نظریه پیشرفت در اسلام چیست؟
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۱
گروه اندیشه: نشست علمی مبانی پیشرفت و فرهنگ وپیشرفت از منظر قرآن، در قم برگزار شد.
نظریه پیشرفت در اسلام چیست؟
تاریخ و اندیشه: حجت‎الاسلام والمسلمین بهجت پور شامگاه ۱۱ آذر در نشست تخصصی مبانی پیشرفت و فرهنگ وپیشرفته از منظر قرآن، گفت: قرآن کتاب تغییر و انسان سازی است؛ قرآن تاثیرات عینی و خارجی را در مخاطبان خودش گذاشت تا امروز نیز این تاثیرگذاری ادامه دارد.
وی افزود: مردمی که با وجود چهار تمدنی که در اطراف خود داشتند، خود هیچ نقطه اتکای تمدنی نداشت به یک مرتبه قرآن را دربین خود دیدند و این قرآن آنها را سید تمدن‎ها کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: خداوند در سوره فتح، چند ویژگی دینی را که توسط پیامبر بر مردم عرضه شد و ایمانی که بر مردم اشراق شده بود وهمچنین جمعیتی که تحت تاثیر این دین قرار گرفتند را بیان می‎کند که این آیات، جزو آیات آخر این سوره است.

وی گفت: پیامبر اکرم به تنهایی این راه را آغاز کرد و در مکه یک اقلیت را شکل داد و در مدینه یک اکثیریتی ایجاد کردند و در نهایت همه آن محیط را در دست گرفتند و کفر و نفاق شرک یاازبین رفت و یا جرات ابراز نداشت؛ پس از نظر تحولی دیگر هیچ شکی نیست که این متن با رسالت نبوی و اراده خداوند این تحول را ایجاد کرد.

بهجت پور یادآورشد: وقتی از نظر سیر فرهنگی می‎خواهیم ببینیم که عناصر فرهنگی چگونه وارد یک جامعه می‎شوند و ارزش‎های خود را با چه نسبتی وارد زندگی مردم می‎کند و خرده فرهنگ‎های رقیب را چگونه حذف می‎کند و... .

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: برای یافتن فرایند پیشرفت امکان فهمیدن این مسیر را با ارکان ذکر شده در عنصر نهادینه سازی فرهنگی می‎توانیم طی کنیم.

وی گفت: قرآن در گزاره‎هایی در قرآن هم بر این توان صحه گذاشته است و هم راه‎ها و راه کارهای خود را برای ایجاد تحول قرآن در جامعه بیان کرده است.

مدرس حوزه و دانشگاه اظهارکرد: در قران سه گروه تجلی دارند که نخستین آن پیامبر یعنی رهبر تحول است؛ دوم جریانی که همراهی می‎کند و جریانی که مقاومت می‎کند که باید مقاومتش شکسته شود و یا با آن اتمام حجت می‎کند.

وی گفت: اگر بنا داریم قواعد پیشرفت را از قرآن بیرون بیاوریم باید بدانیم که یک قوم مثل هستند و آن قوم از آن منطقه آغاز شد حرکت از آن منطقه شروع شد و به بهانه آن کیس، سخن‎ها گفته شد و در دل راهبری و جریان آنها، یا به صراحت و یا تلویح مسایل بنیادی تر اعم از مبانی و اصول و قواعد در قرآن جاری شد.

بهجت پور، خاطر نشان کرد: فرهنگ سازی فرایند است مثل پیشرفت؛ هدف قرآن بیان این سیر فرهنگی است؛ پژوهشگران باید مطالعات خود را با این رویکرد انجام دهند تا به مبانی برسند.

وی گفت: عمده نکته‎ای که قرآن در حوزه مبانی پیشرفت بیان کرده است، تنظیم رابطه‎ای بین وجود پروردگار و رب، یعنی مالک و مربی و در سوی دیگر بنده ای متربی می‏شود؛ در حقیقت مخلوقی که باید ربوبیت خداوند را بپذیرد و شاید نپذیرد؛ مبنای خدا شناسی آغاز فهم ما از پیشرفت است.

