) ازدواج دیگر او با «عایشه» کودک٬ دختر ابوبکر٬ بود.
عایشه که هم جاه طبی بود و هم زیرک٬ تاثیر عمدهای در زندگی همسر خود بجا گذاشت و به مرور٬ به همه همسران دیگر او برتری یافت.(۱۶) بسیاری از احادیثی که به محمد٬ مستند است٬ از طریق عایشه میباشد.(۱۷)
موفقیتهای نظامی
محمد به زودی با ضرورت تامین معاش پیروان خود٬ که از مکه گریخته بودند٬ که اکنون «مهاجرون» نامیده شدند٬ همچنین تازه مسلمانان در مدینه٬ که به انصار (یاوران) نامیده میشدند۲ مواجه گردید. محمد برای تامین نیازهای آنها٬ قطع طریق کردن کاروان اهل مکه را٬ که در راه بازگشت را سوریه و تحت رهبری اوبوسفیان از قبیله قریش بود٬ مشروع دانست. حمله به کاروان در ماه رمضان سال ۶۲۴٬ ماه مقدسی که جنگ کردن در آن ممنوع بود٬ واقع شد.(۱۸) در میدان جنگ «بدر»۲ که قریب ۲۰ مایلی٬ (۳۲ کیلومتری) جنوب غربی مدینه قرار داشت٬ سپاه ۳۰۰ نفره مسلمانان با نیروی تقویتی قریب ۹۰۰ نفر از اهل مکه٬ که برای دفاع از کاروان گسیل شده بودند٬ رودررو گردید.(۱۹) حاصل نبرد پیروزی پیامبر بود که به نظر پیروانش٬ تاییدی الهی بر عقیده جدید او به شمار آمد. پیروزی در بدر پایه قدرت دنیوی سالام بنا نهاد. از این پس٬ اسلام وضع نظامی مستحکمی یافت.
سال بعد نیروهای محمد از ابوسفیان و اهل مکه در «احد» شکست خوردند. پیامبر خود مجروح شد٬ اما حیثیت او لطمهای ندید. دو سال بعد او به نحو موفقیتآمیزی با حفر خندق به دور شهر٬ از مدینه در مقابل حمله خطرناکتری که توسط اهل مکه٬ بادیهنشینان و دیگر متحدان تدارک دیده شده بود٬ دفاع کرد. گفته میشود که شیوه حفر خندق در جنگ٬ که به کلی برای عربها نا متعارف بود٬ پیشنهادی بود که به از سوی یک ایرانی در اردوگاه محمد مطرح شد. به تناسب پیروزیهای محمد شمار تازه مسلمانان نیز افزایش یافت. او به رهبری خود بر شهر مدینه اطمینان یافت. از آنجایی که او در تلاش خود برای عقد همپیمانی مطمئنی با یهودیان مدینه ناکام ماند٬ به مخالفت با آنان برخاست و آنان را از کشتزارهایشان بیرون کرد و آن را میان پیروانش تقسیم نمود.(۲۰)
تبلور یافتن اسلام
محمد به تدریج٬ نظام خود را۲ هم از یهودیت و هم از مسیحیت حدا کرد و در حالی که بر استقلال آن تاکید داشت٬ آن را در قالبی عربی درآورد.(۲۱) او پیروان خود را موظف کرد که از این پس٬ در نمازهای خود٬ چهرهشان را به سوی مکه برگردانند٬ نه همچون گذشته به سوی اورشلیم (۱۳۰:۲).(۲۲) زیارت مکه٬ همچنین بوسیدن حجرالاسود تجویز شد٬ گرچه کعبه بتهای کفار را در خود جای داده و حجرالاسود در دوره پیش از اسلام تقدیس شده بود. در قرآن٬ احکام دینی روزه گرفتن٬ صدقه دادن و نماز خواندن نیز اضافه شدند و ثبت گردیدند. در این دوره٬ دستورات اجتماعی و سیاسی در مورد ازدواج٬ طلاق٬ ارث و نحوه رفتار با بردگان و اسیران جنگی به همین منوال نیز اعلان ترویج گردیدند.
