جامعه: از میان همه القاب و عناوین متعلق به پیامبر اعظم(ص)، حضرت حق او را با خلق عظیم، اسوه نوع بشر و نمونه انسان کامل در زمین میخواند؛ حضرتش به اعجاز رحمت و محبت، روح ایمان را در کالبد هستی دمیده و قلوب جزیرةالعرب جاهلی را تا دهکده جهانی امروز فتح کرده است.
پروردگار متعال در فراز زیبایی از قرآن، پیامبرش را صاحب خلق و منش بزرگ میخواند، «وَ اُنَّکَ لَعلَی خُلِقٍ عَظیمٍ» به تعبیری نه به زور سر نیزه و شمشیر شهره است و نه با حربه اهانت و تهدید غالب، بلکه او با خلقی عظیم فاتح جانهاست از عصر جاهلیت تا آخر الزمان.
اخلاق محمدی از نگاه علی(ع)
خدای سبحان، حضرت محمد(ص) را برای وفای به عهد خود در اکمال دوران نبوت، مبعوث کرد؛ پیامبری که از همه پیامبران پیمان پذیرش نبوت را گرفته و نشانههایش شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود.
در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواستههای گوناگون و روشهای متفاوت بودند، خدای متعال، مردم را به وسیله محمد(ص) از گمراهی و جهالت نجات داد و هدایت کرد.
حضرت حق، رسول الله(ص) را هنگامی فرستاد که پیامبران حضور نداشتند و امتها در خواب غفلت بودند و رشتههای دوستی و انسانیت از هم گسسته بود، پس پیامبر(ص) به میان خلق آمد در حالی که کتابهای پیامبران پیشین را تصدیق کرد و با «نوری» هدایتگر انسانها شد که همه باید از آن اطاعت کنند؛ آن نور، «قرآن کریم» است.
و اینگونه خداوند، پیامبر(ص) را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاهی بلند و بی مانند، از سرزمین بطحاء(محل زندگی قریش) از چراغهای برافروخته در تاریکیها و از سرچشمههای حکمت برگزید.
رها و بدون اخلاق هرگز!
هرگز خداوند متعال ما را به مخالفت بیدلیل و اهانت به سایر ادیان الهی دعوت نکرده است بلکه بالعکس مقدسات آنها را همانند مقدسات ما انگاشته است، همه پیامبران از نوح(ع) تا محمد خاتم(ص) یک سخن را به قرائتهای مختلف میگویند و همه به یک خدا بشارت میدهند.
همانطور که در آیه ٨٢ سوره مائده میفرماید: « لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى، ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ، آنها را که میگویند مسیحی هستیم نزدیکترین دوستان به مؤمنان مییابی، این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی دانشمند و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمیورزند».
پروردگار در فرازی دیگر تأکید دارد، هرگز اجازه ندهید کسی به هیچکدام از پیامبران توهین کند، همه پیامبران یک راه را میروند شاهد مثال این تعبیر در متن قرآن فراوان به چشم میخورد.
در آیاتی از قرآن مجید از تولد حضرت عیسی(ع) به معجزه تعبیر شده و از اعجازش به امر خدا در زندهکردن مردگان و از مادر پاک و مقدس او هم بارها یاد شده است، حتی از کشیشان و راهبان مسیحی که اهل تقوا و عبادت خدا هستند و از صومعه و کلیسا با احترام و ادب همسنگ با مسجد یاد میکند، در چند جای قرآن هم از تورات و انجیل در کنار قرآن به عنوان کتب الهی یاد شده است.
اهل کتاب در سایه خلق محمدی
رسول الله(ص) در روایتی خطاب به مسلمانان میفرمایند: «هر کس از شما در حکومت اسلامی مدینه به مسیحیان و یهودیان و به سایر خداپرستان اهانت کرد در قیامت من وکیل مدافع غیر مسلمانان در دادگاه الهی خواهم بود و مانند دشمن شما(مسلمانان ظالم) بر علیه شما و به نفع ایشان قضاوت خواهم کرد».
ایشان در جایی دیگر در خصوص نحوه دریافت خراج از غیر مسلمانان هم فرمودند: «مبادا خراج را چه از مسلمانان و چه از یهودی و مسیحی، با توهین و ضرب و ستم بگیرید».
پیامبر(ص) اگر در مجلسی با سایر ادیان همنشین بودند، به همه افراد فارغ از عقایدشان ادب و احترام میکردند و توصیه فراوان داشتند که به غیر مسلمانان دروغ نگویید، اگر معامله میکنید به آنان گرانفروشی نکنید و با ایشان چونان یکی از خودتان رفتار کنید.
خداوند متعال در بخشی از کلام الله مجید توصیه موکَّد دارد که به مقدسات هیچ دینی توهین نکرده و فحش ندهید حتی به بتپرستان، آنان را آگاه کرده و با آنها سخن بگویید و به ایشان محبت کنید.
محمد(ص) در مواجهه با کفار، مشرکان و دشمنان
محمدبن عبدالله(ص) در ماجرای فتح مکه با وجود تمام مصائبی که کفار و مشرکان قریش بر سر راهشان ایجاد کردند، در اوج قدرت و محبوبیت، آن همه ناسزاها، تهمتها و تهدیدها، اهانتها و بیاحترامیها در کمال رحمت و کرامت، شهری را به یک نگاه بخشیده و آزاد کردند، همانگونه که خداوند متعال در سوره ممتحنه آیه هشتم میفرمایند: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ، خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند، چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد».
خداوند مخالف دشمنی و جنگ با اینگونه مشرکان و کافران بوده و توصیه میکند که با مشرکان با اخلاق و نیکی رفتار کنید، همینطور با کافران جنگ طلب هم مبارزه کنید، البته با اخلاق و عادلانه.
حتی پیامبر(ص) در روایتی قابل تأمل به صحابه خود امر فرمودهاند، همه انسانها را احترام کنید ولو به بدن مردگان، چه کافر باشد، چه پیرو سایر ادیان الهی.
چقدر میشناسمیش؟
از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفتهتر و شکمش از همه خالیتر بود، دنیا را به او نشان دادند و نپذیرفت، به روی زمین مینشست و غذا میخورد و چون بردگان ساده مینشست.
با دست خود کفشهایش را وصله میزد و جامههایش را خود میدوخت، چون میدانست خدا چیزی را دشمن میدارد، آن را دشمن داشت و هر آنچه را که خدا خوار میشمرد، آن را خوار انگاشت.
امید ماندن در دنیا نداشت و یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد، دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند، پس در زندگانی رسول خدا(ص) برای ما نشانههایی است که ما را به عیوب و زشتیهای دنیا راهنمایی میکند.
هماره سفیدپوش، متبسم، پیشگام در سلام گفتن بود، سفیر محبت، مسافر آسمانی معراج، همنشین جبرائیل و ... بود اما جایگاه معنوی محمد(ص) به خاطر سیمای ظاهری و خصائص جسمی و روحیاش نیست، او را نه با تعداد غزوات و پیروزیهایش و نه با چهره و خال هاشمیاش بلکه با خلقی نیکو میشناسند.
از ظلمات جهالت طلوع کرد و در گوش جان هستی، موسیقی «حیات طیبه» را نواخت، راهبری برای تمام دورانها، ملتها و سرزمینها، بزرگ مردمی به نام محمد(ص).