وی اظهارکرد: خداوند پیشرفت را محصول اطاعت از خداوند و پسرفت و سقوط را محصول سرپیچی از حضرت حق است(سوره یوسف آیه ۴)؛ خداوند نجات را نتیجه مراقبت های مردم بر هم قرارداده است که در قرآن به آن اشاره شده است؛ از نگاه قرآن خداوند افراد را در پیشرفت و پسرفت خود منشا اثر کرده است ولی آنکه پیشرفت را مقدر می‎کند و زمینه‎های پیشرفت را که در رفتار ما مشاهده فرمود، در مرحله بعد ما را می رساند زیرا او مقدر و هادی است.

در ادامه این نشست علمی حجت الاسلام والمسلمین خسروپناه امشب در نشست علمی مبانی پیشرفت و فرهنگ پیشرفته از منظر قرآن گفت: مبانی زیرساخت‎های هر بحثی است؛ پیشرفت اسلامی عبارت است از تغییر تدریجی تکاملی پایه دار که مبتنی بر حکمت اسلامی است.

وی افزود: زیرساخت پیشرفت حکمت اسلامی است و مبانی آن را نیز باید از حکمت اسلامی بگیریم که حکمت اسلامی نیز از خود قرآن به دست می‎آید.

این مدرس حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: ما نمی‎توانیم از پیشرفت سیاسی صحبت کنیم ولی پیشرفت اقتصادی و فرهنگی آن نباشد که خود نشان دهنده استمرار و جامعیت آن است.

وی گفت: خداوند بیان می‎کند که صاحبان عقل خالص این حقیقت و حکمت را می‎یابند؛ این حکمت حقایقی است از سنخ هست‎ها و نیست‎ها و باید و نبایدهایی که منشا آن عقل سلیم است.

خسروپناه خاطرنشان کرد: حکمت صرفا یک سری مسایل انتزاعی نظری محض نیست بلکه در آن جنبه‎های کاربردی و راهبردی نیز در آن وجود دارد؛ این حکمت دارای یک کاربست عملی است.

وی گفت: این حکمتی که الگوی پیشرفت را برای ما از قرآن ترسیم می‎کند را باید به مبانی معرفت شناسی، هستی شناختی، انسان شناسی و روش شناختی تقسیم کرد؛ هر مدل و الگویی از توسعه ناظر به یک هدفی است که باید در ابتدا آن را مشخص کنیم.

وی افزود: هدفی که قرآن برای ما مشخص کرده است اولا سعادت است ولی هدف کاربردی تر در این دنیا، حیات طیبه است که در آن بیان شده است.

خسروپناه خاطرنشان کرد: مبنای معر‌شناختی الگوی پیشرفت مدرن، گوهر مدرنیته و اصالت فاعل شناسای انسانی است که در اینجا دو گروه تجربه گرایان و عقل گرایان است و این دو گروه گاهی عقل را مبنای شناخت می‎دانند و برخی تجربه را.

وی گفت: قرآن هم عقل و هم تجربه را به عنوان مبنای معرفت شناختی نام می‎برد ولی در کنار آنها از وحی نیز نمی‎گذرد؛ یعنی آنچه که مرتبط با هدایت است از سوی قرآن بیان شده است ولی در مدل توسعه غربی و حتی سیوسیالیستی شمال وغرب و مرکز اروپا این مدل توسعه صرفا توسعه در حوزه مادی است.
وی گفت: تفکر غربی شالوده‎ای از حوزه تفکر نیچه است که نه اینکه بگویند خدا وجود ندارد بلکه بیان می‎کنند که خداوند مرده است و نظارت و کاربردی در دنیای مدرن ندارد.

خسروپناه خاطرنشان کرد: از منظر اسلام در دنیا هرچیزی هم ملکی است و هم دارای وجه ملکوتی است؛ مثل صله رحم که رفتاری ملکی است که دارای اثر ملکوتی طول عمر است؛ در حقیقت مبنای هستی شناسی ما در اسلام ایمان است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1663