فضای سنگین زمان امام سجاد(ع)
۱. حادثه کربلا:
وقوع جریان کربلا و شهادت مظلومانه امام حسین(ع) و یارانش و شدّت ظلمی که بر آنان روا شد فضای عادی جامعه را تبدیل به فضایی سنگین کرد که غبار آن ظلم، صفحه اجتماع آن روز را تیره و تار کرد. آن ظلم و خونریزی به حدّی ناجوانمردانه رقم خورد که بعدها خود عبدالملک بن مروان به حجاج که مسئولیت اداره مکه را به عهده داشت نوشت: "من دیگر با خون بنی عبدالمطلب کاری نخواهم داشت.."
۲. جو رعب و وحشت:
شاخصه دیگری که در فضای بسته سیاسی آن روز نقش اساسی داشت وحشت و رعبی بود که بر دلهای عموم مسلمین حاکم شد و قدرت نفس کشیدن را از آنان ستود.
حادثه کربلا و به دنبال آن سرهای بریده بر سر نیزه و قرار دادن در معرض دید همگان در شهرهای مختلف عراق و شام و نیز حمله وحشیانه مسلم بن عقبه به مدینه و قتل عام و غارت و تجاوز به مسلمین، وحشت و رعب را در دل مردم به نهایت رساند. بر این اساس جرئت ارتباط با امام سجاد(ع) از همگان خودبهخود گرفته شد.
۳. زندگی تحت کنترل شدید:
در این فضای بسته سیاسی، مشکل دیگر این است که همه زندگی امام سجاد(ع) زیر دید قوی مأموران امنیتی و جاسوسان حکومتی قرار داشت.
نمونه کوچک آن از این قرار است که امام سجاد(ع) کنیزی دارد که او را آزاد کرد و سپس با او ازدواج نمود، این خبر به عبدالملک بن مروان در شام میرسد و او نامه عتابآمیزی به حضرت ارسال نمود.(ن.ک: کافی ۵/۳۴۴ ـ بحار ۴۶/۱۰۵)
۴. بیگانه مرکز خلافت از اهل بیت
مرکزیت خلافت و ریاست بر جوامع اسلامی در شام قرار دارد و شام منطقه¬ای کاملاً بیگانه از اهل بیت(ع) بوده تا جایی که از معروفترین آیات قرآن در راستای شخصیت ائمه(ع) بیاطلاعند و از شنیدن آیات نظیر «قل لا اسئلکم ...» و «آت ذی القربی ...» و «انما یرید الله لیذهب عنکم ...» که در منقبت اهل بیت(ع) است سخت متعجب میشوند و بعد از آگاهی دست به توبه بلند میکنند. (ن.ک: لهوف/۷۴) چراکه معاویه از طرفی این مردم را در بیخبری محض نگه میداشت(ن.ک: نهجالبلاغه خطبه/۵۲) و از طرف دیگر جهالت آنان را روز به روز پررنگتر میکرد که داستان شتری که مال یک کوفی بود و یک شامی مدعی مالکیت آن شد و ۵۰ نفر را آورد که شهادت دادند بر اینکه این ناقه(شتر ماده) است و مال فرد شامی است، در حالی که شتر اصلاً ناقه نبوده و جمل(شتر نر) بوده است. این داستان به اعتراف خود معاویه اوج بیخردی بافت عمومی شام را نشان میدهد.(مروجالذهب ۳/۳۱)
این جهالت از مرکز حاکمیت اسلامی وقتی به اقصی نقاط سیطره حکومت اسلامی سرایت کند نتیجتاً سطح جامعه اسلامی یک جامعه سطحینگر بیخرد و خرفهگرا خواهد بود که لایههای جهالت و خرافه را می توان در جای جای جوامع اسلامی دید.
۵. اعلام علنی حاکمیت جامعه، بر جدایی از معنویت و مقدسات:
شاخصه دیگری که در جامعه پیش روی امام سجاد(ع) قرار گرفته این است که حاکم آن با اینکه سوابقی در زهد و عبادت و تلاوت قرآن داشته امّا به مجرد اینکه به ریاست رسید قرآن به کناری نهاد و گفت: «هذا فراق بینی و بینک و هذا آخر العهد بک» (تاریخ الخلفاء سیوطی/۲۱۷)
وقتی حاکم جامعه رسماً اظهار جدایی بین حاکمیت و منابع دینی را اعلام کند باید منتظر بود و دید که تک تک افراد آن اجتماع تا کجا به مغایرت با دین در رفتار خود شتابان حدکت خواهند کرد.
خصوصاً عبدالملک بن مروان بر برخی از احکام مهم دین در رابطه با حاکمیت و حکومت قلم بطلان کشید و فرمان داد به: «منع سخن گفتن در مقابل خلیفه و حاکم» و «و منع امر بمعروف» . (همان/۲۱۸)
۶. فساد و بد اخلاقی کارگزاران حاکمیت:
فضای جامعه زمان حضرت سجاد (ع) به قدری استبدادی و آلوده شده به انواع آلودگیهای سیاسی، اقتصادی و اخلاقی که مسعودی مورخ قابل اعتماد همگان مینویسد: «کان له اقدام علی الدماء» یعنی برنامه نهادینه شده عبدالملک بر خونریزی و هتک افراد بوده که این برنامه را با افرادی چون حجاج در عراق و مهلب در خراسان و هشام بن اسماعیل در مدینه اجرایی کرد.(مروج الذهب ۳/۹۱).
