فرهنگ-احیا: چهارمین نشست پژوهشی دفتر هنر و ادبیات عاشورایی حوزه هنری با عنوان «سینما و عاشورا؛ ظرفیت ها و ظرافت ها» روز شنبه هجدهم بهمن ماه با حضور محمدرضا سنگری پژوهشگر ادبیات عاشورایی، مجتبی فرآورده فیلم نامه نویس و تهیه کننده و حجت الاسلام سعید اصفهانی مولف برگزار شد.
این نشست در حالی در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد که فقط ۵ نفر از علاقه مندان آمده بودند.
محمدرضا سنگری با اشاره به قلمروهای ناکاویده عاشورا، در ابتدای جلسه گفت: معتقدم قلمرو های ناکاویده عاشورا بسیار فراوان است. قلمروهای بسیار مهمی که فکر می کنم به خاطر توجه بیش از اندازه به ابعاد عاطفی ماجرا مغفول مانده است. یکی از این قلمروها شناخت اصحاب امام هستند که نگین های انگشتری حادثه عظیم عاشورا به حساب می آیند. ما اصحاب امام حسین(ع) که امام فرموده اند این اصحاب از بهترین ها بوده اند، به هیچ وجه نمی شناسیم. من در جلسه هایی که شاید هزاران نفر حضور داشتند گفتم که برگه ای در میان حاضران پخش کنند و بعد خواسته ام که حداقل نام بیست نفر از یاران امام را در آن برگه بنویسند. خواسته ای که همواره محقق نشده است.
این پژوهشگر در ادامه تصریح کرد: البته این عدم شناخت به یاران امام حسین(ع) منحصر نمی شود. ما از شناخت آن سی یا سی وسه هزار نفری که در مقابل سیدالشهدا صف آرایی کردند نیز عاجزیم. ما از سابقه کسانی که در مقابل امام حسین(ع) ایستاندند هیچ چیزی ندانسته ایم تا به حال. نمی دانیم شمر که بود و یا کسانی در مقابل امام دشمنی ورزیدند که حتی کرسی حدیث داشتند. چرا کوفیان دیروز نامه نوشتند و امروز با امام عداوت به خرج دادند؟
سنگری افزود: زمینه معرفتی کربلا در حالی به محاق رفته است که می بایست این زمینه با هنر و ادبیات بروز پیدا می کرد. کربلا سرشار از نمادهاست. نمادهایی که سرشار از قابلیت هایی هستند که در سینما درام شکل دهند و دیده شوند. اما متاسفانه می بینیم که نه معرفتی هست و نه بروز و ظهوری.
او با اشاره به ارتباط بین سینما و عاشورا خاطر نشان کرد: اگر درام عرصه تقابل خیر و شر باشد که هست، کجاست که شر، به وضوح و با همه پلشتی اش جز در کربلا دیده شده باشد؟ یا خیر به زیبایی و صراحت ماجرای عاشورا نمود پیدا کرده باشد؟ کربلا عرصه بروز و ظهور حق و باطل است به روشنی و درخشش.
در ادامه این نشست خلوت، حجت الاسلام سعید اصفهانیان، مولف در زمینه معارف قرآنی، با اشاره به آیه اول سوره ابراهیم گفت: به نظر می رسد می بایست نظرگاهمان را نسبت به هنر و سینما روشن کنیم و بعد سراغ نحوه بهره گیری از معارف مان در ساحت هنری چون سینما برویم. با توجه به آیه اول سوره ابراهیم می خواهم به ماجرای کربلا نگاهی بیندازیم که می بایست با توجه به آیه چرایی و انگیزه حرکت و نحوه حرکت و هدف حرکت را در نظر داشته باشیم. این سه عامل از نظر من مهم ترین گزینه هایی هستند که می بایست یک اثر عاشورایی دارا باشند.
او با اشاره به مفهوم کل یوم عاشورا تصریح کرد: هر اثری که بتواند انگیزه و مسیر و هدف عاشورا را داشته باشد به نظر من اثر عاشورایی است. سینما اگر می خواهد اثرگذار باشد و موج آفرینی کند می بایست بن مایه های قرآنی ماجرا عاشورا و اهداف متعالی امام را درک کرده و بعد سراغ اثر آفرینی برود. دلیل این که در این مدت نتوانسته ایم قلوب مخاطبانمان را فتح کنیم همین است که بن مایه ها و اهداف قرآنی ماجرای کربلا را فهم نکرده ایم.
