عبدالکریم بهجت‌پور تشریح کرد:
جری و تطبیق»؛ بزرگترین سرمایه کنونی در مواجهه با قرآن/ ضرورت سرمایه‌گذاری درباره مطالعات روش‌شناختی
تاریخ انتشار : يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۶
گروه فعالیت‌های قرآنی: نویسنده تفسیر همگام با وحی اظهار کرد: بزرگترین سرمایه ما در مواجهه با قرآن این است که بتوانیم این متن را با مواجهه‌ای که با مخاطبانش و با آن عینیت خارجی داشته خوب بفهمیم و بعد ادبیاتی را یاد بگیریم که آن متن را از فضای نزول خارج کنیم و در محیط جدید تطبیق دهیم (جری و تطبیق).
جری و تطبیق»؛ بزرگترین سرمایه کنونی در مواجهه با قرآن/ ضرورت سرمایه‌گذاری درباره مطالعات روش‌شناختی
حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، مفسر قرآن و مدیر مؤسسسه فرهنگی التمهید در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در خصوص تاثیر رویکرد تفسیر تنزیلی قرآن در فهم پیام قرآن گفت: حضرت امام صادق(ع) تعبیری دارند که می‌فرمایند: «نزل القرآن بایاک أعنی و أسمعی یا جاره؛ به تو می‌گویم ولی ای همسایه تو گوش کن»، قرآن این گونه نازل شد؛ به تعبیر ما به در می‌گوییم که دیوار بشنود.

این مفسر قرآن با بیان اینکه در مطالعاتی که در بحث‌های تفسیری داشته است به ۲ یا ۳ نکته خلاء رسیده است، توضیح داد: یکی از نقطه خلاءها این است که ما قرآن را به مثابه یک متن کاملِ یک جا نازل شده می‌بینیم. یعنی مفسرین هر چه نوشته‌اند جز در موارد بسیار بسیار نادر، غالبا به جنبه نزول تدریجی قرآن توجهی نمی‌کنند، در حالیکه خود قرآن اصرار داد که نزول تریجی آیات فلسفه و حکمت دارد.

بخشی از پیام‌های قرآن در نزول تدریجی آن مخفی است

وی با اشاره به آیه «وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلًا؛ و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل کردیم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى و آن را به تدریج نازل کردیم»﴿اسراء، ۱۰۶﴾ گفت: نزول تدریجی قرآن بر مردم با هدف قرائت با درنگ بر آنها است: «علی مکث». یا در رابطه با پیامبر(ص) فرمود: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا»﴿فرقان، ۳۲﴾ یعنی ما می‌خواهیم به وسیله نزول تدریجی قرآن قلبت را محکم کنیم و در ادامه می فرماید: «وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا» ﴿فرقان،۳۳﴾ به این معنا که اینها چیزی به تو نمی‌گویند مگر اینکه ما حق را برابر این شبهه‌افکنی برای تو روشن سازیم و یک تفسیر روشن از آن انجام دهیم.

بهجت‌پور خاطرنشان کرد: پس اگر نزول قرآن تدریجی شده، یک سری از پیام‌ها را در این نزول تدریجی مخفی کرده و از طریق این نزول تدریجی مطلب بیان کرده است.

قرآن را به مثابه متنی که ناظر به واقع است کمتر مطالعه کرده‌ایم

صاحب تفسیر همگام با وحی با تصریح به اینکه ما قرآن را به مثابه متنی که ناظر به واقع است؛ واقعی که در طول ۲۳ سال اتفاق افتاده کمتر مطالعه کرده‌ایم، گفت: ما همیشه با قرآن به مثابه یک متن تکمیل شده‌ یک جا نازل شده برخورد کردیم. در حالیکه قرآن یک متن تدریجی است و در تدریج خود به دنبال نهادینه شدن یک سلسله رفتار و عادت‌ها، یا گرفتن برخی از عادات، رسوم و فرهنگ‌های غلط است.