قوانین مربوط به احتماع کوچک مدینه به قوانین اسلام به عنوان یک دین جهانی و همچنین یک امپراتوری٬ تبدیل شدند.(۳۲) حکومت اسلامی از مدینه به سایر نقاط شبه جزیره عربستان و از آن جا به دیگر نقاط جهان گسترش یافت. اجتماع مذکور به منزله اخوت دینی تلقی شد:«در حقیقت٬ مومنان با هم بردارند»(۱۰:۴۹) فتوحات شگفت انگیز مسلمانان حاکی از موفقیت پیامبر در یکپارچه کردن پیروان مختلف خود٬ در نظامی متحد و مخلص میباشد.
شهرهای مقدس
محمد در سال ۶۲۸ آتش بسی با مخالفان خود از اهل مکه منعقد کرد که حق انجام زیارت را برای پیروانش تضمین میکرد. به این صورت مکه به مرکز مذهبی تبدیل شد٬ در حالی که مدینه به عنوان مرکز سیاسی باقی ماند. در خلال زیارت سال بعد٬ «خالد بن ولید» و «عمرو بن العاص» به آئین حدید جذب شدند. هر دوی آنها نقش برجستهای در پیروزی نظامی اسلام ایفا کردند.
محمد در اوایل سال ۶۳۰ بهانهای برای حمله به مکه یافن. او فاتحانه وارد شهر شد و با دستان خود ۶۳۰ بتی را که در عبادتگاه شهر [خانه خدا] بودند شکست. در حالی که فریاد میزد: «حق آمد و با طل محو گردید» او در پیروزی خود بر مکه٬ با نرمش و خودداری غیر مهمول رفتار کرد. تنها ده تن از اهل مکه٬ که دشمنان با سابقه او بودند٬ تبعید شدند. محمد تقریبا در همین زمان ناحیهای دور تا دور کعبه را عنوان حرم٬ («ممنوعه» یا «مقدس») اعلام کرد. خود عبارت [تحریم] چندان روشن نیست: «ای کسانی که ایمان آوردهاید٬ حقیقت این است که مشرکان ناپاکند. پس نباید بعد از امسال به مسجد الحرام نزدیک شوند»(۲۸:۹)
مسلمانان صدر اسلام منطقه ممنوعه را چنان گسترش دادند که شامل مکه و مدینه هر دو بشود. اگر چه مقصد اولیه احتمالا احتمالا صرفا بیرون کردن مشکران٬ [از منطقه مذکور] در خلال زیارت سالانه مومنان بود٬ آنها مسیحیان و یهودیان را نیز به کسانی که ورودشان به شهرهای مقدس ممنوع بود٬ افزودند. غیر مسلمانانی که داخل منطقه مقدس میشدند٬ جان خود را به خطر میانداختند.(۲۴)
در گذشت محمد
محمد در ۸ ژوئن ۶۳۲ ناگهان احساس بیماری کرد و در حالی که از سر درد شدید مینالید٬ در گذشت. او را همان جا که جان سپرد۲ یعنی منزل عایشه٬ همسهر مورد علاقهاش۲ به خاک سپردند. بعدها محل در گذشت او به مسحدی که در حوار آن قرار داشت٬ ضمیمه گردید و محل زیارتی برای مسلمانان نسل بعد شد.
محمد که قدرت اصلیاش ایمان راسخ او به این نکته بود که توسط خدا برای اجرای اراده الهی مبعوث شده٬ موفق به تاسیس یک دین٬ ایجاد یک دولت و بنای پایههای یک امپراتوری شد. همه افراد جامعه سیاسی ـ مذهبی او باید برادر باشند؛ هیچ تبعیضی میان آنها جز به درجات تقوایشان نباشد.(۹:۱۱ ؛۱۳:۴۹)
محمد دو سال پیش از درگذشت٬ گروهی را برای مقابله با سوریه فرستاد که این کار جرقه جنگ دامنه داری شد که تنها پس از آن که اسلام بخش زیادی از اروپا٬ آسیا و آفریقا را فراگرفت۲ خاموشی شد.