به گزارش احیا
آنلاین حامد صفاییپور** در یادداشتی نوشت: چندین ایده قرآنی، مناسب با حال و هوای هیئتها و کانونهای مذهبی امیدوارم این نوشتة کوتاه بهانة لازم را به دست جوانان پرشور و تحولخواه بدهد، و انگیزهها و ارادههایی را برای عمل به وصیت رسول خدا برای همراهی قرآن و عترت برانگیزد و به میدان عمل آورد.
۱ـ قرآن خودش برنامه است، نه برنامهای برای آغاز برنامه!
در غالب جلسات مذهبی، قرآن خوانده میشود؛ یعنی کسی که قاری نامیده میشود، و احتمالاً صوت دلنشینی دارد یک تلاوتِ مجلسی میخواند، تا «برنامه» شروع بشود. این نگاه این آسیب جدی را دارد که کم کم در ضمیر ناخودآگاه ذهن ما این عادت و باور غلط تهنشین می-شود که قرآن بهانهای برای شروع جلسه است. مثلاً من دوستی را که بیرون جلسه ایستاده است، صدا میکنم و میگویم: علی! بیا! قرآن تمام شد! جلسه دارد شروع میشود!
در واقع در این نمونه، عمل شروع جلسات با قرآن، با شروع جلسات با سرود ملی و برخی مقدمات دیگر فرقی نمیکند و این یکی از آفات هر تکرارِ بیاندیشه و عمل بیروح است. برای جبران این مشکل طرحهای متنوعی میتواند به ذهن برسد که نویسنده خود تجربة طراحی و اجرای یکی از این طرحها را داشته است:
طرح تنفس با قرآن
در این طرح، قرآنِ آغازین جلسات از یک تلاوت مجلسی به یک تلاوت اندیشمندانه تبدیل میشود. این کار با تهیة متنهایی صورت میگیرد که محتوای آیات را «قبل» از تلاوت ـ نه به صورت مستقیم ـ بلکه با استفاده از اشاراتی کوتاه و گذرا بیان میکند. این امر ذهن شنونده را منتظر میگذارد، تا خود را «آماده» شندیدن کلام حق کند. در واقع هدف ما در این طراحی این بوده است که شنونده واقعاً شنونده و در حالت استماع باشد و قرآن
لازم نیست همة هیئتها بهطور ثابت و ادواری همواره دربارة یکسری از مناسبها فعالیت کنند «ایام الله» در این روزها خلاصه نمیشود و جامعه نیز به حرفها و بیانهای تازه نیازمند است
بر او «نازل» شود. همانطور که قرآن در دل حادثهها و طی ۲۳ سال از زبان رسول خدا بر دل و جان همراهانش نازل شده است. و آنان طعم خوش این آیات را در دل حادثهها و سرد و گرم روزگار چشیدهاند.
مثلاً فرض کنید امشب شب عاشوراست و قرار است برنامة هیئت با تلاوت قرآن شروع شود. خوب! چه چیزی دلچسبتر از اینکه موضوع متن قرآنی و آیات متناسب با مفهوم شهادت، جهاد در راه خدا، رجوع به سمت خداوند و... باشد؟ چه مقدمهای تکاندندهتر از اینکه در این شب، ۳۲ نفر از سپاه عمر سعد از شنیدن صوت مناجات و نوای تلاوت قرآن لشکر حسین علیهالسلام از خیمهگاه خود بیرون زدند، و در خلسة شنیدن نوای مناجات و تلاوت لشکر حسین علیهالسلامخود را به سپاه امام رساندند!...
برای اختصار، توضیحات بیشتری دربارةاهداف و روش اجرای طرح تنفس با قرآن نمیدهم، برای آشنایی بیشتر و خواندن نمونههایی از این متنها، میتوانید به سایت پیشانی* (بخش ایدههای فرهنگی) مراجعه کنید.
۲ـ روز مبعث، روز تولد قرآن!
روز مبعث روز تولد قرآن است، روز خواندن به نام پروردگار!، اقراء باسم ربک الذی خلق؛ از معنویترین اعیاد مسلمین. آیا قبول دارید که گرامیداشت این مناسبت در میان ما شیعیان کمرنگ است؟ میخواهم از این ایده دفاع کنم که از اساس لازم نیست همة هیئتها بهطور ثابت و ادواری همواره دربارة یکسری از مناسبها فعالیت کنند. «ایام الله» در این روزها خلاصه نمیشود، و جامعه نیز به حرفها و بیانهای تازه، نیازمند است. این نیاز در خود بچهها و کارگزاران و خادمان هیئتها نیز وجود دارد. کارهای جدید سیستمهای اجرایی و نیروی انسانی ما را شاداب و بهروز میکند. آیا روا نیست اعیادی مثل قربان و مبعث بهطور جدیتر، همراه با برنامههایی قرآنی در برنامة هیئتهای ما قرار بگیرد؟ چه اشکالی دارد یک هفته جشن و برنامههای متنوع دیگر به مناسبت عید مبعث با موضوع شناخت قرآنبرگزار شود؟ خود این برنامهها به صدها طریق میتواند در اجرا و هدفگذاری متنوع و جذاب باشد.