وی افزود: چون به این مطلب توجه نشده است بسیاری از زیبایی‌های پیام‌های قرآن از دست رفت. یکی از مهمترین آن، مطالعات روش‌شناختی است؛ یعنی مثلا وقتی قرآن به پیامبر(ص) می‌فرماید: من این قرآن را نازل کردم که مردم را از ظلمات به سوی نور خارج کنی، این خروج از ظلمات به سوی نور، یک فرایند است؛ از این بسته تاریک خارج کردن و به نور وارد کردن، گاه بینشی، گاه ارزشی و گاه رفتاری است؛ یک دفعه هم نیست بلکه تدریجی اتفاق افتاده است. در این بسته تاریک، اولین مفهومی که تغییر را رقم می‌زند، چیست؟ دومین، سومین و چهارمین مفهوم چیست؟ چه نسبتی باید با هم داشته باشند؟ از کجا باید شروع کرد؟ در کلیت مهندسی فرهنگی و در عناصر فرهنگی مثلا شرک؛ پیامبر(ص) جامعه‌ای را تحویل می‌گیرد که شرک بر آن مسلط است. چگونه این شرک را از بین برد؟ از کجا شروع کرد؟ پیامبر(ص) به چه مفهومی دست زد؟

این محقق قرآن ادامه داد: یا مثلا در بحث توحید قرآنی، بین دانش کلام و دانش قرآن تطبیق کنیم؛ چرا قرآن از توحید در ربوبیت شروع می‌کند؟ قرآن در بیان توحید، مسیر دیگری دارد، از اول می‌گوید ای مردم شما صاحبی دارید. در حالیکه علم کلام ضرورت دین، ضرورت شناخت خدا، ادله اثبات خدا و ... را مطرح می‌کند. اما قرآن با این ادبیات وارد نمی‌شود چون می‌داند باید از شرکت اطاعت آغاز کند و با آن بجنگد و برای کنار زدن این مسأله آیات را نازل می‌کند و بحث‌های ذات و صفات و ... را به مناسبت مطرح می‌کند.

بهجت‌پور تأکید کرد: قرآن هدفش تغییر و تحول است؛ این مطلب دومی است که می‌تواند نگاه نو به قرآن حساب شود. یعنی منظر دومی که در کتاب اصول تحول فرهنگی گشودم این است که با نگاه به نزول تدریجی گفتم مفسران باید به این نزول تدریجی توجه کنند و در کنار آن به نقش روش در کنار محتوا نیز توجه کنند.

فقد ما فقد روش است

این مفسر قرآن با تصریح به اینکه ما مطالعات محتوایی در دین بسیار داریم، اظهار کرد: الان همه می‌دانیم امر به معروف و نهی از منکر خوب است. باید جامعه این فریضه را انجام دهد؛ در غیر این صورت دچار معضل و بحران می‌شود. می‌دانیم ثواب دارد و اقوامی که آن را انجام ندادند عذاب شدند؛ اما چرا بعد از همه این دانسته‌ها این فرضیه اجرا نمی‌شود؟ فقد ما فقد روش است؛ یعنی ما به کشف روش نرسیده‌ایم؛ نمی‌دانیم از کجا باید این مساله را شروع کرد. آیا الان زمان طرح امر به معروف و نهی از منکر هست یا نیست؟ چگونه باید مطرح شود؟ چگونه عوامل مخل را کنار بزنیم؟ لذا به نظر می‌رسد باید روی عنصر روش در کنار محتوا سرمایه‌گذاری کنیم. پس اول باید نزول تدریجی را مطالعه کنیم و پس از آن روی عنصر روش در مطالعات خود تاکید کنیم.

نتوانسته‌ایم جلوه حکمت الهی را سوره‌ها و کلیت قرآن نشان دهیم

نویسنده تفسیر همگام با وحی ادامه داد: سومین مساله‌ این است که متن قرآن به مثابه یک متن بریده بریده و بی‌ارتباط دارد دیده می‌شود. علی رغم اینکه می‌گوییم قرآن حکیم است و حکیمانه نازل شده؛ اما نتوانسته‌ایم در کل این جلوه حکمت الهی را در این که این سوره باید پس از این سوره و این گفتار پس از این گفتار باشد نشان دهیم.

