جامعه: گزارش اکونومیست از وضعیت دینداری در ایران: دلبستگی به مسجد، حقوق زنان، قدرت روحانیان و توسعه اقتصادی در قم
به گزارش دینآنلاین هر از چندی گزارشهایی در رسانههای مطرح جهان مطبوعات از وضعیت مردم ایران و دینداری منتشر میشود. این گزارشها که از طریق مشاهدات عینی قابل تصدیق و تکذیب به دست آمده، ممکن است قابل تعمیم نباشد اما بسیاری از این موارد به صورت جزئی میتواند جالب توجه برای کارگزاران و تصمیمگیران فرهنگی باشد.
نمازگزاری و مناسکگزاری دینی
طبق قانون، همه اماکن عمومی در ایران باید دارای نمازخانه باشند. اما با گذری در محل توقف اتوبوسها در میان جادهها، ادارات و مراکز خرید، میبینیم تعداد کفشهایی که بیرون در نمازخانه جفت شدهاند، کم است. مدیر یکی از ادارات میگوید "ما بعد از ناهار یک چرت میخوابیم." زنگ نماز کوتاه شده است. ادارات برای اینکه شهروندان اذیت نشوند، صدای اذان را پخش نمیکنند. تلویزیون دولتی که زمانی مسابقات فوتبال را قطع میکرد تا نماز جماعت زنده را پخش کند، اکنون به درج آرم کوچکی در گوشه صفحه تلویزیون اکتفا میکند.
ایران نخستین و تنها تئوکراسی قانونی دنیای مدرن است و نیز کمترین تعصبات مذهبی را در میان کشورهای خاورمیانه داراست. در مقایسه با یک دهه قبل، اسلام نقش کمتری در زندگی عمومی ایرانیان ایفا میکند. به ادعای دختر یکی از روحانیان برجسته "اعتقادات دینی کمرنگ شده و ایمان جای خود را به نفرت داده است." در حالی که رهبران سکولار عرب، سالهاست حرکتهای اسلامی را سرکوب میکنند و با تظاهرات مختلف اسلامخواهان مواجهند، در ایران اوضاع برعکس است.
تبدیل اسلام شیعی به یک ایدئولوژی، هم نهاد دولت و هم نهاد مسجد را تضعیف کرده است. طنز ماجرا این است که بعد انقلاب اسلامی ناخواسته کشور بیشتر از زمان شاه، به سمت سکولاریزم کشیده است؛ شاه ستمگری که بعد از کودتای ۱۹۵۳ و با تعقیب و آزار روحانیان، حکومت کرد. انگاری با اجبار مردم به دین، دیانت به کام بسیاری تلخ شده است. آنان از وعظ و خطابه رویگردان شدهاند.
نقش اقتصاد در دینداری
برخی، راه نجات و رستگاری را در مادیگرایی یافتهاند. اخیراً فروشگاهها و مراکز خرید بسیاری پدید آمدهاند. به گفته سعید لیلاز، نویسنده اقتصادی "شما نمیتوانید یک تریلیون دلار پول نفت را در ده سال بر سر مردم جامعه بریزید و آنگاه انتظار داشته باشید آنها دیندار و انقلابی باقی بمانند. مردم راحتطلب شدهاند." این امر منحصر به ایران نیست. به گفته یک دیپلمات جنوب اروپا "کشوری چون ایران، اسلامی است همانطور که ایتالیا کاتولیک است. هر کس اظهار میکند که معتقد است، اما در زندگی شخصی خود، از مالیات فرار میکند و به همسر خود وفادار نیست."
قدرت روحانیت
بسیاری از روحانیان، از حوزههای علمیه بیرون آمده و سعی کردهاند تا نقشی هر چند کمرنگ در مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی داشته باشند، امروزه اما قدرت آنان کاهش یافته و بیشتر غیرمستقیم شده است. اگرچه همچنان به عنوان مشاور در امور اساسی به حساب میآیند. طرفهای غربی حاضر در مذاکرات هستهای گزارش دادهاند که همتایان ایرانی آنها اغلب مواضع خود را پس از سفر به قم، خاستگاه انقلاب اسلامی، تغییر میدهند. روحانیت همچنین منابع عظیم مالی را در اختیار دارد و از این رو دارای تأثیرات اقتصادی است. البته ایرانیان با توجه به هویت اسلامی خود همچنان مذهبی باقی ماندهاند.
زنان در ایران اسلامی
بسیاری از مردم از اسلام به عنوان یک نهاد تا آنجایی که میتوانند دوری گزیدهاند. زنان همچنان موهای خود را در ملأ عام میپوشانند. آنها از رفتن به استادیومهای ورزشی منع میشوند و در اتوبوسها جدا از مردها و در قسمت عقب مینشینند. اما زنان عربی که به ایران سفر میکنند میگویند در ایران آزادترند تا در خانههای خود و اینکه اینجا زنگریزی"کمتر سازماندهی شده و بیشتر ریشهدار" است.
تعداد دختران دانشجو در بسیاری از دانشگاههای ایران دو برابر مردان است. در پژوهشی که اخیراً توسط مجلس انجام شده، آمده که ۸۰ درصد از زنانی که ازدواج نکردهاند، دوست پسر دارند.
قم و دینداری
تغییرات در قم، پایتخت مذهبی ایران عمیقتر است. زائران اماکن مقدسه را پر میکنند و به خطابههای ضد غربی آیتاللهها گوش میدهند. اما این اغلب ظاهر قضیه است. ادارات دولتی و مدارس علمیه در خیابان شهدا واقع شدهاند و خیابانهای اطراف تحتالشعاع مرکز خرید چند طبقه مروارید قرار دارند؛ جایی که به تن مانکنهای زن لباسهای جین پوشانیدهاند. در پانزده سال گذشته جمعیت قم ده برابر شده و به یک و نیم میلیون نفر رسیده است. حومههای شهر دارای خطوط منوریل شده است.
ثروت شهر از طریق زائران و نیز روحانیان افزایش یافته است؛ آنانی که ردایی بلند میپوشند و خود را موظف میکنند که ساعات زیادی از روز را به مطالعه بگذرانند و به قول یک فروشنده، در خرید عینکهای گرانقیمت ولخرجی میکنند.