ویژهنامه "تحول در نظم جهانی"/امیر محبیان در گفتوگو با تسنیم:
مدل عقلانی دینی ایران مدرنیته غربی را به چالش کشیده/ارزشهای اسلام میتواند در نظم جدید 'جهانی' شود
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۳
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، تحول در نظم آمریکایی جهان از جمله مواردی است که سالهاست از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده است. ایشان اخیراً نیز در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان رهبری این موضوع را یادآوری و همچنین با اشاره به تزلزل شدید در ۲ پایه اصلی نظم غربی و بهویژه آمریکایی جهان یعنی پایههای فکری و ارزشی و پایه نظامی سیاسی تأکید کردند که جمهوری اسلامی ایران از طریق فهم درست از تغییر و تحولها در جهان و همچنین از طریق تقویت کشور باید در شکلگیری نظم جدید جهانی تأثیرگذار باشد. در گفتوگوی ذیل که در ادامه سلسله گزارشها و گفتوگوهای تسنیم درباره تحول در نظم جهانی تهیه و تنظیم شده است، بهسراغ امیر محبیان رئیس مرکز پژوهشی راهبردی آریا و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز رفتهایم تا نظر وی را درباره این تغییر و تحول در نظم جهانی جویا شویم.

محبیان در پاسخ به این سوال که "بسیاری بر این باورند که نظم فعلی جهانی با ابر قدرتی هژمونیک آمریکا، در حال فروپاشی است و در آینده شاهد تحول در این نظم و شکلگیری نظم جدیدی خواهیم بود. علل، علائم و نشانههای این تغییر چیست؟" گفت: از ٢٥ دسامبر ٩١ که اتحاد شوروی متلاشی شد عملاً نظام دو قطبی به پایان رسید، هرچند پیش از آن هم شواهدی از بروز بحران در نظام دو قطبی دیده میشد ولی با سقوط اتحاد شوروی دورانی آغاز شد که میتوان آن را دوران سیالیت نظام بینالملل نامید، در این شرایط جهان به سوی شکلگیری نظام جدیدی میرود و هر قدرتی میکوشد در نظام جدید برای خود نقشی تعریف کند.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: پس از سقوط اتحاد شوروی، آمریکا کوشید نظامی "تک قطبی" یا "یونی پولار" ایجاد کند ولی هم پتانسیلهای لازم را نداشت و هم هزینههای آن برای نظام بزرگ ولی پرهزینهای چون ایالات متحده بسیار زیاد بود، اروپا هم با ساماندهی اتحادیه اروپا کوشید از زیر قید و بند آمریکا بیرون آید، چین این اژدهای خفته نیز بیدار شد، قدرتهای اقتصادی جدیدی چون برزیل ظاهر و مدعی شدند، اینها و دهها علامت دیگر از تغییر نظام بینالملل حکایت میکند.
محبیان همچنین در پاسخ به این سوال که "به نظر شما نظم جدید جهانی به صورت تکقطبی قطبی خواهد بود یا چند قطبی؟ و نظم جدیدی که در حال شکلگیری است چه شاخصههایی دارد؟" خاطرنشان کرد: هر نظمی که پدید میآید مبتنی بر ساختار غولآسای اقتصادی سامان میگیرد، هزینههای نظام تکقطبی بسیار سنگین است و هیچ کشوری توان پرداخت چنین هزینهای ندارد، نظام دو قطبی هم به دلیل فرو ریزی نظامهای ایدئولوژیک امکان بازسازی ندارد. برداشت من آن است که چند بلوک قدرت شکل خواهد گرفت، امام خمینی (ره) این واقعیت را به درستی پیش بینی کرده بود و میکوشیدند بلوک جهان اسلام را سامان دهند. اکنون تلاشهایی وجود دارد که ظرفیتهای شکلگیری این بلوک را که امت اسلام مینامیم و ماهیت جغرافیایی ندارد، با ایجاد مسیرهای انحرافی یا جریاناتی با تصویر منزجر کننده خنثی کنند.
وی در ادامه و در پاسخ به این سوال که "با توجه به بلوکهای قدرت موجود، آیا مشخصاً چین میتواند ارزشهای خود را به صورت ارزشهای هژمون درآورده و به یک ابرقدرت هژمونیک در دنیا تبدیل شود؟ یا اینکه اسلام چنین وضعیتی را در حال حاضر میتواند داشته باشد؟" اظهار داشت: هژمونی یا فرادستی طبعاً باید قابلیتهای پذیرش را در فرودستان پدید آورد، آمریکا توانست نوعی غلبه فرهنگی خاص را تحت عنوان سبک زندگی آمریکایی ایجاد کند و هژمونی خود را باکمک آن حتی تا ضمیر ناخودآگاه بعضی أفراد و حتی ملت بگستراند. اما هماینک اسلام به عنوان یک باور که سبک زندگی خاص خود را دارد، پتانسیل تبدیل شدن به هژمون را دارد ولی چین به گمانم به دلائل مختلف قابلیت تبدیل شدن به هـژمون سیاسی بر کل جهان را نداشته و نهایتا بر کشورها و ملتهای همفرهنگ تأثیرگذار خواهد بود

این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه این گفتوگو و در پاسخ به پرسش خبرنگار تسنیم مبنی بر اینکه "طبق نظر آنتونیو گرامشی، هر هژمونی، پادهژمونهای خود را می سازد. از این لحاظ، آیا می توان تاسیس پدیده هایی همچون داعش و سایر گروهکهای تروریستی توسط آمریکا را پادهژمون سازی های مصنوعی به منظور پیشگیری از هرگونه تحول واقعی در نظم جهانی توصیف کرد؟" تاکید کرد: بله، دقیقاً جریانات انحرافی درون بلوک اسلام محصول تلاش برای مدیریت برداشت مسلمانان و غیرمسلمانان است. ایران پتانسیل خوبی برای ایجاد مدل عقلانی، صلحطلب و کارآمد ولی استوار بر هویت اسلامی دارد، در همین راستا، نگرانی غربیها قابل درک است، مدل عقلانی ولی دینی، باورهای مبتنی بر مدرنیته را به چالش میکشد و جاذبه برای جلب غربیها به سوی اسلام را چند برابر میکند.
محبیان همچنین تاکید کرد: ظهور جریانات فاسدالعملی چون طالبان و القاعده و داعش که توسط غربیها برجسته شدند، فرصتی برای ما ایجاد کرده است تا با نشان دادن کنتراست و تضاد مدل عقلانی ایران با مدلهای عقلستیز مذکور، عقلای جهان را به سوی مدل ایران جلب کنیم.
وی در پایان و در پاسخ به این سوال که "در رابطه با تحولات جهان تحلیلهای غلطی نیز صورت میگیرد که به گفته برخی کارشناسان، این تحلیلهای غلط مانع نقشآفرینی صحیح ایران در این تحول در نظم جهانی میشود، به نظر شما این تحلیلهای غلط کدامها هستند؟" خاطرنشان کرد: تحلیلی که بیجهت توهم القایی آمریکا مبنی بر شکلگیری نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا را پذیرفته و تسلیم را به عنوان راهبرد توصیه میکند. نبردی گسترده ولی پنهان میان آمریکا و متحدان اروپائیاش برای ایجاد سلطه هژمونیک و نیز مقابله با آن وجود دارد، کافی است نظرات و توصیههای چارلز کوپچان را در این مورد مطالعه کنید، ولی باید دانست اروپا و آمریکا هر دو اسلام را رقیب و حتی دشمن میدانند.