جامعه-احیا: «همایش ملّی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد» دیروز ۱۷ آذرماه برگزار شد و همه سران نظام در این همایش حضور پررنگی داشتند.
رهبر معظم انقلاب در پاسخ نامه معاون ریاست جمهوری در سوالی عتابآمیز از جهانگیری پرسید چرا کاری عملی صورت نمیگیرد تا مردم نتایج آنرا بهطور ملموس احساس کنند؟!
ریاست جمهوری از تجمیع تفنگ و پول در یک موقعیت سخن گفت. رئیس قوه قضائیه از فسادهایی که نقطههای حساس نظام صورت میگیرد حرف زد. از دادگاه. از جایی که قرار است محل دادگستری و رسیدگی به تخلفات و تظلمها باشد. رئیس قوه مقننه هم بنگاههای دولتی که راه را برای بازی فعال بخش خصوصی واقعی بستهاند حرف زد و نهادهای دولتی که هم ردیف بودجه بسیار بالایی دارند و هم کار اقتصادی میکنند گلایه کرد.
به نظر میرسد ماحصل کاری این همایش را اگر بخواهیم بهصورت عملی از امروز در رسانهها و عملکرد سازمانها ببینیم با دو محور کاری مواجه خواهیم شد.
۱. تقویق سیستمهای نظارتی
۲. افشاگریهای پیدرپی مقامهای دولتی
که این هر دو پایه و مبنای دادگستری و عدالت گستری دولت اقای احمدینژاد بوده است. ایشان و دولتشان هم افشاگری کردند و هم سیستمهای نظارتی را تقویت کردند. نتیجهای که هم در پی این کارها مردم دیدند این دو بود:
۱. فساد اداری ناظرانی که قرار بود از فساد دیگران جلوگیری کنند
۲. سست شدن پایههای اخلاق حرفهای و بیاعتماد شدن مردم نسبت به مسئولین
در این میان تنها نکتهای که مشترک بین همه مسئولین و مردم و فعالان رسانهای است توافق بر دیدن و پنهان نکردن این فساد اداری گسترده در نهادهای حکومتی ایران است. که صد البته با برخورد سطحی نمیشود این فساد را ریشه کن کرد. از این رو در پی رهیافت واقعی از نظرگاه جامعهشناسانه ایرانی سراغ تقی آزاد ارمکی رفتهایم. استاد دانشگاه تهران. او نظریه جالبی درباره این مسئله دارد:
«هر روز در جامعه ما «پلیس» زیاد میشود. حراست فراوان میشود اما همه مشکلاتی که قبل از «پلیس» و «نگهبانان» اخلاقی داشتیم پابرجا میمانند. چرا؟
پاسخ به این سوال که چرا بینظمی و بیقانونی در جامعه ایرانی از صدر تا ذیل وجود دارد بسیار پیچیده است. میشود هزاران علت و دلیل بر شمرد. اما از توجه کردن به دلایل کاری برنمیآید. دلایل ذهن را منحرف میکند. همانطور که حالا مسئولین جامعه ما از مسئله اصلی منحرف شدهاند. ما باید یک نگاه جامعتر داشته باشیم تا علتالععلل را بیابیم.
به نظر من جامعه دچار یک فردگرایی مفرط شده است. فردگرایی که ناشی از بیمعنی شدن مفاهیم شده. مفاهیم آنقدر تحلیل رفته و لاغر شدهاند که معنایی در آنها نمانده. فقر بی معنی شده. ثروت بی معنی شده. باروها بی معنی شدهاند. مردم از بیمعنایی در زندگی رنج میبرند. دست به خودنمایی میزنند تا این بیمعنایی را جبران کنند. اما نمیتوانند. مجبور میشوند در این خودنمایی افراط کنند. لوازماش را ندارند و در هر کاری که هستند دنبال راهکاری برای سودجویی هستند تا به اهداف مادی خود برسند و منابع خودنمایی را تامین کنند. خودنمایی ناشی از بیمعنایی در زندگی درد جامعه ماست.
این بیمعنایی حل نمیشود مگر این که نظریهپردازان حکومتی از تقلید بیرویه از نظریههای دیگریان دست بشویند. سراغ جامعه بروند و رفتارهای اقتصادی و فرهنگی مردم را تحلیل کنند. بررسی کنند.
تحلیل رفتارهای مردم نشان میدهد که فقر معنی ابتذال به خود گرفته است. در صورتی که نباید اینطور باشد. مردم فقسر کاری پیدا نمیکنند که تا درکی از فقر داشته باشند. فقر یعنی اینکه فردی کار کند و نتواند منابع مالی زندگیاش را تامین کند. یا بیمار شود و نتواند سر کار برود. از این رو سراغ سیاستهای رفاهی دولت برود.
تحلیلهای رفتاری نشان میدهد که اعتیاد نباید در قشر فقیر ما رواج پیدا میکرد. اعتیاد به مواد گران قیمت. ولی رواج پیدا کرده است.
قشر ثروتمند هم گرایش مفرط به اعتیاد دارد.
در این بین هر دو قشر فقیر و غنی برای خود الگوی زندگی مناسب ندارند و هر دو از الگوی زندگی قشر متوسط تبعیت میکنند.
دولتهم تنها کاری که میکند برای رفع آسیبهای اقتصادی به جای گسترش دادن تولید٬ پول نفت را در جامعه سرازیر میکند. از دهانه جامعه پول میریزد تا در آن انتها به فقرا برسد. در صورتی که عدهای هستند که این پول را در دهانه میبلعند و اجازه نمیدهند این پول پائین برود. این افراد همان نوکیسه ها هستند. کسانی که امروز در همه جای جامعه رخنه کردهاند. آموزش عالی٬ مطبوعات٬ آموزش و پرورش٬ صنعت٬ تولید٬ بازار و... کسانی که خودشان در بدنه دولت کارمند بودهاند. مسلما اینافراد ارزشهای جامعه ما را تغییر دادهاند.
نوکیسهها ارزشی پروردهاند؛ راحت پول درآوردن. این را هم با زندگیای که دارند تبلیغ میکنند. نظام ارزشیای که رد آن درست کار کردن٬ فساد کردن معنی ندارد.
بنابر این باید این نوکیسه درمان شوند. به هر نحوی. بعد نظام ارزشیای که ایجاد کردهاند خذف شود. تازه مردم ما با این وصف پا به زندگی واقعی و معنا دار میگذارند.»