جهان-احیا: ۷ ژانویه ۲۰۱۵ دو نفر در حالی که شعار الله اکبر سر میدادند به دفتر مجله فکاهی شارلی حماه میکنند و تحریریه آن را به گلوله میبندند.
از همان لحظه اذهان عمومی برای مقابله با آن حادثه تروریستی٬ جمله «من شارلی هستم» را در فضای شبکههای مجازی همخوان میکنند و از تروریستهای برائت میجویند. «من شارلی هستم یا JesuisCharlie» در کمتر از ۲۴ ساعت، بیش از سه میلیون و ۵۰۰ هزار بار توییت شد.
مجله شارلی در حالی که تیراژ بالای شصت هزار عدد را تجربه نکرده بود در اقدام کاملا بی سابقهای شمارگان را در هفته بعد از حادثه به ۳ میلیون میرساند و عکس روی جلد خود را کارتونی از پیامبر انتخاب میکند که از زبان کارتون نوشته شده است «من شارلی هستم».
همین اتفاق موجب میشود یکشنبه همان هفته دولتمردان غرب دست به راهپیمایی وحدت علیه تروریست بزنند. راهپیمایی که نتانیاهو هم در آن حضور داشت. هر چند دولتمدارن فرانسوی حتی شخص اولاند٬ هیچ تمایلی برای حضور نتانیاهو نداشته است.
امروز اما با گذشت هفتهها از آن موقع هنوز بازار تحلیل آن اتفاق بسیار داغ است.
عدهای در ایران معتقدند کارتونی که مجله شارلی درباره ابوبکر البغدادی کشید یک برنامه ریزی بود تا مسلمانان اروپا را دولتهای غربی مورد آزار و اذیت قرار دهند. آنها استدلال میکنند در غیر این صورت چرا باید اولین شماره بعد از آن حادثه مجله شارلی به کارتون پیامبر اسلام اختصاص داده شود.
بعد هم این ماجرا و توطئه را نسبت میدهند به جریان یهودگرای دنیا و یهودیان را عامل این همه بدبختی مسلمانان میدانند.
این در حالی است که نتانیاهو بارها و بارها از تحلیلهاییکه به همین شکل است و منطقی جز این ندارد استفاده کرده و مسلمانان را متهم ساخته که میخواهند یهودیان را به محاق ببرند.
از طرفی درباره همین حادثه نیز میشود تحلیلهایی با همان منطق دشمن تراشانه ارائه داد که مسلمانان این ماجرای تروریستی را مدیریت میکردند که جلب توجه کنند. همانطور که بعد از اتفاق مجله شارلی به گزارش پایگاههای خبری بینالمللی فروش قرآن در فرانسه هر چه بیشتر شده است!
سوال اساسی اینجاست چرا همواره٬ هر دو طرف جریانهای تندرو٬ چه مسلمانان و چه یهودیان فکر میکنند دست پشت پردهای وجود دارد که میخواهد همهچیز را به هم بزند؟
این در حالی است که غرب در طول سالیان تلاش جهان بینی را شکل داده که در آن اهانت به پیامبرها و مقدسات نه تنها هیچ بدیای ندارد بلکه افتخار هم محسوب میشود! این جهان بینی نه با یک عمل و نه با یک فرد و یک دست توطئهزا تحقق پیدا کرده است. جهان بینی غرب دارای گزارههایی است که در آن هم میشود به پاپ توهین کرد و هم میشود به اعتقادات اهانت ورزید. جهان بینی که در غیاب و یا خواب جهان بینیهای دیگر سیطره پیدا کرده است. طوری که حالا اذهان دنیا بر اساس همان لغتهایی فکر میکند که در آن جهان بینی معنی پیدا کردهاند.
بنابراین هیچ دلیلی ندارد که - درست و غلط - بر طبل توطئه کوبیده شود. بلکه میبایست با ادبیاتی ایجابی به سراغ واقعههای بین المللی رفت تا رد پای محکمی از خودمان به جای بگذاریم. در همین واقعه میشد رسانههای ما ماجرا را طوری تحلیل میکردند که نه تنها نیازی نباشد به رونمایی از دشمنان مختلف اسلام٬ بلکه با ترسیم فضای آشفته فرانسه٬ مسئولین از آب گلالود ماهی میگرفتند و دست به چاپ کتابهایی به زبان فرانسوی درباره شخصیت نبی مکرم اسلام مینمودند. آن هم با سرعتی که همه رسانههای دنیا داشتند به مسئله شارلی را پوشش میدادند.
البته یکی از بهترین اتفاقات این روزها در برابر آن حادثه تروریستی که توانست اذهان عمومی را به سمت ایران برگرداند و افکار عمومی را پالایش دهد نامه مقام معظم رهبری به جوانان غربی بود. نامهای که با آن ادبیات مدرن خود٬ در یک هفته اخیر بیشترین توئیتها را در فضای شبکه اجتماعی توئیتر به خود اختصاص داده و رسانههای مختلف همگی آن را به نحوی پوشش دادند.