جامعه-احیا: اشکافهای همه خانههای ایرانی بقچههای مخصوص محرم دارند. خانم خانه هر سال چند روز مانده به محرم بقچههای محرم را باز میکند، پارچههای سیاه و کتیبهها را بیرون میآورد و مرد خانه هم نردبان میگذارد جلو در و بچهها با شور و شوق بالا میروند و به سر در خانهها کتیبه میزنند. اگر خانهای بالای در چراغی هم دارد حداقل به مدت ده روز شبها خاموش نمیکند.
همه محلههایمان هم یک هیئتی دارد که ایام محرم چرخها را بیرون میآورد، مهتابیهایش را دستی میکشد و پرچم بزرگاش را بر چوبها محکم میکند. باید دوره بیفتد تا صدای یا حسین(ع)، یا حسین(ع) کوچهها را بپیچد.
بچهها از همان بقچههای مخصوص محرم پرچمهای کوچکشان را در میآورند و چلو دستههای عزاداری میچرخانند. و چه حظ دارد که صدای طبل از شکف در درون خیزد و چشمان مادر پر شود و پدر یا حسین(ع) صدا بزند. و چه کیفی دارد...
اما همه این ها کم کم بدل میشوند به خاطره. گویی باید از فعل گذشته استفاده کنیم برای توصیف محرمهایی که هیئتها دوره میگشتند، از هر دری به قدر وسعاش نذریای میگرفتند.
یکی از دلایل مهمی که عزاداریهای سنتی ما در محاق میروند تلویزیون خودمان است. چرا که چند سالی است صدا و سیمای جمهوری اسلامی تصمیم گرفته آیین عزاداری جدیدی را دراندازد و همهی شهرها و روستاها را به یک چوب براند.
سه، چهار سال پیش بود که شبکههای تلویزیونیمان مراسم عزاداری زنجان را پخش کردند. همه مردم، کوچک و بزرگ بر خیابانی جمع شده بودند و همه مداحان زنجانی نوحه میخواندند و مردم هم سینه میزدند. مراسم با شکوه و دلنشینی بود. حقا آیینی زیبا برای عزاداری.
همان زیبایی و شکوه آن مراسم بود که دلهای مدیران صدا و سیما را ربود. تبلیغات گستردهای راه افتاد. تبلیغات هم در جان و دل تصمیمگیران هر شهر و روستا رخنه کرد که چنین مراسمی را در شهر و روستای خود راه بیندازند. تا بل دوربینهای شبکههای سراسری را به روستاها و شهرهای خود بکشانند و در شبکههای یک، دو و سه دیده شوند.
امسال اما آن تبلیغات دیگر ه ثمر نشسته بود. همه شهرها و روستاهای کوچکهم حتی، مردم را به یک خیابان مشخص و یا میدان معین آورده بودند تا عزاداری دست جمعی برگزار شود.
در اصل قصهی عزاداری دسته جمعی هیچ خدشهای نمیتوان زد. اما وقتی عوارض چنین تقلیدی در عزاداری را بکاویم متوجه خواهیم شد که گسترش این نوع عزاداری آسیبهایی به برپایی آیینهای بوی هر منطقه وارد میسازد که قابل جبران نیست.
ظهر عاشورا وقتی هزاران نفر در یک میدان جمع میشوند در حقیقت هیئتهای فراوانی که قبلا در خانهها برپا میشدند فرو میریزند. اصالت خود ا از دست میدهند. چرا که مهمترین روز عزاداری و همه مقدمات ده، دوازده روزه برای همان یک روز است. بگذریم که در شهرهایی مانند تبریز سه روز متوالی از هفتم محرم مردم را با تبلیغات گسترده میکشانند به میدان مرکزی شهر... .
در واقع این عمل نهادهایی که میتوانند سرمایهی اجتماعی خصوصا از نوع مذهبیاش را به بار بیاورند زیر سوال میبرد. شاکلهی هیئتها را از هم میپاشد.
ترویج یک نوع خاصی از عزاداری در واقع آیینهای دگر را که نسبت به سلیقه هر منطقه ه وجود آمده اند را از بین میبرد. و این در حالیست که هیچ استدلال محکمی برای اثبات درستی این نوع عزاداری در دست نیست. چرا که حتی با خصوصیات محیطی و آبو هوایی برخی مناطق هم واقعا عزاداری دسته جمعی در هوای آزاد میسر نیست. از طرفی این نوع برگزاری عزاداری مشارکت مردمی را به حداقل میرساند که این مسئله آسیبی بسیار جدی در آیینهای عزاداری بشمار میرود.
این در حالی است که مقام معظم رهبری بارها بر آیینهای عزاداری تاکید کردهاند که میِبایست تلیغ شوند و اگر به فراموشی میروند احیا شوند. در حالی که کاری که صدا و سیما میکند و به مسئولین استان ها و شهرها القا میکند کاری جز این فرمایش رهبریست.
اگر این رویکرد ادامه یابد باید بقچه های مخصوص محرم خانههایمان را همراه با دستههای محلهها را جمع کنیم و در دفتر اشتباهاتمان ورق دیگری را رقم بزنیم.