فرهاد خسروی، پژوهشگر هنر اسلامی با بیان اینکه به مفاهیم و موارد هنری که در جوامع اسلامی و تحت تاثیر عوامل منطقهای و فرهنگ بومی نیز به وجود آمده اند هنر اسلامی گفته میشود، اظهارکرد: معماری، خوشنویسی، نگارگری، تذهیب و ... انواع متنوعی از چنین هنرها هستند .
وی افزود: صورت و ظاهر اثر هنری برای اینکه اثبات کند آن اثر، هنری اسلامی است یا نه کافی نیست، زیرا در هنر اسلامی حتما باید به دنبال معنا بود و لازمه اینکه اثری در زمره هنر اسلامی قرار گیرد، در این است که هم صورت و هم معنا مطابق با روح هنر اسلامی باشد، یعنی هنرمند نه به واسطه مهارت در تکنیک، بلکه به واسطه سیر و سلوک خود در عالم معنی آن اثر را آفریده باشد.
این پژوهشگر هنر اسلامی با بیان اینکه هنری که تنها در خدمت جنبه های مادی بشر و احیانا در خدمت اندیشه های ناصواب باشد، هنری مبتذل و غیر دینی محسوب می شود، بیان کرد: هنر اسلامی تجلی معنویت و تعهد انسان و در خدمت تعالی اندیشه و تکامل انسان است و با اینکه هنر اسلامی برای گسترش خود از منابع بسیاری الهام گرفته، اما هیچ گاه اهداف متعالی زیبایی شناسی اسلامی کم رنگ نشده است.
خسروی خاطرنشان کرد: نفوذ هنر ساسانی ایران پیش از اسلام، هنر بیزانس، هنر مانوی و بعدها هنر آسیای مرکزی و هنر چین تحولات عظیمی را در معماری، کتاب آرایی، نگارگری، سفالگری، منسوجات و ... برجای گذاشته است، اما روح هنر اسلامی همواره در مسیر مشخص خود پیش رفته است.
وی در ادامه بیان کرد: بسیاری از مسلمانان ترسیم چهرهها و موجودات زنده را خطری به سوی بتپرستی به شمار میآوردند و آن را گناه میدانستند و به همین دلیل هنر اسلامی بیشتر بر خلق زیبایی با نقوش انتزاعی و استفاده از حروف متمرکز بوده است.
این پژوهشگر هنر اسلامی افزود: این عامل و محدودیت نسبی، سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی و موسیقی مسلمانان را به توسعه سبکهای مختلف در زمینههای انتزاعی سوق داد و هنرهایی مثل خوشنویسی، معماری و نقوش هندسی (که نمایشی از نظم خلقت است) در جوامع اسلامی پیشرفت بسیاری کرد.
خسروی ادامه داد: زیبایی شناسی با اقتباس از تمدنهای دیگر و تلفیق آن با روح و بینش اسلامی، ابداعات بی سابقهای در هنر جهانی پدید آورد که سرزمین های مجاور نیز از شیوه های آن اقتباس کردند به طوری که آن را در معماری گوتیک بین المللی قرن هشتم و ۱۴ میلادی و هنر نقاشی مسیحی می بینیم.
وی بیان کرد: شاید بتوان همین تاثیر بر هنر جوامع دیگر را اوج شکوفایی هنر اسلامی دانست که نمونه های برجسته آن را میتوان در شیوه های معماری شمال آفریقا دید که به جنوب اروپا منتقل شد و در اندلس (اسپانیا) گسترش یافت.
این پژوهشگر هنر اسلامی با بیان اینکه دور از واقعیت نیست اگر بگوئیم که هنر اسلامی به غیر از اوایل قرن بیستم میلادی دوره افول دیگری نداشته است، گفت: دلیل در اوج بودن همیشگی هنر اسلامی، گسترش و پهنه عظیم جامعه اسلامی است که از غرب چین تا شمال آفریقا را در بر می گیرد.
خسروی بیان کرد: افول کوتاه مدت هنر اسلامی نیز شاید تحت تاثیر گسترش حباب وار هنر مدرن در سطح جهانی، تجدد طلبی و تقلید کورکورانه جوامع شرقی از تمدن غربی باشد، زیرا در عصر مدرن، زیبایی به زیبایی حسی و آنچه که به امور محسوس متعلق است، تنزل نمود.
وی ادامه داد: در فلسفه هنر مدرن، زیبایی به سوی حکم دادن به یک امر حسی سوق پیدا نمود و به همین صورت به دنبال این رویکرد انواع هنرهای هفت گانه در عصر مدرن می کوشند تا زیبایی حسی را بیافرینند.
این پژوهشگر هنر اسلامی بیان کرد: در این دیدگاه، خلق اثر هنری و آفرینش هنری مبتنی بر نبوغ و استعداد ذاتی و فطری افراد است، در حالی که از دیدگاه عارفان اسلامی خلق اثر هنری به خاطر اتصال و ارتباط یافتن هنرمند با آن زیبایی و خیر مطلق ازلی است که موجب می شود تا هنرمند بتواند از آن ذات زیبایی که بر او تجلی یافته، اثری را بیافریند.
خسروی تصریح کرد: هنر دینی برخلاف نظریه هنر برای هنر و برخلاف تفکراتی که زیبایی را از طرفی بر زیبایی حسی محدود می سازد و می خواهد زیبایی را از قید و بند هرگونه غرض و علاقه رها سازد؛ میکوشد تا هنر را در خدمت اهداف و اغراض انسانی، اخلاقی و اجتماعی در آورد.
وی خاطرنشان کرد: از دیدگاه دینی، اگر هنر کارکرد غایت مندانه نداشته باشد از مشروعیت برخوردار نخواهد بود و این مهم ترین عنصر و شاخصه هنر دینی است که اگر از دین حذف شود، بی تردید به حذف هنر دینی منتهی خواهد گشت.
وی گفت: تا زمانی که روح اسلام و قوانین اسلامی در جامعه ای حکم فرما باشد، هنر اسلامی نیز به حیات خود ادامه خواهد داد، در غیر این صورت، با استحاله هنر اسلامی روبرو خواهیم شد و آیندگان باید آن را فقط در موزه ها جستجو کنند.