در این موقعیت است که حضرت سجاد(ع) جامعه خود را به جامعه¬ای توصیف میکند که مورد حمله شیر و گرگ از یک سوی و روباه و سگ از سوی دیگر و نیز خوک از زاویه دیگر، قرار گرفته است.(خصال/۳۳۹)
سه مشکل مهم دیگر:
غیر از این شش عامل مهم که فضای سیاسی جامعه را مسدود میکند، امام سجاد(ع) با سه مشکل مهم دیگر نیز روبهرو است:
الف) یاران آن امام (ع) بسیار بسیار اندک بودند. امام صادق(ع) شرایط آن روز با این بیان ترسیم فرموده: «ارتدد الناس بعد الحسین الا ثلاثة: ابو خالد الکابلی و یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم».(اختصاص/۶۴)
امام سجاد(ع) فرمود: «ما بملکه و المدینة عشرون رجالاً یحبنا» (بحار ۴۶/۱۴۳) که در تمام مکه و مدینه ۲۰ نفر محب واقعی نسبت به اهل بیت دیده نمیشود!
ب) مشکل دیگر انحطاط شدید اخلاقی جامعه و مردمان زمان حضرت سجاد(ع) است. شرایط بهگونه¬ای بوده که در مکه و مدینه بهراحتی در ملأ عام غنا و شراب استفاده میشد و جلسات مختلط زنان و مردان در میان لهو و لعب برگزار میشد. و کثرت جمعیت در استقبال از آوازهخوانی به نام «جملیه» مشهور است.(ن.ک:حیاة زینالعابدین ۲/۴۰۹ و ۴۱۰)
ج) ناآگاهی مردم از احکام قطعی شریعت، بهگونه¬ای که وقتی عمر بن عبدالعزیز به حج میرفت دید حاجیان در روز عید قربان از مناسبک حج بیاطلاعند. و نماز این مردمان هم به همین شکل دارای نقصانهای جدی بوده که در تاریخ ضبط شده است. (تاریخالخلفاء سیوطی/۲۲۴)
امام سجاد(ع) و رهبری تأثیرگذار
در این شرایط وانفسا امام سجاد(ع) بهترین رهبری معنوی را ارائه کرد و زیباترین نتایج را ترسیم فرمود.
آنچه را که امام به عنوان یک سرمایه معنوی مطرح نمود و عواملی مؤثر در موفقیتش به حساب میآید:
قداست باطنی خود امام
اولین عامل مؤثر در این رهبری معنوی و تأثیرگذار قداست باطنی و روح پاک خود امام سجاد(ع) است؛ چون تردیدناپذیر است که تا رهبر معنوی جامعه در اوج پاکی و خلوص نباشد اجتماع بهره ای از حسن و زیبایی نخواهد داشت.
آزاد کردن غلامات خود در شب عید فطر و هزار رکعت نماز شبانه و تقسیم کل دارایی خود با مساکین و رفتن به حج با پای پیاده و ... نشانههایی از روح پاک و قداست ضمیر حضرت زینالعابدین(ع) است.(ر.ک بحار الانوار جلد ۴۶)
مگر امکان دارد جامعه¬ای رهسپار معنویت و قداست شود ولی رهبران و متولیان آن خود در وادی معنویت و معرفت قدمی بر نداشته باشند؟
ایجاد و تقویت «تنفّر» در برابر ظالم
اگر چه در سطور قبل خواندید فضا برای امام سجاد(ع) بسیار بسته بود اما امام سجاد(ع) با بیان مصائب کربلا و پدر بزرگوارش اشارت گویایی به ظلم و ظالمین میداشت و با این حرکت معنوی ـ سیاسی بذر نفرت را در دلهای مردم کاشته و به مرور زمان آن را آبیاری میکرد و در این برنامه بسیار تأثیرگذار عمل میفرمود مثلاً در موقع آب نوشیدن گریه میکرد و در پاسخ به اینکه چرا گریه میکنید؟ میفرمود: «کیف لا ابکی و قد منع ابی من الماء الذی کان مطلقاً للسباع و الوحوش» (بحار ۴۶/۱۰۸) که سخن از شدت ظلمی به میان میآورد که حتی بر درندگان هم روا نیست.