۳ـ جنگ اُحد! سالروز شهادت حضرت حمزه (سید الشهدای پیامبر)
۹ شوال، سالروز جنگ احد است. تقریاً۵۰ آیة قرآن در سورة آل عمران دربارة جنگ اُحد است. در واقع این حادثه از جهت تعداد ایاتی که بدان مربوط است، بیرقیب است! به نظر من، موضوع جنگ احد میتواند موضوعی بسیارمناسب برای کارهای قرآنی باشد بهخصوص اینکه موضوع شکست تلخ اُحد، این استعداد را دارد که هیئتها و کانونهای مذهبی در پرتو توجه به آن، به بازسازی تشکیلاتی و مدیریتی خود بپردازند و از تجربیات این شکست
زبان همة ادیان الهی در انتقال مراد خود استفاده از داستان و تمثیل است و این نکتة مهمی است که در آموزشهای دینی جامعة ما مغفول واقع شده است
تلخ در تاریخ اسلام و اشارات قرآن توشه برگیرند. برای تأمل بیشتر در اینباره شما را به کتاب «اُحد، قلة مدیریت»، نوشتة آقای «لطفاله میثمی» ارجاع میدهم.
۴ـ یوسف و مریم، دو جوان قرآنی
به اعتقاد شیعیان، تمام صفات خوب انبیاء الهی در حضرت ختمی مرتبت و امامان طاهرین جمع است؛ از طرفی دربارةبرخی از ائمة اطهار مثل امام کاظم و امام عسکری علیهم السلام مطالب موجود در کتابهای تاریخی و حدیثی بهنسبت اندک است. آیا با توجه به این دو نکته نمیتوان نتیجه گرفت که دستکم به عنوان یک هدف راهبردی (استراتژیک) یک راه مطمئن در معرفی اولیة خدا و اهلبیت استفاده از تصویر مطمئن و مؤثری است که قرآن از انبیاء و اولیاء الهی تصویر کرده است. در این میان دو شخصیت یوسف علیهالسلام و مریم سلام الله علیها این خصوصیت مهم را دارند که داستان و نقاط عطف زندگی آنها مربوط به جوانی است. داستان یوسف در قرآن، تنها داستانی از داستانهای انبیاء است که در نهایت بلاغت و زیبایی تنها در یک سوره و در ۱۲ صفحه آمده است. این نکته هم بر زیباییهای این داستان افزوده و هم کار قرآنی بر اساس آن را آسان میکند. به اینها باید اضافه کرد که از اساس، زبان همة ادیان الهی در انتقال مراد خود، استفاده از داستان و تمثیل است؛ و این نکتة مهمی است که در آموزشهای دینی جامعة ما مغفول واقع شده است. بهطور خاص، داستان یوسف میتواند جوان ما را برای مبارزه با آلودگیها مقاوم سازد. یوسف در محیط آلوده و در هنگامة رویاروی چهرهبهچهره با گناه چه کرد؟ «... قال معاذ الله! انّه ربّی احسن مثوای!...»؛ «پناه بر خدا! بهترین جایگاه من نزد خداوند است!»
آیا رواست که اعجاز قران در دست ما باشد، و مشکلات بسیاری از این جنبه در میان ما و خانوادههایمان دائما در حال رشد؟!...
حرف آخر
پیشنهادهای اجرایی، آموزشی و تحقیقاتی دیگری نیز قابل طرح است. منتها ترجیح میدهم اختصار این نوشته رعایت شود. مهم این است که زاویة نگاه ما برای استفاده از قرآن قدری تغییر کند و دامنه و گسترة بیشتری را در بر بگیرد. قرآن نباید تنها زینت سفرة عقد، حرز مسافران و سرمایة کتابفروشیها باشد. حقیقت این است که «واژهای در قفس است» و پروندة شکایت رسول خدا از ما، همچنان مفتوح است: «... و قال الرسول: یا ربِّ اِنَّ قومی اتَّخذوا هذا القرآن مَهجورا.»
پینوشت:
*www. pishani. ir
** دکترای فلسفه
به نقل از ماهنامه خیمه