فرآورده در ادامه سخنان سعیدی با اشاره به این که سینما آن قدر که برای مسلمانان لازم است برای هیچ کس نیاز نیست گفت: درام، متکی به شخصیت است. باید شخصیت به خوبی برای مخاطب روشن باشد. وجوه شخصیتی اش نشان داده شود. این در حالی است که به نظر می رسد در آثاری که در زمینه عاشورا ساخته می شود در حد بیوگرافی تاریخی امام پیش تر نمی روند. در حالی که با توجه به منابع قرآنی و روایی محدود کردن ائمه به زمان و مکان خاص جفاست. چرا که این بزرگواران برای هدایت مردم زمان و مکانی خاصی برانگیخته نشده اند.
این تهیه کننده در ادامه به خاطره ای از آیت الله جوادی آملی اشاره کرده و گفت: ما وقتی می خواستیم سینمایی ملک سلیمان را کلید بزنیم به خدمت آیت الله جوادی آملی رسیدیم، ایشان نتیز به این نکته تاکید می کردند که انبیا و معصومین را نباید به زمان خاصی محدود کرد. جالب این که ایشان می فرمودند طوری ملک سلیمان را بسازیم که فرا زمانی و مکانی باشد تا مخاطبان گسترده تری را شامل شود.
فرآورده تصریح کرد: از این منظر من تصور می کنم باید کاروان امام حسین(ع) را به تصویر کشید. اربعین امسال بارقه هایی از حرکت امام دیده شد. بارقه هایی که هیچ گاه جلو دوربین سینما نشان داده نشده است.
او در پاسخ به این سوال که آیا با این که نمی توانیم چهره امام را نشان بدهیم، آیا می توانیم درباره خود ایشان فیلم بسیازی گفت: اصلا مشکل ما هم اکنون نشان دادن و نشان ندادن چهره امام نیست. به قول شهید مطهری مشکل ما قهرمان پروری است که بشر همواره علاقه دارند که قهرمانشان را تقدیس کنند. ما باید چنین تصویری از امام را ساخته و پرداخته کنیم.
در این قسمت از برنامه که سنگری سوالی مبنی بر این که آیا نشان دادن شخصیتی که می بایست تقدیس شود او را ویترینی نخواهد کرد، یکی از حاضران نسبت به رویه بحث اعتراض کرد که باید در جلسه به این که اصلا سینما قابلیت نشان دادن عاشورا را دارد یا خیر پرداخت. در صورتی که این جلسه فرض بر این گرفته که این هنر اومانیستی می تواند، ماجرای عاشورا را نشان دهد.
مجتبی فرآورده در پاسخ گفت: من فکر می کنم این که بگوییم سینما اومانیستی و است و ... به درد مطبوعات می خورد چنین چیزی وجود ندارد. اتفاقا سینما قابلیت نشان دادن موضوعات مختلفی را دارد.
این تهیه کننده در اداکه گفت: به نظر من مشکل ما این است که هنوز بر سر اومانیستی بودن و نبودن سینما بحث می کنیم و هیچ کار عملی انجام نمی دهیم. حتی در مورد این که می شود شخصیت امام را در قابل سینما به مخاطب عرضه کرد که تحت تاثیر قرار گیرد قابل بحث های تئوریک نیست. چرا که ساخت فیلم سینمایی و یا آفریدن هر اثر هنری خصوصا اثر سینمایی بسیار متفاوت تر از بحث هایی است که ما در این جا انجام می دهیم.
او افزود: به نظر ما بهتر این است که ما در این زمینه فقط و فقط کار کنیم. کار کار کار. وقتی همه فکر می کردند ادبیات فقط یه نوع است، کسی مثل «ویکتور هوگو» نشست و اثری نوشت که بنای نظری ادبیات را کلا تغییر داد. بعد بر اساس اثر او نشستند و رمانتیسم را توضیح دادند و بر سر کم و زیادش صحبت کردند.
در این نشست که عده ای اندک حضور داشتند چند تن دیگر از حاضرین از کارشناسان سوال کرده و نظراتشان را نقد کردند.