در نقل دیگری امام سجاد(ع) به یکی از رجال شناخته شده مصر که سؤال از حال امام(ع) نمود، فرمود: «روزگار ما بمانند بنی اسرائیل در برابر فرعون است که فرزندان ما را کشتند و زنان را آواره کردند و بزرگان ما را وادار کردند بر بالای منابر بر ما سب و نفرین کنند... (سیرة الائمه/ ۲۳۲)
ارشاد و هدایت عمومی و خصوصی
در سختترین شرایط امام سجاد(ع) از هدایت عمومی مسلمین غافل نبود و هر جمعه در میان هر جمعی از مسلمین در مسجدالنبی که بود میفرمود: «یا ایها الناس اتقوا الله و اعلموا انکم الیه راجعون فتجد کل نفس، عملت من خیر محضراً....»(تحف العقول/ ۲۴۹)
"رساله حقوق" که از معجزات قولی و تألیف آن امام همام است خود یک دستورالعمل جامع اخلاقی، اجتماعی و عبادی و سیاسی است که درخصال و امالی شیخ صدوق و دیگر کتب شیعی آمده است.
غیر از این هدایتهای عمومی امام سجاد(ع) از ارشادات خصوصی و فردی نسبت به برخی از افراد نیز کوتاهی ندارد.
گاهی به عالم معروف زمانه «زهری» نامه ارشادی و اخلاقی مینویسد.(ن.ک: تحف العقول/ ۲۷۴)
و زمانی دیگر به برخی از شیعیان خاصه خود نامه مینگارد که: «خدا ما و شما را از کید ظالمین حفظ فرماید ... ای مؤمنین طاغوتیان شما را فریب ندهند و دنیا زدگان شما را به سمت خود جلب نکنند ... امروز روزی است که فتنه ها پشت سر هم هجوم آورده و شما خود را اطاعت الهی و طاعت ازآنکه برترین است برای اطاعت کردن، قرار دهید...» (تحف العقول/۲۵۲)
عرضه علوم و معارف و دیگر نیازهای فردی و اجتماعی در قالب «دعا»
«دعا» وسیله ارتباط با حق تعالی است اما امام سجاد (ع) برای عرضه علوم و معارف و اجابت به نیازها و حاجتهای جامعه ادعیهی بیان فرموده است.
صحیفه سجادیه از مصادر مهم شیعه بعد قرآن و نهج البلاغه است که بسیاری از امور مهم مربوط به مباحث اعتقادی و اجتماعی و سیاسی و عبادی در آن ترسیم شده است.
در دعای بیستم اشارات دقیقی به ظالمان در حق اهل بیت دارد و در دعای چهل و هفتم اشارات مهمی به مقامات معنوی و نیز اجتماعی امامان شیعه دارد و در دعای سوم حقایقی در مورد فرشتگان و در دعای بیستم زیباترین ارکان اخلاقی انسان و دعای بیست و هفتم در مورد رزمندگان و نیروهای نظامی و در دعای سیام در مورد بدهکاران و قرضداران و... تا دعای چهل و هفتم که در اوج عرفان و معرفت است.
قطعاً کلمه کلمه این ادعیه در تربیت نفوس و حفظ جامعه از آن انحطاط اخلاقی و تأثیرات ژرفی داشته است.
توجه جدی به طبقه ضعیف جامعه
در هر جامعهای هر قدر فضای سیاسی بسته شده باشد و قدرت تحرّک را زمامداران از هر مخالفی گرفته باشند اما راه برای خدمت به مساکین و دردمندان و نیازمندان بسته نیست، و چه بسا خود این خدمات عامل برکات دیگری در عرصههای اجتماعی و سیاسی نیز بشود.
امام سجاد(ع) با همه محدودیتهای پیش روی لحظهای از خدماترسانی به نیازمندان غلفت نداشت، آن حضرت به نقل شیعه و سنی عائله یکصد فقیر مدینه را عهده دار بود.(بحار ۴۶/۸۸ و طبقات کبری ۵/۲۲۲) و در حملات وحشیانه سپاه مسلم بن عقبه به مدینه عده کثیری از زنان و کودکان سکنا داده بود و از آنان محافظت میکرد.(بحار ۴۶/۸۸)
نتیجه
مهم آن است که آن حضرت در سنگینترین فضای اجتماعی و سیاسی، با یک روش بسیار قوی موفقیت های بزرگی را رقم زد که مورد توجه همگان قرار گرفته است که گوشهای از آن عبارت است از: ناکارآمد نمودن سیاستهای اموی ومروانی، تربیت بهترین نفوس در مسیر قرب الهی، آمادهسازی کادر قوی انسانی برای رشدوتعالی درمسیر علم و معرفت، از همه مهمتر تمهید زمینههای مورد نیاز برای تأسیس حوزة علمیهای است که بعدها توسط امام باقر و امام صادق برپا گردید.
اینها همه نتیجه توفیقات بی بدیل روش و سیره موفق حضرت سجاد (ع) است.
همانطور که حضرت علی(ع) الگویی مناسب برای حکومتداری عدالتخواهانه است و حضرت حسین(ع) الگویی برتر برای قیام و نهضت علیه ظالمان و طاغوتیان، حضرت سجاد(ع) الگوی بسیار عالی است برای زمانی که جامعه در یک فضای سیاسی انسدادی قرار میگیرد.