تا جایی که ممکن است باید حقیقت پیوسته مرتبط با هم قرآن را نشان دهیم

وی با تأکید بر اینکه ما باید تا جایی که ممکن است حقیقت پیوسته مرتبط با هم قرآن را نشان دهیم، گفت: لذا جنبه سومی که در مطالعات ترتیب نزولی روی آن تاکید کردم، این است که آن نگاه پیوسته اتفاق بیفتد. علامه طباطبایی می‌فرمایند تفسیر یعنی کشف مدالیل و بیان مقاصد. مقصود این آیه را باید فهمید. خداوند در این آیه خود مقصود دارد؛ مثلا هدف از این آیه تشویق است، هدف از این آیه تنبیه است، آیا خداوند در یک جمله هدف ندارد؟ در یک سوره ندارد؟ در کل قران ندارد؟ این مقاصد چه هستند؟ لذا این باعث شد وارد علوم قرآنی ترتیب نزول شوم و چند کتاب من به همین سمت رفته است. یعنی آمدیم گفتیم مانیفست تفسیر به ترتیب نزول چه باید باشد؟ مبانی، پایه‌ها و اصول آن چگونه باید باشد؟ روش‌ها و ضوابط آن چگونه باید باشند و چه دستاوردهایی دارد؟ کتاب «تفسیر تنزیلی، مبانی، اصول، قواعد و فواید» با همین موضوع منتشر شد و بعد در تفسیر این پیوستگی و حکیمانگی را نشان دهیم. باید روی حکیمانگی قران تأکید شود.

بهجت‌پور بیان کرد: توجه به نزول تدریجی قرآن، توجه به روش آن در ایجاد تحول و توجه به حکیمانگی قرآن، سه نکته اصلی است که باید در رویکرد به تفسیر قرآن به ترتیب نزول روی آن پافشاری کرد.

جری و تطبیق ناظر بر ویژگی ناظر به واقع قرآن و تحول آفرینی آن در جامعه است

مدیر مؤسسه قرآنی التمهید خاطرنشان کرد: مسأله بزرگی که در اینجا حل کردیم این است که این متن ناظر به واقع است. چرا؟ چون بناست تغییر و تحول اتفاق بیفند. متن تا ناظر به واقع نباشد، نمی‌تواند تحول و تغییر را رقم بزند، پس از آن عظمت اسلام و فکر شیعی را نشان دادیم و گفتیم اینکه ما جری و تطبیق داریم، ناشی از این است. جامعه دوره نزول مثل است یک مورد است. اینکه در روایات داریم قرآن مثل جریان خورشید و ماه جاری می‌شود یا عبارت «أیاک أعنی و أسمعی یا جاره» ناظر به همین است. مانند دو رقیب انتخاباتی که با هم مناظره می‌کنند اما هدفشان از مناظره این است که مردم تشخیص دهند اصلح کیست؟.

دستاورد روش تفسیر تنزیلی قرآن، تطبیق آن در محیط کنونی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: بزرگترین سرمایه ما در مواجهه با این کتاب این است که بتوانیم این متن را با مواجهه‌ای که با مخاطبانش و با آن عینیت خارجی داشته خوب بفهمیم و بعد ادبیاتی را یاد بگیریم که آن متن را از آن فضا خارج کنیم و در محیط جدید تطبیق دهیم (جری و تطبیق). اینها دستاوردهای این روش است. سوالاتی مثل سوالات سروش نیز در این روش از جهتی برطرف و از جهتی پاسخ داده می‌شود.

صاحب تفسیر همگام با وحی اظهار کرد: برخلاف حضرت علامه طباطبایی که می‌فرمایند: در فهم مراد قرآن این مسائل جرئی دخالتی ندارند، اتفاقا به نظر من چنین نیست؛ مفسر هر چه بیشتر باید خود را به واقع نزدیک کند؛ چه به وسیله سبب نزول، چه به وسیله فضای نزول. ما باید آن فضای فکری و فرهنگی را خوب بفهمیم تا بفهمیم خدا چرا این عبارات را می‌گوید. بعد که فهمیدیم با آن فضایی که به دستمان رسیده، بیاییم بالا و آن پرتو جاودانه قرآن را مطرح کنیم.

بهجت‌پور خاطرنشان کرد: این مجموعه سه گانه، رویکری است که به نظر من در تفسیر به ترتیب نزول تعقیب می‌شود و این جنبه‌های قرآن می‌تواند در کار تفسیر و تفسیر نگاری، چه در شکل سوره‌ای و چه در شکل موضوعی آن، ان‌شاء الله تحول را رقم بزند
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 255